Muhammad Movahed دیروز ساعت ‏04:19‏ ·    معلومات خوبی در باره قبر حضرت علی رضی الله عنه میباشد :


Muhammad Movahed

معلومات خوبی در باره قبر حضرت علی رضی الله عنه میباشد :

ادعای وجود قبر علی ابن ابیطالب رضی الله عنه در ولایت بلخ افغانستان دروغ و واهی است و حقیقت ندارد. آن مزاری که مشهور شده به مزار علی - و اسم شهر نیز به آن شهرت گرفته - یک ادعای وهمی و خیالی است و اصلا صحت ندارد و متاسفانه برخی از مبتدعین و قبوریون با استناد به سخنان بی اساس و بدون سند و انتساب آن مکان به قبر علی رضی الله عنه آنرا بهانه ای برای انجام بدعتهای خود و ترویج خرافات نموده اند.
در مورد محل دفن و قبرش باید بگوییم که در این مورد آن اختلاف هست، ابن جوزی ضمن ذکر بعضی از روایت‌ها در این زمینه، گفته است: خدا می‌داند که کدامیک از اقوال صحیح‌تر است. المنتظم (5/175).
و از روایت‌هایی که در این زمینه آمده است، موارد زیر است که در هیچیک از این روایتها، کوچکترین اشاره ای به افغانستان و بلخ یا جای دیگری از این کشور نشده است:
*- حسن بن علی رضی الله عنه او را در کنار مسجد جماعت در رحبه، که روبه‌روی دروازه‌های کنده می‌باشد، قبل از آنکه مردم از نماز صبح فارغ شوند و به منازلشان بازگردند، دفن کرده است.( الطبقات (3/38) خلافت علی ابن ابی طالب، عبدالحمید، ص 441)
*- روایتی مثل این می‌گوید: او در کوفه، در کنار قصر امارت در کنار مسجد جامع بصورت شبانه دفن شده است و جای قبرش کور شده است.( المنتظم (5/177)، تاریخ اسلام، دوران خلفاء، ص 615).
*- روایتی می‌گوید پسرش حسن رضی الله عنه او را به مدینه انتقال داده است. تاریخ بغداد (1/137).
*- روایتی هم می‌گوید قبری که ظاهراً در کوفه است - یعنی همان مزاری که در نجف است - همان قبر علی رضی الله عنه می‌باشد. بعضی از اهل علم از قبیل شریک بن عبدالله نخعی، قاضی کوفه، (ت 178ه‍) و محمّد بن سلیمان حضرمی(ت 297ه‍) این مسأله را انکار کردهاند.( خلافت علی بن ابی طالب، عبدالحمید، ص 441). در حقیقت پدیدآوری آنچه که به مزار حضرت علی در نجف نامیده می‌شود، در روزگار بنی‌بویه در دوران حکومت عباسی روی داد و آنها از جمله شیعیان رافضی بودند. شیعه طبق عادت خود این بدعت را در قرن چهارم هجری پدید آوردند. اهل معرفت بر این اتفاق دارند که آن مزار قبر علی نیست، بلکه گفته شده: قبر مغیره بن شعبه می‌باشد.
شیخ الاسلام ابن تیمیه می گوید: «این مکانهای مشهور قطعا دروغ و کذب هستند، مثل مکانی که در دمشق به محل دفن ابی بن کعب رضی الله عنه نسبت داده شده، و مکانی که به محل دفن اویس قرنی منتسب است و نیز مکانی که در مصر به محل دفن حسین رضی الله عنه نسبت داده می شود و مکانهای دیگری که در شام و عراق و مصر و دیگر سرزمینها و ذکر آنها به درازا خواهد کشید، حتی بعضی از علما از جمله عبدالعزیز الکنانی فرموده اند که: تمامی این قبوری که به انبیاء نسبت داده شده هیچکدام صحیح نیستند بجز قبر پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم. و البته اشخاص دیگری غیر از او (عبدالعزیز کنانی) قبر خلیل رضی الله عنه را نیز ثابت می دانند.
و اما مکان دفن علی رضی الله عنه ؛ عامه ی علما گفته اند که این مکان (مکانی که امروزه در نجف به محل دفن علی رضی الله عنه منتسب است) قبر او نیست، بلکه گفته شده آن قبر مغیره بن شعبه است، زیرا بعد از حدود سیصد سال از شهادت علی رضی الله عنه در امارت بنی بویه ..جمهور اهل معرفت گفته اند: علی رضی الله عنه در قصر امارتی در شهر کوفه و یا نزدیک آن دفن شده است.. و همینطور قبر معاویه که در دمشق است، و در مورد آنهم گفته شده: آن قبر معاویه نیست و بلکه قبر او همجوار دیوار مسجد دمشق است که به آن قبر هود گفته می شود. و اصل اینست که عامه ی این قبور و مکانها ساختگی و تقلبی هستند و نمی توان بطور قطع حکم به درستی آنها داد مگر در تعداد کمی از آنها و آنهم بعد از تحقیق و بررسی زیاد، و این امر (یعنی نامشخص بودن صاحبان آن قبور) بدان دلیل است که اساسا شناخت آنها و ساختن مقبره و مسجد بر آن قبور جزو شریعت اسلام نیست..». "مجموع الفتاوی" (27/447).
عبدالرحمان فاتح

Nemat Ataee ‏مارس 6‏، ساعت ‏02:32‏ ·    ﺣﮑﻢ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻣﺪﻥ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﭼﯿﺴﺖ؟


Nemat Ataee

ﺣﮑﻢ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻣﺪﻥ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ،
ﺷﺨﺺ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺍﮐﺮﺍﻡ ﻭ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻭﺍﺟﺒﺎﺕ ﻣﯽﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻻﺯﻡ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺠﺎ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ . ﺯﯾﺮﺍ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ : « ﻣَﻦْ ﮐﺎﻥ ﯾﺆﻣِﻦُ ﺑِﺎﻟﻠَّﻪ ﻭﺍﻟﯿﻮْﻡِ ﺍﻵﺧِﺮِ ﻓَﻠْﯿُﮑﺮﻡْ ﺿَﯿﻔَﻪُ ﺟَﺎﺋِﺰَﺗَﻪُ » ﻗﺎﻟﻮﺍ : ﻭﻣﺎ ﺟَﺎﺋِﺰَﺗُﻪُ ﯾﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠَّﻪ؟ ﻗﺎﻝ : « ﯾَﻮﻣُﻪ ﻭَﻟَﯿْﻠَﺘُﻪ . ﻭﺍﻟﻀِّﯿَﺎﻓَﺔُ ﺛَﻼﺛَﺔُ ﺃَﯾَّﺎﻡ، ﻓﻤﺎ ﮐﺎﻥ ﻭَﺭَﺍﺀَ ﺫﻟﮏَ ﻓﻬﻮ ﺻَﺪَﻗَﺔ ﻋﻠﯿﻪ » ﻣﺘﻔﻖٌ ﻋﻠﯿﻪ .
« ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ، ﻣﻬﻤﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺍﮐﺮﺍﻡ ﮐﻨﺪ، ﻫﺮ ﮐﺲ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻗﯿﺎﻣﺖ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﺯ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﺧﻮﺏ ﺑﻌﻤﻞ ﺁﻭﺭﺩ . ﺳﻮﺍﻝ ﺷﺪ، ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﺍﻭ
ﭼﯿﺴﺖ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﯾﮏ ﺷﺐ ﻭ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﺗﺎ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺻﺪﻗﻪ ﺍﺳﺖ » . ( ﻣﺘﻔﻖ ﻋﻠﯿﻪ ) .
ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺴﻠﻢ ﺁﻣﺪﻩ : « ﻻ ﯾﺤِﻞُّ ﻟِﻤُﺴﻠﻢٍ ﺃﻥ ﯾُﻘِﯿﻢ ﻋﻨﺪ ﺃﺧِﯿﻪِ ﺣﺘﯽ ﯾُﺆْﺛِﻤَﻪُ » ﻗﺎﻟﻮﺍ : ﯾﺎ.ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠَّﻪ . ﻭﮐَﯿْﻒ ﯾُﺆْﺛِﻤُﻪ؟ ﻗﺎﻝ : « ﯾُﻘِﯿﻢُ ﻋِﻨْﺪَﻩُ ﻭَﻻ ﺷَﯽﺀَ ﻟَﻪُ ﯾَﻘْﺮِﯾﻪِ ﺑِﻪِ » .
ﯾﻌﻨﯽ : ﺭﻭﺍ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﭻ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻧﺰﺩ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺍﻗﺎﻣﺖ ﮐﻨﺪ، ﺗﺎ ﺣﺪﯼ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ.ﮔﻨﻬﮑﺎﺭ ﺳﺎﺯﺩ .
ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﯾﺎ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ! ﭼﮕﻮﻧﻪ ﮔﻨﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺩﺭ ﻧﺰﺩﺵ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺠﺎﯼ ﺁﻭﺭﺩ .
ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪﺀ ﺳﻨﻦ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﻭ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺷﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺟﻮﺍﻧﻤﺮﺩﯼ ﻭ ﮐﺮﻡ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻧﻮﺍﺯﯼ ﺁﺷﮑﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﻭ ﺍﺩﺍﯼ ﻣﻬﻤﺎﻧﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﻧﯿﺎﺯﻫﺎﯼ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﻭ ﺁﺷﺎﻣﯿﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﺎﯾﺴﺖ ﺷﺨﺺ ﺍﺯ ﻣﻬﻤﺎﻧﺶ ﺩﻓﺎﻉ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺁﺯﺍﺭ ﺑﻪ ﻭﯼ ﻣﻤﺎﻧﻌﺖ ﺑﻌﻤﻞ ﺁﻭﺭﺩ .
ﻭ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺻﻠﻪﺀ ﺭﺣﻢ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻭﺍﺟﺒﺎﺕ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﻄﻊ ﺻﻠﻪﺀ ﺭﺣﻢ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﻮﯾﺸﺎﻭﻧﺪﺍﻥ ﻗﺮﺍﺑﺖ ﻭ ﺭﺣﻢ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻫﻢ ﺳﮑﻮﺕ ﺍﺯ ﻏﯿﺒﺖ ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﺍﺯ ﻭﺍﺟﺒﺎﺗﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺭﻋﺎﯾﺖ ﺁﻥ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻮﯾﮋﻩ ﺑﺎ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺳﯿﺎﺳﺘﻬﺎﯼ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻣﺖ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺍﺻﻼً ﺍﯾﻦ ﺍﺻﻞ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻧﻔﺎﻕ ﻭ ﺷﻘﺎﻕ ﻭ ﻏﯿﺒﺖ ﻭ ﺳﺨﻦ ﭼﯿﻨﯽ ﻧﻘﻞ ﻣﺤﺎﻓﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﮔﺮﺩﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﻋﻤﺎﻟﯽ ﺑﺮ ﺣﺬﺭ
ﺑﻮﺩ .
ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺟﻮﺩ ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﺩﻻﯾﻠﯽ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻬﻤﺎﻧﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﻭ ﻣﯿﺰﺑﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﺮ ﮔﺎﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﭘﯿﺶ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭ ﻟﺬﺍ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻣﯿﺰﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﭙﺬﯾﺮﻓﺖ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺸﻮﺩ .
ﺍﺯ ﺍﺑﻮ ﻣﻮﺳﯽ ﺍﺷﻌﺮﯼ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ :
ﻗﺎﻝ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻَﻠّﯽ ﺍﻟﻠﻪُ ﻋَﻠَﯿْﻪِ ﻭﺳَﻠَّﻢ : « ﺍﻻﺳﺘِﺌْﺬﺍُﻥ ﺛَﻼَﺙٌ، ﻓَﺈِﻥْ ﺃُﺫِﻥَ ﻟَﮏَ ﻭَ ﺇﻻَّ ﻓَﺎﺭْﺟِﻊ، ﻣﺘﻔﻖ ﻋﻠﯿﻪ .
ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺍﺟﺎﺯﺕ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﺍﮔﺮ ﺑﺘﻮ ﺍﺟﺎﺯﺕ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪ، ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ .
ﻭ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻣﺪﻥ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺴﺘﯽ ﺑﺎ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﻓﺮﻣﺎﯾﺸﺎﺕ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﮑﺮﯾﻢ ﻣﻬﻤﺎﻥ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﺑﻪ ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭﯼ ﻧﻤﻮﺩ.

ﻭﺍﻟﻠﻪ ﺍﻋﻠﻢ
ﻭﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻋﻠﯽ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﻋﻠﯽ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺍﺗﺒﺎﻋﻪ ﺍﻟﯽ ﯾﻮﻡ ﺍﻟﺪﯾﻦ
ﺳﺎﯾﺖ ﺟﺎﻣﻊ ﻓﺘﺎﻭﺍﯼ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﻭ ﺟﻤﺎﻋﺖ

Abdolhakim Ramsh 11 ساعت ·    صبر بر قضا و قدر


Abdolhakim Ramsh
11 ساعت · 
 

صبر بر قضا و قدر

الله تعالی درسوره تغابن آیه 11می فرماید:

هیچ واقعه و حادثه ای جز به فرمان و اجازه الله رخ نمی دهد، وهرکس که به الله ایمان داشته باشد، الله دل او را (به ثبات و آرامش، و خشنودی به قضاو قدر الهی می رساندو) رهنمود می گرداند، و الله از هر چیزی کاملا آگاه است.

ابن کثیر رحمة الله علیه در تفسیر این آیه می فرماید:

هرکسی که بلایی به او برسد و ایمان داشته باشد که این بلا قضا و قدر الله بوده و صبر پیشه کند و امید به پاداش الله داشته و راضی باشد به قضا و قدری که الله برایش تعیین کرده، الله تعالی دل چنین کسانی را هدایت میکند و چیزی را که در دنیا از دست داده و بلایی که به او رسیده را الله ازآن بهتر به او عطا و دلش را هدایت میکند و استوار و ثابت می گرداند، آن وقت است که میداند بلایی که به او رسیده باید به او می رسید و چیزی هم که به او نرسیده باید نمی رسید چون قسمتش نبوده،

و در این آیه نکته های ظریفی نهفته است وآن این است که:

صبر بر بلا و مصیبت باعث هدایت دلها و به آرامش رسیدن قلب می شود، این پاداش تنهامخصوص صابران است.

(تفسیرقرآن عظیم، ابن کثیر 321/6)

إحسان الله مبارز دروازی  ‏مارس 1‏، ساعت ‏12:48‏ ·    غذاهای تهیه شده از جانب خانواده میت

إحسان الله مبارز دروازی

غذاهای تهیه شده از جانب خانواده میت برای مراسم فاجعه مرگ آن؛ حرام واز اعمال جاهلیت اند
مصنف عَبْد الرَّزَّاقِ:

٦٦٨٩ - عَنِ الثَّوْرِيِّ، عَنْ هِلَالِ بْنِ خَبَّابٍ، عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ قَالَ: «الطَّعَامُ عَلَى الْمَيِّتِ مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِيَّةِ، وَبَيْتُوتَةُ الْمَرْأَةِ عِنْدَ أَهْلِ الْمَيِّتِ مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِيَّةِ، وَالنِّيَاحَةُ مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِيَّةِ»
★★*
مصنف عَبْد الرَّزَّاقِ:

٦٦٨٨ - عَنْ مَعْمَرٍ، عَنْ لَيْثٍ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ قَالَ: " ثَلَاثٌ مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِيَّةِ: النِّيَاحَةُ، وَالطَّعَامُ عَلَى الْمَيِّتِ، وَبَيْتُوتَةُ الْمَرْأَةِ عِنْدَ أَهْلِ الْمَيِّتِ لَيْسَتْ مِنْهُمْ "
★★★
٢٢٧٩ - حَدَّثَنَا عَبْدَانُ بْنُ أَحْمَدَ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ مَنِيعٍ ثنا هُشَيْمٌ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ، عَنْ قَيْسٍ، عَنْ جَرِيرٍ، قَالَ: «كَانُوا يَرَوْنَ أَنَّ اجْتِمَاعَ أَهْلِ الْمَيِّتِ وَصَنْعَةَ الطَّعَامِ مِنَ النِّيَاحَةِ»
المعجم الكبير للطبراني(ج ۲،ص:۳۰۷، ح:۲۲۷۹)
★★★
صُنْعُ أَهْلِ الْمَيِّتِ طَعَامًا لِلنَّاسِ
(جة) , عَنْ جَرِيرِ بْنِ عَبْدِ اللهِ الْبَجَلِيِّ - رضي الله عنه - قَالَ: كُنَّا نَعُدُّ الِاجْتِمَاعَ إِلَى أَهْلِ الْمَيِّتِ , وَصَنِيعَةَ الطَّعَامِ بَعْدَ دَفْنِهِ مِنْ النِّيَاحَةِ " (١)(١) (حم) ٦٩٠٥ , (جة) ١٦١٢ , (طب) ج٢/ص٣٠٧ ح٢٢٧٩ , وقال الشيخ شعيب الأرناؤوط: حديث صحيح

★★★
وقال المناوي في "فيض القدير" ١/ ٥٣٤: قال ابن الأثير: يندب لجيران الميت وأقاربه الأباعد صنع ذلك ويحلفون عليهم في الأكل، ولا يندب فعل ذلك لأهله الأقربين، لأنه شرع في السُّرور لا في الشُّرور، فهو بدعة قبيحة كما قاله النووي وغيره.
ونقل المناوي عن القرطبي أنه قال: الاجتماع إلى أهل الميت وصنعهم الطعام والمبيت عندهم، كل ذلك من فعل الجاهلية، قال: ونحو منه الطعام الذي يصطنِعُه أهلُ الميت في اليوم السابع، ويجتمع له الناس، يريدون به القربة للميت، والترحم عليه، وهذا لم يكن فيمن تقدم، ولا ينبغي للمسلمين أن يقتدوا بأهل الكفر، وينهى كل إنسان أهله عن الحضور لمثل هذا، وشبهه من لطم الخدود وشق الجيوب واستماع النوح.

إحسان الله مبارز دروازی ‏مارس 1‏، ساعت ‏12:31‏ ·    طبق احادیث ثابت وصحیح؛ این مراسم ختم وفاتحه


إحسان الله مبارز دروازی

طبق احادیث ثابت وصحیح؛ این مراسم ختم وفاتحه وخانه حلال وغیره پس از مرگ شخصی جمله از کارهای جاهلیت وشاخه ای از نوحه گرائی حرام اند
١٦١٢ - حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى، قَالَ حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ مَنْصُورٍ قَالَ: حَدَّثَنَا هُشَيْمٌ، ح وحَدَّثَنَا شُجَاعُ بْنُ مَخْلَدٍ أَبُو الْفَضْلِ، قَالَ: حَدَّثَنَا هُشَيْمٌ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي خَالِدٍ، عَنْ قَيْسِ بْنِ أَبِي حَازِمٍ، عَنْ جَرِيرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْبَجَلِيِّ، قَالَ: «كُنَّا نَرَى الِاجْتِمَاعَ إِلَى أَهْلِ الْمَيِّتِ وَصَنْعَةَ الطَّعَامِ مِنَ النِّيَاحَةِ».
**
ترجمه: مایان (صحابه) این جمع شد مردم نزد خانواده میت، وآماده ساختن غذا از سوی آنان را از نوحه سرائی میشمردیم».
[تعليق محمد فؤاد عبد الباقي]
في الزوائد [للبوصيري]: إسناده صحيح، رجال الطريق الأول على شرط البخاري، والثاني على شرط مسلم.

[شرح محمد فؤاد عبد الباقي]
[ش (كنا نرى) هذا بمنزلة رواية إجماع الصحابة رضي الله عنهم أو تقرير النبي صلى الله عليه وسلم. وعلى الثاني فحكمه الرفع. وعلى التقديرين فهو حجة] .
اين بمعناي حكايت اجماع صحابه است، ويا تاييد آن از جانب رسول الله صلی الله علیه وسلم ، ودر حالت دوم حکم فرمان رسول الله صلی الله علیه وسلم را دارد، ودر هردو حالت حجت است.

[حكم الألباني]: صحيح

سنن ابن ماجه، الجنائز، بَابُ مَا جَاءَ فِي النَّهْيِ عَنْ الِاجْتِمَاعِ إِلَى أَهْلِ الْمَيِّتِ وَصَنْعَةِ الطَّعَامِ، ح: ١٦١٢

 

حسان الله مبارز دروازی ‏مارس 1‏، ساعت ‏18:15‏ ·    برگزاری محافل گرد هم آیی همگانی مردم نزد خانواده


إحسان الله مبارز دروازی

برگزاری محافل گرد هم آیی همگانی مردم نزد خانواده شخص فوت شده، وآماده سازی طعامی از سوی خانواده آن برای آنها حرام وجزوی از اعمال نوحه گرائیست:
مسند احمد (١١/ ٥٠٥/ ٦٩٠٥): حَدَّثَنَا نَصْرُ بْنُ بَابٍ، عَنْ إِسْمَاعِيلَ، عَنْ قَيْسٍ، عَنْ جَرِيرِ بْنِ عَبْدِ اللهِ الْبَجَلِيِّ، قَالَ: " كُنَّا نَعُدُّ الِاجْتِمَاعَ إِلَى أَهْلِ الْمَيِّتِ وَصَنِيعَةَ الطَّعَامِ بَعْدَ دَفْنِهِ مِنَ النِّيَاحَةِ " (٢)
«جریر بن عبد الله بجلی رضی الله عنه میگوید: مایان(صحابه) جمع شد نزد خانواده میت، وآماده ساختن غذا از سوی آنها بعد دفن او را از نوحه سرائی میشمردیم»[ونوحه سرائی به اتفاق همه از گناهان کبیره میباشد].
***
(٢) حديث صحيح. نصر بن باب -وإن كان ضعيف الحديث- متابع، وبقية رجاله ثقات رجال الشيخين. إسماعيل: هو ابن أبي خالد، وقيس: هو ابن أبي حازم.
وأخرجه ابن ماجه (١٦١٢) عن محمد بن يحيى -وهو الذهلي-، عن سعيد بن منصور، وأخرجه أيضاً عن شجاع بن مخلد، كلاهما عن هشيم بن بشير، عن إسماعيل بن أبي خالد، بهذا الإسناد.
قال البوصيري في "الزوائد": رجال الطريق الأول على شرط البخاري، والثاني على شرط مسلم. وهو كما قال.

قال السندي: هذا بمنزلة رواية إجماع الصحابة، أو تقرير النبي صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، وعلى الثاني فحكمه الرفع، وعلى التقديرين فهو حجة. ثم قال: وبالجملة فهذا عكس الوارد، إذ الوارد أنه يصنع الناسُ الطعام لأهل الميت، فاجتماع الناس في بيتهم حتى يتكلفوا لأجلهم الطعام قلب لذلك، وقد ذكر كثير من الفقهاء أن الضيافة لأجل الموت قلب للمعقول، لأن الضيافة حقُّها أن تكون للسرور لا للحزن.
علامه سندی در حاشیه خود بر مسند احمد میگوید: این در حکم روایت اجماع صحابه، ویا تایید آن از جانب رسول الله صلی الله علیه وسلم هست، ودر صورت دوم حکم فرمان رسول الله صلی الله علیه وسلم را دارد، ودر هردو حالت حجت است.
نکته دیگر اینکه این کار عکس امر مطلوب در شریعت اسلامی هست که باید مردم برای خانواده مرده دار غذا آماده کنند، وتدارک مهمانی برای مرگ نیز وارونه سازی عقلانیت است، چون مهمانی برای خوشی است، نه برای غم واندوه.

★★★★★
★★★★★

مصنف ابن أبي شيبة (٢/ ٤٨٧):

مَا قَالُوا فِي الْإِطْعَامِ عَلَيْهِ وَالنِّيَاحَةِ
***
١١٣٤٦ - حَدَّثَنَا وَكِيعُ بْنُ الْجَرَّاحِ، عَنْ سُفْيَانَ، عَنْ هِلَالِ بْنِ خَبَّابٍ، عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ، قَالَ: «الطَّعَامُ عَلَى الْمَيِّتِ مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِيَّةِ، وَالنَّوْحُ مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِيَّةِ».
تابعی بزرگوار ابو البختری رحمه الله میگوید: آماده کردن طعامی به مناسبت میت وفوتی شخصی از کارهای جاهلیت است، ونوحه خوانی از امور جاهلیت است.
★★★
١١٣٤٧ - حَدَّثَنَا فُضَالَةُ بْنُ حُصَيْنٍ، عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، قَالَ: " ثَلَاثٌ مِنْ أَمْرِ الْجَاهِلِيَّةِ: بَيْتُوتَةُ الْمَرْأَةِ عِنْدَ أَهْلِ الْمُصِيبَةِ لَيْسَتْ مِنْهُمْ، وَالنِّيَاحَةُ، وَنَحْرُ الْجَزُورِ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ 
تابعی جلیل سعید بن جبیر رحمه الله میگوید: سه چیزیست که از امور جاهلیت اند: شب ماندن زنان بیگانه نزد خانواده مصیبت زده، نوحه سرائی، وشتر کشتن بمناسبت مصیبت(یعنی خانه حلال وغیره).
★★★
١١٣٤٨ - حَدَّثَنَا مَعْنُ بْنُ عِيسَى، عَنْ ثَابِتٍ، عَنْ قَيْسٍ، قَالَ: أَدْرَكْتُ عُمَرَ بْنَ عَبْدِ الْعَزِيزِ يَمْنَعُ أَهْلَ الْمَيِّتِ الْجَمَاعَات،ِ يَقُولُ: «تُرْزَوْنَ، وَتَغْرَمُونَ».
قیس بن سعد مدنی میگوید: عمر بن عبد العزیز دریافتم که خانواده میت را از برگزاری تجمعها ونشست های جمعی باز میداشت ومیگفت: خوار وقرضدار میشوید.
★★★
١١٣٤٩ - حَدَّثَنَا وَكِيعٌ، عَنْ مَالِكِ بْنِ مِغْوَلٍ، عَنْ طَلْحَةَ قَالَ: قَدِمَ جَرِيرٌ عَلَى عُمَرَ فَقَالَ: هَلْ يُنَاحُ قِبَلَكُمْ عَلَى الْمَيِّتِ؟ قَالَ: «لَا». قَالَ: فَهَلْ تَجْتَمِعُ النِّسَاءُ عِنْدَكُمْ عَلَى الْمَيِّتِ وَيُطْعَمُ الطَّعَامُ؟ قَالَ: «نَعَمْ»، فَقَالَ: «تِلْكَ النِّيَاحَةُ».
طلحه بن مصرف رحمه الله میگوید: جریر بن عبد الله بجلی نزد امیر المؤمنین عمر فاروق رضی الله عنه تشریف آورد، پس از او پرسید: در مناطق شما بر میت نوحه سرائی میشود؟ گفت: نه. گفت: آیا زنها بمناسبت میت جمع میشوند وغذایی به آن مناسبت تهیه میشود؟ گفت: بلی. پس امیر المؤمنین عمر رضی الله عنه فرمود: این خود نوحه سرائیست.

Omid Khazaee  ‏مارس 6‏، ساعت ‏18:52‏ ·    حکم بوسیدن دست علما

Omid Khazaee

حکم بوسیدن دست علما 
یکی از مسایلی که امروز با آن مواجه هستیم و خیلی ها از آن سوال می کنند؛ مساله بوسیدن دست علماست که برخی این عمل را ناپسند می دانند به همین جهت شاید این سوال مطرح شود که آیا چنین عملی جایز است یا نه؟
به طور کلی بوسیدن دست علما و پدر و مادر و بزرگتر ها اگر برای احترام باشد اشکالی ندارد و حرمتی برای چنین عملی وجود ندارد.
دلیل:حضرت عایشه رضی الله عنه می گوید: «إذا دخلت علیه قام إلیها فأخذ بیدها، وقبلها، وأجلسها فی مجلسه، وکان إذا دخل علیها قامت إلیه، فأخذت بیده فقبلته، وأجلسته فی مجلسها»: (زمانی که حضرت فاطمه رضی الله عنها بر رسول الله صلی الله علیه و سلم وارد می شد رسول الله جلوی ایشان بلند می شد و دستش را می گرفت و می بوسید و فاطمه را جای خودش می نشاند و همچنین زمانی که رسول الله بر فاطمه وارد می شد فاطمه جلوی رسو الله بلند می شد و دست مبارک رسول الله را می گرفت و می بوسید و رسول الله را در جای خودش می نشاند). (سنن أبی داود/ش:5217) و (الشریعة للآجری/ ش:1609) و (المستدرک على الصحیحین/ش:4732) و..
امام نووی در مورد بوسیدن دست علما می گوید: «تقبیل ید الرجل لزهده وصلاحه أو عمله أو شرفه أو صـیانته أو نحو ذلک، من الأمور الدینیة لا یکره بل یستحب فان کان لغناه أو شوکته أو جاهه عند اهل الدنیا فمکروه شدید الکراهة»: (بوسیدن دست شخصی به خاطر زهد و تقوا و صالح بودن یا به خاطر علم و شرف و جایگاه دینی او باشد، نه تنها مکروه نیست بلکه مستحب هم می باشد اما اگر بوسیدن دست شخص به خاطر ثروت و جایگاه دنیایی او باشد، این کار بسیار ناپسند و زشت است). (فتح الباری لابن حجر/ ج11، ص 57) و (تحفة الأحوذی/ ج7، ص437)
حافظ ابوبکر اصبهانی کتابی در رابطه با بوسیدن دست نوشته است و در آن کتاب آثار صحیحی از صحابه و تابعین ذکر کرده است که بیانگر جواز این عمل است.
تذکر: برخی از علما بوسیدن دست را به طوری کلی مکروه می دانند اما هیچ کس این عمل را حرام نمی داند.
لازم دانستم چند نکته ای را پیرامون بوسیدن دست بگویم:

بوسیدن دست شخص به خاطر ثروت و جایگاه دنیایی که دارد، جایز نیست.

بوسیدن دست نباید عادت شود به طوری که شخص دست خودش را جلو بیاورد تا دستش را ببوسند.

این کار باعث متکبر شدن عالم نشود که بر دیگران تکبر نمایند.

بوسیدن دست کسی که از این عمل خوشحال می شود و توقع دارد که مردم دست او را ببوسند، جایز نیست.

این کار باعث از بین رفتن مصاحفه نگردد.

به این ترتیب اگر کسی دست پدر و مادر یا علما را برای احترام بوسید اشکالی ندارد.

نویسنده: امید خزاعی

Abdolhakim Ramsh  ‏مارس 5‏، ساعت ‏05:27‏ ·    هنگام دعاء كردن حواست به قلبت باشد

Abdolhakim Ramsh

هنگام دعاء كردن حواست به قلبت باشد زيرا بسياري از ما هنگام دعاء كردن و حرف زدن با پرودگارش فقط کلماتی را بدون توجه به معانی آن می خواند بطوریکه تنها دعاهایی را که حفظ نموده بدون حضور قلب و توجه به معانی آنها تکرار می کند و قلبش مشغول چیز دیگری است ،

اما باید بدانیم که پرودگارم چنین دعایی را مستجاب نمی کند زیرا مقام و عظمت خداوند بسیار بزرگ تر و والاتر از آن است که اینگونه با او سخن بگویم.

شیخ مشاري الخراز از دعوتگران کویتی

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است، رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود:واعلموا أن الله لا يستجيب دعاء من قلب غافل لاهي.

یعنی: و بدانید که خداوند دعایی را که از قلب غافل و مشغول برمی خیزد را مستجاب نمی کند.

سنن الترمذي٢/٢٦١ و سلسلة الأحاديث الصحيحة حدیث ٥٩٤

قريب الله مطيع  ‏مارس 4‏، ساعت ‏12:46‏ ·    فضیلت صبر و شکر بر بیماری وعدم شکایت از آن

قريب الله مطيع

فضیلت صبر و شکر بر بیماری وعدم شکایت از آن

هر انسانی باید مریض شود؛ برخی بیماری ها به سرعت بهبود می یابند و برخی مدتها انسان را رنج می دهند و برخی ممکن است منجر به مرگ شود، اما آنچه در هر نوع بیماری مهم است میزان صبر بنده در برابر آن است و اینکه دنیا را سرمنزل مقصود خود نداند و باور داشته باشد زندگی واقعی و جاودانه بعد از مرگ آغاز می شود در اینصورت تلخی بیماریها مثل تلخی دارو قابل تحمل می شود. الله متعال حکیم و مهربان است و صحت بدن ما به دست اوست پس حتماً مریضی ما اتفاقی عارض نشده بلکه اسراری در آن نهفته است!

پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم می فرماید: «هرگاه بنده مریض شود الله تعالی دو ملک را بسوی او فرستاده می فرماید: ببینید که به عیادت کنندگان خود چه می گوید؟ اگر شخص مریض- آنگاه که دو ملک نزدش حاضر می گردند- الله تعالی را حمد و ثنا گفت، دو ملک سخنان او را بسوی الله تعالی بالا می برند؛ در حالیکه الله داناتر است؛ می فرماید: حق این بنده بر من این است که اگر او را بمیرانم به بهشت داخلش کنم و اگر به او شفا بدهم پس در این صورت گوشت او را به گوشتی بهتر از گوشت بدنش، و خون او را بهتر از خون بدنش تبدیل کنم و بدی های او را محو کنم».

موطای امام مالک(1976) شعب الایمان بیهقی(9471) با تصحیح البانی در سلسله احادیث صحیحه (272)

قریب الله مطیع/ 24-5-1437هـ

Abdolhakim Ramsh ‏مارس 1‏، ساعت ‏05:43‏ ·    سیدنا علی بن ابیطالب رضی الله عنه می‌گوید:


Abdolhakim Ramsh

سیدنا علی بن ابیطالب رضی الله عنه می‌گوید: من ازسیدنا ابوبکر صدیق رضی الله عنه شنیدم که می‌گفت: من ازرسول اکرم علیه الصلاه والسلام شنیدم که می‌فرمودند: کسی که مرتکب گناه شد پس از آن خوب طهارت کند و دو رکعت نماز بخواند و از خداوند طلب آمرزش کند، بخشیده می‌شود.
روایت احمد،سنن ترمذی،حاکم،بیهقی،صحیح الجامع آلبانی:4/50

و آنگاه پیامبرعلیه الصلاه والسلام این آیه مبارکه:وَٱلَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَٰحِشَةً أَوۡ ظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ ذَكَرُواْ ٱللَّهَ آل‌عمران: 135را تلاوت کردند.و آنان چون مرتکب کاری زشت شوند یا بر خود ستم کنند خداوند را یاد کنند.

Abdolhakim Ramsh ‏فوریه 27‏، ساعت ‏05:53‏ ·    اهمیت نیت قلبی


Abdolhakim Ramsh

اهمیت نیت قلبی

بايد بدانيم که هيچ نمازى بدون نيت درست نيست ؛زيرا رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده است انما الاعمال بالنيات يعنى: اعمال به نيت ها بستگى دارند.

آيات قرآن کريم نيز نشان ميدهد که نيت يکى از شرايط اساسى پذيرش اعمال است.

همانطور که الله متعال در وصف ياران پيامبرش مى فرمايد:
آنان را در حال رکوع و سجده ميبينى در حالى که فضل و خشنودى الله را مى جويند-الفتح:29

همچنين مى فرمايد:
و فقط به رضاى الله انفاق نماييد- البقره:272و مى فرمايد:کسى که در راه الله مهاجرت نمايد در زمين پناهگاه هاىبسيار و گشايش در زندگى خواهد يافت.و کسى که از خانه اش به قصد هجرت به سوى الله و رسولش بيرون رود و آنگاه مرگش فرا رسد پاداش او با الله است- النساء:100

مى بينيم که نيت در هر عملى شرط است؛از اين رو يکى از شرايط صحت نماز نيت است و بدون نيت،نماز درست نيست.
نيت در حقيقت کار دشوارى نيست ؛زيرا هر انسان عاقلى که کارى انجام ميدهد ،ابتدا قصد و نيت انجام آن را ميکند و سپس به انجام آن ميپردازد؛لذا نه کار دشوارى است و نه نيازى به اين است که نيت و قصد خويش را بر زبان بياورد.چون محل يا جاى نيت قلب است.

نيت همان قصد و اراده درونى يا قلبى ست و رسول الله صلى الله عليه وسلم به زبان نيت نميکرد و به امتش دستور نميداد که به زبان نيت کنند و ثابت نيست که هيچ يک از صحابه رضى الله عنهم به زبان نيت کرده باشند.

لذا بنابر قول راجح، بر زبان آوردن نيت بدعت است؛چون همانطور که گفتم ثابت نشده که پيامبر صلى الله عليه وسلم يا هيچ يک از صحابه رضى الله عنهم به زبان نيت کند يا بگويد:نيت کردم که نماز بخوانم...

يکى از دوستان که خدا رحمتش کند قصه جالبى تعريف ميکرد؛مى گفت:چندين سال قبل شخصى را در مسجدالحرام ديدم که هنگام اقامه نماز نيت کرد و گفت:نيت ميکنم که ادا گردانم چهار رکعت نماز ظهر را پشت سر امام مسجد الحرام خالصا لله تعالى...! همين که ميخواست تکبير بگويد به او گفتم:صبر کن هنوز مانده!پرسيد:چه مانده؟

گفتم:بگو: در فلان روز و فلان تاريخ از ماه و سال تا سندش محکم تر باشد! آن شخص تعجب کرد.جاى تعجب هم دارد.
کسى که به زبان نيت ميکند انگار مى خواهد الله را از قصد و اراده خود باخبر سازد!حال آنکه الله متعال از راز سينه ها و کوچک ترين چيزى که به دل انسان خطور ميکند آگاه است.آيا مى خواهيد خداوند را از تعداد رکعت ها يا از اوقات نماز آگاه کنيد که نيت را بر زبان مى آوريد؟!
نيازى نيست ؛الله عز و جل خود ميداند.بنابراين جاى نيت قلب است ؛نه زبان.

گوشه اى از شرح عثيمين رحمه الله بر رياض الصالحين امام نووى رحمه الله

إحسان الله مبارز دروازی  ژانویه 5 ·    هر کوتاهی در اجرای حدی از حدود الهی کفر نیست

إحسان الله مبارز دروازی

ژانویه 5 · 
 

هر کوتاهی در اجرای حدی از حدود الهی کفر نیست، ورنه رسول الله صلی الله علیه وسلم حکم صادر شده حد قتل بر عبد الله ابی را نسبت تعصب قومش برایش اجرا نکرد، ومدافعین او را هم به محاکمه نکشانید، وتکفیر نکرد، بلکه پیوسته از سران اسلام بودند، چون سعد بن عباده رضی الله عنه وغیره سران صحابه از خزرج !!!!!
سپس بعد نزول آیات دهگانه سوره نور در پاکی وعفت کامل عائشه صدیقه رضی الله عنها، نیز بر عبد الله بن ابی ویارانش حد جاری نشد، تنها بر سه مسلمان جاری شد، در حالیکه در عموم احکام ظاهری منافقین حکم عامه مسلمانان را داشتند!!!!!
پس ای عزیزم! انکار حدود واحکام قطعی الهی بدون شبهه قابل اعتباری کفر است، اما ترک آن دارای احکام مختلفی میباشد؛ که گاهی بهترین امر لازم چون این عمل رسول الله صلی الله علیه وسلم، وگاهی هم امر مباح ویا مطلوب، چون ترک حد دزدی در سال گرسنگی شدید در زمان عمر فاروق رضی الله عنه، بر آنها که شتری را دزدیده وبرای حفظ حیات خود خورده بودند. وچون ترک حد زنا از سوی عثمان بن عفان رضی الله عنه بر کنیزی عجمی ومسلمان که کاملا از موضوع حرمت زنا نا آگاه بود، وامثال این.
وگاهی هم گناه کبیره است، ولی نه در حد کفر!!!! 
چون مخالفت حکم شرعی بنابر شهوت رانی، دنیا طلبی، رشوت وغیره، ودیگر غرائز نفس اماره بالسوء، در حالیکه شخص به یگانه حقانیت قوانین واحکام الهی در قرآن وسنت عقیدتمند است، ودر آن ترددی ندارد.
وگاهی هم کفر است، وآن زمانیکه در پیوند به اعتقاد؛ نادرست واشتباه بودن آن، ویا باور به سپری شدن تاریخ آن، یا مساوی بودن اعتبار آن با قوانین وضع بشر، یا کم باوری وشک در خصوص حقانیت وی وامثال این باشد، که این دم میشود کفر!!

‏‏عبدالشکور شافعی‏  ژانویه 23 ·    فرق عمده میان مذهب حنفی وشافعی چیست؟

 

 
 
 
‏‏عبدالشکور شافعی‏ 
ژانویه 23 · 
 

فرق عمده میان مذهب حنفی وشافعی چیست؟

مذاهب اهل سنت (حنفی و مالکی و شافعی و حنبلی) فقط در آرای فقهی – و آنهم در بعضی از مسائل- با هم اختلاف نظر دارند، وگرنه همگی جزو اهل سنت هستند و در مسائل اعتقادی اصلی تفاوتی ندارند..
ولی در مسائل فقهی اختلاف نظر دارند، و این امر هم امری طبیعی است، چرا که در زمان خود پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز صحابه اختلاف نظر فقهی داشتند و حتی خود حنفی ها هم در بین خود گاها اختلاف نظر فقهی دارند.. و همینطور شافعی ها و دیگر مذاهب..
و علت در اختلاف هم بیشتر مربوط است به:
- اختلاف در اجتهاد و برداشت از نصوص شرعی (کتاب و سنت)
- اختلاف در اصول فقه
- دیدگاه آنها در مورد احادیث آحاد و متواتر و ناسخ و منسوخ و ...
- احادیث ضعیف
ولی شاید یک تفاوت عمده در مورد فقه حنفی با شافعی در این باشد که:
در فقه شافعی توجه زیادی به احادیث پیامبر صلی الله علیه وسلم شده است و سعی می کنند تا بر اساس احادیث نبوی فقه خود را تدوین کنند، و لذا امام شافعی به "ناصر السنة" یعنی "یاری دهنده ی سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم" مشهور است، و کمتر به رای اعتماد کرده اند.
اما در مذهب حنفی چون بسیاری از احادیث را حجت نمی دانند و شرایطی را برای پذیرش احادیث گذاشته اند، لذا کمتر به حدیث توجه کرده اند و بیشتر بر مبنای رای و اجتهاد و اصول فقهی خود فتوا داده اند و لذا به امام ابوحنیفه عالم "اهل رأی" گفته شده...
و تفاوت دیگر حنفی با شافعیه اینست که اصول فقه آنها تا حدودی متفاوت است، و همین امر منجر شده که گاها در مسائل فقهی اختلاف نظر داشته باشند..
و باید توجه داشت اختلافی که بین علمای امت اسلامی‌در مسایل فرعی پیش می‌آید نباید سبب اختلاف و دوگانگی قلوب بگردد چه اختلاف قلوب مفاسد بزرگ و خطرناکی بدنبال خواهد داشت.
الله تعالی می‌فرماید: [وَلا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ] [انفال:46]
«با هم نزاع و کشمکش نکنید که در نتیجه، سست شده و نیرویتان تحلیل می‌رود و صبر کنید؛ زیرا الله تعالی با صابران است».

قريب الله مطيع  ژانویه 14 ·    حکم انکار سنت و دعواى اکتفا به قرآن کریم

قريب الله مطيع

ژانویه 14 · 
 

حکم انکار سنت و دعواى اکتفا به قرآن کریم

در واقع سنت مطهر همراه و همگام با قرآن کریم می‌باشد، و مانند قرآن وحی الهی است، و این دو هرگز از هم جدا شدنی نیستند، زیرا بسیاری از آیات قرآن آن چنانکه بایستی فهمیده شود، دانسته نمی‌شود مگر با رجوع کردن به سنت و حدیث، و به خصوص آیاتی که احکام دربردارد.

بزرگداشت سنت در قرآن: 
«وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ» [النور: 54] «واگر از رسول الله پیروی نمائید، هدایت خواهید یافت و وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار بر دوش پیامبر نیست». و در موضع دیگر می فرماید: 
«فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ». [النور: 63]. «باید بترسند کسانی که از امر و فرمان رسول سر پیچی می‌نمایند از اینکه یا (در دنیا) به فتنه‌ای مبتلا گردند یا (در آخرت) به عذابی دردناک دچار آیند». 
قرآن کریم با اسلوب‌های گوناگون ومختلف مردم را بسوی ایمان به سنت و عمل کردن به آن دعوت می‌دهد و می گوید: قرآن و سنت اساس این دین هستند. هرگاه ایمان به پیامبر صلی الله علیه وسلم اصلی از اصول ایمان باشد پس بنابراین ایمان به ((سنت)) او جز لاینفک و جدا ناشدنی از ایمان به وی می‌باشد، زیرا که او صاحب این سنت می‌باشد.

جایگاه سنت در روایات و آثار:
عرباض بن ساریه رضی الله عنه یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: «(در یکی از روزها) رسول الله صلی الله علیه وسلم به ما موعظه کردند. به گونه‌ای که دلها بیمناک شدند و اشک از چشمها سرازیر گردید. عرض کردیم، ای رسول الله! موعظه شما شبیه موعظه وداع کنندگان است (و به نظر می‌رسد) (پیام مهمی داشته باشید) پس ما را توصیه بفرمایید. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: شما را به پرهیزکاری و اطاعت از فرماندهانتان توصیه می‌نمایم حتی اگر یک برده بر شما فرمانروایی کند. و بدانید کسی که از این به بعد در قید حیات بماند اختلافات بیشماری را در میان مسلمانان مشاهده می‌نماید. پس بر شما باد که به سنت من و سنت خلفاء راشدین پس از من (حضرات ابوبکر و عمر و عثمان و علی) رفتار نمائید و آن را با چنگ و دندان بگیرید و از بدعتها فاصله بگیرید چون هر بدعتی گمراهی است». سنن ابو داود حدیث 4607، سنن ترمذی حدیث 2676، ابن ماجه حدیث 44. 
ابوبکر صدیق رضی الله عنه فرموده است: هیچگاه آنچه را که پیامبر صلی الله علیه وسلم به آن عمل نموده است ترک نکرده‌ام و حقیقتاً بیمناکم از اینکه اگر یکی از سنتهای ایشان را ترک کنم گمراه شوم. ابن بطه در شرح این کلام گفته است، ای برادران من، صدیق اکبر نگران این هست چنانچه یکی از سنتهای پیامبر صلی الله علیه وسلم را ترک نماید به گمراهی کشیده شود، پس تکلیف کسانی که در این زمان به سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم و حتی به خود پیامبر استهزاء می‌کنند و به مخالفت با پیامبر صلی الله علیه وسلم و سنت پیامبر مباهات می‌نمایند چه می‌شود. از الله مسئلت می‌نمائیم ما را از لغزش‌ها و از سوء کردار مصون بدارد. الإبانة، 1/246. 
امام احمد بن حنبل رحمه الله فرموده‌ است: کسی که حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم را مردود شمارد، پس بر لبه هلاکت قرار گرفته است. طبقات الحنابلة، 2/15، والابانة 1/260. 
بربهاری یکی از دانشمندان معروف بغداد گفته است: از هر کسی که شنیدی یکی از آثار و سنتهای پیامبر صلی الله علیه وسلم را مورد طعن قرار می‌دهد در مسلمان بودن او شک کن و تردید نداشته باش که ذائقه بدعت آفرینی دارد. شرح السنة، ص 51. 
ابوقاسم اصفهانی نیز گفته است: گذشتگان اهل سنت گفته‌اند، کسی که سنت و آثار پیامبر صلی الله علیه وسلم را مورد طعن قرار دهد در مسلمان بودن او شک کن. الحجة فی بیان المحجة، 2/428.


مجازات الهی در انتظار کسي است که سنت مطهر را گرامي ندارد:
از سلمه پسر اکوع رضی الله عنه روایت شده است که مردی با دست چپ در مجلس پیامبر صلی الله علیه وسلم غذا خورد، آن جناب فرمودند: «كُلْ بِيَمِينِكَ» «با دست راستت بخور» آن مرد هم گفت: نمی‌توانم با دست راستم غذا بخورم، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «لَا اسْتَطَعْتَ، مَا مَنَعَهُ إِلَّا الْكِبْرُ، قَالَ: فَمَا رَفَعَهَا إِلَى فِيهِ». «نتوانی (با دست راستت بخوری)، تکبر و خودخواهی‌ به او اجازه چنین کاری را نمی‌دهد، ابن اکوع فرمود: پس آن مرد هرگز دست چپش را به سوی دهان بلند نکرد». صحیح مسلم، (2021).
از عبدالرحمن بن حرمله روایت است که مردی به سوی سعید بن مسیب (یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم) آمد و می‌خواست به سفر حج برود و با او وداع نماید (گویا در آن هنگام صدای اذان بلند شد) پس سعید بن مسیب به آن مرد گفت: بیرون مرو تا نمازت را بجای آوری چون من از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمودند: «لَا يَخْرُجُ بَعْدَ النِّدَاءِ مِنَ الْـمَسْجِدِ إِلَّا، مُنَافِقٌ، إِلَّا رَجُلٌ أَخْرَجَتْهُ حاجةُ، وَهُوَ يُرِيدُ الرَّجْعَةَ إِلَى الْـمَسْجِدِ». «پس از اذان، از مسجد بیرون نخواهد رفت جز آدم منافق، مگر کسی که حاجتی داشته باشد و بعد از قضای حاجت به مسجد بر گردد». آن مرد، در جواب سعید بن مسیب گفت: دوستان و همسفرانم در «حره» منتظر من هستند و باید به آن‌ها برسم سپس از مسجد بیرون رفت، سعید بن مسیب نیز پس از آن واقعه با اشتیاق منتظر خبر او ماند تا اینکه به او خبر دادند که آن مرد از مرکبش فرو افتاده است و پایش در ناحیه ران، شکسته است. مصنف عبدالرزاق (1946).

موضع سلف صالح در برابر معارضين سنت: 
از ابو قتاده روایت شده است که گفت با گروهی از مردان که از جمله آن‌ها بشیر بن کعب بود، نزد عمران بن حصین یکی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم بودیم که گفت، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «الْـحَيَاءُ خَيْرٌ كُلُّهُ» یا «الْـحَيَاءُ كُلُّهُ خَيْرٌ» یعنی «حیاء بطور کلی خوب است پس بشر بن کعب در آن مجلس گفت، ما در بعضی از کتابها دیده‌ایم که متانت و وقار نیز از حیاء سرچشمه می‌گیرند امّا به نظر می‌رسد این حدیث ضعیف باشد». عمران بن حصین از این سخن بشیر بن کعب به خشم آمد و گفت: تو را چه شده است که من حدیث پیامبر صلی الله علیه وسلم را برای تو نقل می‌کنم و تو به مقابله آن می‌پردازی. متفق علیه.

گمراهی کسانیکه می‌گویند: تنها قرآن کافی است و نیازی به سنّت (حدیث) نیست:
متأسفانه امروز عده‌ای از مفسران گمراه و نویسندگان کوتاه فکر را می‌بینیم که می‌گویند: موسیقی و خوردن گوشت حیوانات درنده و پوشیدن لباس ابریشم و انگشتری طلا برای مردان حلال است و دلیلشان این است، چون آنها در قرآن حرام نشده‌اند، پس نزد ما هم، حرام نیستند و کاری به حدیث نداریم، که آنها را حرام کرده است یا نه.
این عده که فقط خود را ملزم به پیروی از قرآن می‌دانند و احادیث را قبول ندارند به (القرآنیون) شهرت یافته‌اند، از نظر آنها فقط قرآن برای زندگی بشری کافی است و احادیث و سنّت نبوی قابل قبول نیست و لزومی ندارد. آنها قرآن را از براساس عقل و هوی و هوسشان تفسیر می‌کنند و برای تفسیر قرآن کاری به سنّت پیامبرصلی الله علیه وسلم ندارند و اگر هم، دنبال سنّت و احادیث رسول ‌الله صلی الله علیه وسلم بروند آنچه را قبول می‌کنند که با عقل و هوی و هوسشان همخوانی دارد و آنچه را که با آن همخوانی ندارد رد می‌کنند. پیامبر صلی الله علیه وسلم در زمان حیاتشان، ما را از چنین قوم و تفکری ببرحذر داشته و می‌فرماید: «لا ألفین أحدکم متکئا علی أریکته یأتیه الأمر من أمری مما أمرت به وأو نهیت عنه، فیقول لا أدری ما وجدنا في کتاب الله إتبعناه». «کسی از شما را نبینم، در حالیکه بر جایش تکیه داد ـ لم داده است ـ و دستوری از دستورات، من ـ آنچه بدان امر کرده و یا از آن نهی کرده‌ام ـ برایش بیاید و بگوید، من نمی‌دانم و تنها از آنچه که در قرآن آمده، پیروی می‌کنم و کاری به فرموده پیامبر ندارم». سنن ابن ماجه (13).
امام ابو بکر بیهقی رحمه الله می‌گوید: اگر سنت واحادیث حجت نمی‌بود، رسول الله صلی الله علیه وسلم در خطبه حجه الوداع بعد از اینکه به حضار امور دینشان تعلیم داد نمی‌فرمود: «أَلاَ فَلْيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ مِنْكُمُ الْغَائِبَ فرب مبلغ أوعى من سامع». یعنی: «آگاه باشید، پس باید کسانی که از شما حاضرند به کسانی که غائب هستند، سخن من را برسانند، چه بسا کسی که به او حدیث برسد از شنونده (اولی) دریافت کننده تر باشد». معجم کبیر از طبرانی (3572).
و درحدیث دیگر آمده است: «نَضَّرَ اللَّهُ امْرَأً سَمِعَ مِنَّا شَيْئًا فَبَلَّغَهُ كَمَا سَمِعَ فَرُبَّ مُبَلَّغٍ أَوْعَى مِنْ سَامِعٍ» . یعنی: «الله تعالی خوش وخرم ونورانی گرداند شخصی که از ما حدیثی شنید، سپس آن را رسانید، همچنانکه شنیده است، پس چه بسا کسی که به او حدیث می‌رسد از شنونده بهتر دریافت می‌کند». سنن ابن ماجه (231).
امام شافعی رحمه الله در این باره چنین می‌فرماید: از آنجایی که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای شنیدن سخنش وحفظ کردن آن و اداء نمودنش، تشویق و ترغیب نموده‌اند، براین دلالت می‌کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم امر به رساندن چیزی می‌نماید که بوسیله آن اتمام حجت شود بر کسانی که به آنها رسیده است، زیرا آنچه که از طرف آن جناب رسانده می‌شود کار حلالی است که انجام داده می‌شود، و حرامی‌است که از آن دوری و اجتناب می‌شود، و حدی است که برپا می‌شود، و مالی است که گرفته می‌شود و یا داده می‌شود، ویا نصیحتی در مورد دین ودنیا است.

حکم انکار سنت و عدم پذیرش حجت بودن آن:
قرآن و سنت این دو اصل و اساس ملازم و وابسته به هم هستند و از هم جدا شدنی نیستند، هرکس یکی از آن دو را انـکار کند ماننـد اینکه دیگری را انکار و دروغ دانسته، و این به إجماع أهل علم و إیمان، کفر و گمراهی و خروج از دایرۀ إسلام مى‌باشد. 
و الله تعالی مى‌فرماید: «وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا». [الحشر: 7]. «و آنچه که رسول (الله) به شما بدهد، آن را بگیرید. و از آنچه که شما را از آن باز دارد، باز آیید». 
و احادیث در وجوب اطاعت رسول الله صلی الله علیه وسلم و اتباع و پیروی از آنچه آورده و تحریم معصیت آن جناب بطور متواتر وارد شده است؛ و آنهم در حق کسیکه در زمان ایشان بوده و بعد از ایشان تا روز قیامت خواهد آمد.
و از جمله این أحادیث، حدیث ابو هریره که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «من أطاعني فقد أطاع الله ومن عصاني فقد عصى الله». متفق علیه. «کسى که از من اطاعت کند، مانند اینکه از الله اطاعت کرده، و کسى که از من نافرمانی کند، مانند اینکه الله را معصیت و نافرمانی کرده است».
و همچنین ابوهریره روایت مى‌کند که رسـول اکرم صلی الله علیه وسلم فرمودند: «كل أمتي يدخلون الجنّة إلاَّ من أبى قيل يا رسول الله ومن يأبى قال: من أطاعني دخل الجنة ومن عصاني فقد أبى». متفق علیه. 
و أحادیثی بطور متواتر از رسول الله صلی الله علیه وسلم ثابت است که در خطبۀ خـود وصیت مى‌فرمود که: حاضرین به غائبین ابلاغ کنند، پس اگر سنت او بر شنوندگان و ابلاغ شدگان حجت نبود، و اگر سنت او تا روز قیامـت باقی نمى‌ماند، به آن‌ها دستور تبلیغ داده نمى‌شد.
پس معلوم مى‌شود که دلیل بودن و حجت بودن سنت همچنان پا برجا است، بر شنونده‌ای که از زبان رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیده، و بر کسى که برای او با اسانید صحیحه نقل شده است. 
و اصحاب و یاران پیامبر صلی الله علیه وسلم سنت قولی و فعلی آن جناب را حفظ کرده‌اند و همچنین تابعین، سپس تابعین آن را ابلاغ کرده‌اند به نسل بعدی خود، و همچنین علماء و دانشمندان ثقه که گفتار آنان مورد اعتماد مى‌باشد نسل بعد از نسل، و قرن بعد از قرن نقل کرده‌اند. و آن را در کتاب‌های خود جمع آوری و بیان کرده‌اند و صحیح و ضعیف آن را بیان کرده‌اند. و برای شناخت احادیث صحیح و ضعیف قوانین و ضوابط معیـنی بین خود قرار داده‌اند تا بوسیلۀ این قوانین صحیح و ضعیف احادیث شناخته شوند.
امام سیوطی در کتاب خود: (مفتاح الجنه فی الاحتجاج بالسنه) چنین مى‌گوید: (بدانید؛ هرکس حجیت حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم قولی و فعلی با شروط معروف آن در اصول دین را انکار کند کافر مى‌باشد، و از دایرۀ إسـلام خارج است، و روز قیامت با یـهـود و نصـاری و با فرقـه ها و طائفه‌های گمراه و کافر محشور خواهد شد.

تهیه کننده: قریب الله مطیع

منابع:
1. جایگاه و منزلت سنّت در اسلام از علامه البانی رحمه الله.
2. وجوب عمل به سنت رسول الله و كفر كسى كه آن را انكار كند از علامه عبدالعزيز ابن باز رحمه الله
3. سنت و جايگاه آن در شريعت اسلامي از دكتر مصطفى السباعى.
4. بزرگداشت سنت از عبد القیوم سحیبانی.
5. منزلت سنت در اسلام از حسین تاجی گله داری.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم ِ تــــــــــرجمــــــــه نمــــــــــاز

 

 

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم ِ
تــــــــــرجمــــــــه نمــــــــــاز
( سُبحانكَ اللهُمَ وَبِحَمدِكَ وَتَبارَكَ اسمُكَ وَتَعالى جِدُ كَ َ وَلااِلهَ غَيرُ كَ )
( بارالهابه عظمت وتقدست اعتراف می کنیم وحمدوثنای تورامی گویم نام گرامی توبسیاربابرکت است وعظمت وجلال توبسیار والا و بجز ذات پاکت هیچ معبودی شایسته نیست )

( اَعُوْذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيْم )
(به الله پناه می برم ازشرشیطان مردودولعین)

( بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم )ِ
(به نام الله آغازمی کنم که بسیاربخشاینده ومهربان است)

( الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ «2» الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ «3» مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ «4» إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ «5» اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ «6» صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ )
( تمام خوبیهابرای الله است که پروردگارجهانیان است بسیاربخشنده ومهربان است . مالک روزجزااست.(خدایا)فقط تورامی پرستم وفقط ازتوکمک میخواهیم مارابر راه راست هدایت فرما راه کسانی که برآنهاانعام فرموده ای .نه راه کسانی که برآنهاخشم وغضب تونازل گردیده ونه راه گمراه شوندگان )

( إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ «1» فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ «2» إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ )
(ای پیامبر) همانامابه توکوثرداده ایم.پس برای پروردگارت نمازبخوان وقربانی کن به تحقیق دشمن توبی آینده است .

( قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ «1» اللَّهُ الصَّمَدُ «2» لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ «3» وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ )
«4»ترجمه(ای پیامبر)بگواویگانه است.بی نیازاست نه کسی را زائیده ونه کسی ازاوزاده شده وکسی همتای اونیست .

( قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ «1» مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ «2» وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ «3» وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ «4» وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ )
(ای پیامبردردعاهایت چنین)بگوبه پروردگارصبح پناه می برم ازشرتمام مخلوقات وازشرتاریکی هنگام که همه جارافراگیرد واززنانی که برگره هامی دمند.وازشرکینه جوهنگامی که برای کینه آماده شود .

( قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ «1» مَلِكِ النَّاسِ «2» إِلَٰهِ النَّاسِ «3» مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ «4» الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ «5» مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاس )
ترجمه:(ای پیامبردردعاهایت چنین)بگوبه پروردگارآدمیان پناه می برم پادشاه آدمیان معبودآدمیان ازشر وسوسه کننده که دردلهای آدمیان وسوسه می کندازجنهاباشدیاازآدمیان .

رکوع:
یعنی تسبح درحال خم شدن
(سبحان ربی العظیم)
وپاکی پروردگاربزرگ خویش رابیان می کنم.

قومه:
یعنی گفتن تسبیح به هنگام بالارفتن ازرکو
(سمع الله لمن حمده)
خداوندحمدکسی راشنیدکه اورا ستایش می کند .

حمدقومه:
(ربنالک الحمد) 
تمام خوبیهامخصوص تو وبرای تواست .

سجده:
یعنی تسبیح درحال گذاشتن سربرزمین
(سبحان ربی الاعلی)
تسبیح پروردگاروالاوبرترخویش رابیان می کنم .

( اَلتَّحِيَّاتُ للهِ وَ الصّلَوَاتُ وَ الطَّيِّبَاتُ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَيْنَا وَ عَلَي عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِيْنَ، اَشْهَدُ اَنْ لاَّ اِلَهَ اِلاَّ الله وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُوْلُهُ )
ترجمه:
( تمام عبادات قولی وتمام عبادت بدنی مخصوص الله اند.سلام برتوای پیامبرورحمت وبرکت الله برتوباد سلام ماوبربندگان نیک الله گواهی می دهم که بجزالله دیگرمعبودی نیست وگواهی می دهم براینکه محمد بنده ورسول الله است )

.درودشریف :
( اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ عَلَي آلِ مُحَمَّدٍ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَي اِبْرَاهِيْمَ وَ عَلَي آلِ اِبْرَاهِيْمَ اِنَّكَ حَمِيْدٌ مَّجِيْد )
ترجمه:
( خداوندا برمحمدوآل محمدرحمت برکت نازل کن همانگونه که بر ابراهیم رحمت نازل فرمودی هماناتو ستوده شده وباعظمت هستی )

( اَللَّهُمَّ بَارِكْ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ عَلَي آلِ مَحَمَّدٍ كَمَا بَارَكْتَ عَلَي اِبْراهِيْمَ وَ عَلَي آلِ اِبْراهِيْمَ اِنَّكَ حَمِيْدٌ مَّجِيْد )
ترجمه: 
( خداوندا برمحمدوآل محمدبرکت نازل کن همانگونه که بر ابراهیم وآل ابراهیم برکت نازل فرمودی هماناتو ستوده شده باعظمت هستی . دعابعدازدرود )

( َلَّلَهُمَّ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَهً وَ فِي الآخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنَا عَذَابَ النَّار )
ِترجمه:
( ای خدایابرای ما دردنیاوآخرت نیکی بده ومارا ازعذاب آتش نجات بده )

سلام:
(السلام علیکم ورحمته الله )
ترجمه:
( سلام ورحمت الهی برشماباد )

دعای بعدازنماز: 
( الله أکبر،اَسْتَغْفِرُ اللَّهْ، اَسْتَغْفِرُ اللَّهْ، اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلام، ومِنکَ السَّلام، تبارکْتَ یَاذا الجلالِ والإکرام )
ترجمه:
( الله بزرگ است ازخداوندآمرزش می طلبم (سه بار)بارالها!توسلامتی دهنده وسلامتی ازطریق توخواهدرسیدبابرکت هستی ای ذات بزرگواروباعظمت )

دعای قنوت:
( اَلَّلهُمَّ اِنَّا نَسْتَعِيْنُكَ وَ نَسْتَغْفِرُكَ وَ نُؤْمِنُ بِكَ وَ نَتَوَكَّلُ عَلَيْكَ وَ نُثْنِيْ عَلَيْكَ الْخَيْرَ، نَشْكُرُكَ وَ لاَ نَكْفُرُكَ، وَ نَخْلَعُ وَ نَتْرُكُ مَنْ يَّفْجُرُكَ. اَلَّلهُمَّ اِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ لَكَ نُصَلِّيْ وَنَسْجُدُ وَ اِلَيْكَ نَسْعَي وَ نَحْفِدُ، نَرْجُوْ رَحْمَتَكَ وَ نَخْشَي عَذَابَكَ اِنَّ عَذَابَكَ بِالْكُفَّارِ مُلْحِقْ )
تـــــــــــرجمــــــــــه :
( خداونداهمانا ازتوکمک وآمرزش می طلبم وبه توایمان می آوریم وبرتو توکل واعتمادمی کنیم وتوراباخوبی ستایش می کنیم ازتوسپاسگزاری نموده ناسپاسی ات نمی کنیم وتورامی پرستیم وبرای تونمازمی خوانیم وسجده می کنیم وبه سوی تومی آییم واز رحمت امیدوارواز عذابت بیمناکیم.هماناعذاب تودامنگیرکفاراست )

نمازت را بخوان قبل از این که نمازت خوانده شود.

برای کسب ثواب با دوستان خود شریک بسازید.َ

إحسان الله مبارز دروازی  ژانویه 23 ·    رسول الله صلی الله علیه وسلم، وهمچنان ابو بکر وعمر وعثمان رض

إحسان الله مبارز دروازی

ژانویه 23 · 
 

رسول الله صلی الله علیه وسلم، وهمچنان ابو بکر وعمر وعثمان رضی الله عنهم ، در سفر به ادای دو رکعت فرض قصر اکتفا میکردند، وسنتهای قبل وبعد فرض را در جریان سفر نمیخواندند، بجز دو رکعت سنت نماز صبح، ونماز وتر.
صحیح مسلم:
٨ - (٦٨٩) وَحَدَّثَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ مَسْلَمَةَ بْنِ قَعْنَبٍ، حَدَّثَنَا عِيسَى بْنُ حَفْصِ بْنِ عَاصِمِ بْنِ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: صَحِبْتُ ابْنَ عُمَرَ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ، قَالَ: فَصَلَّى لَنَا الظُّهْرَ رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ أَقْبَلَ وَأَقْبَلْنَا مَعَهُ، حَتَّى جَاءَ رَحْلَهُ، وَجَلَسَ وَجَلَسْنَا مَعَهُ، فَحَانَتْ مِنْهُ الْتِفَاتَةٌ نَحْوَ حَيْثُ صَلَّى، فَرَأَى نَاسًا قِيَامًا، فَقَالَ: «مَا يَصْنَعُ هَؤُلَاءِ؟» قُلْتُ: يُسَبِّحُونَ، قَالَ: «لَوْ كُنْتُ مُسَبِّحًا لَأَتْمَمْتُ صَلَاتِي، يَا ابْنَ أَخِي إِنِّي صَحِبْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي السَّفَرِ، فَلَمْ يَزِدْ عَلَى رَكْعَتَيْنِ حَتَّى قَبَضَهُ اللهُ، وَصَحِبْتُ أَبَا بَكْرٍ، فَلَمْ يَزِدْ عَلَى رَكْعَتَيْنِ حَتَّى قَبَضَهُ اللهُ، وَصَحِبْتُ عُمَرَ، فَلَمْ يَزِدْ عَلَى رَكْعَتَيْنِ حَتَّى قَبَضَهُ اللهُ، ثُمَّ صَحِبْتُ عُثْمَانَ، فَلَمْ يَزِدْ عَلَى رَكْعَتَيْنِ حَتَّى قَبَضَهُ اللهُ» وَقَدْ قَالَ اللهُ: {لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ} [الأحزاب: ٢١]
[شرح محمد فؤاد عبد الباقي]
[ ش (لو كنت مسبحا لأتممت) معناه لو اخترت التنفل لكان إتمام فريضتي أربعا أحب إلي ولكن لا أرى واحدا منهما بل السنة القصر وترك التنفل ومراده النافلة الراتبة مع الفرائض كسنة الظهر والعصر وغيرها من المكتوبات]

واين حديث در صحيح بخاري با اين الفاظ آمده است:
١١٠٢ - حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ، قَالَ: حَدَّثَنَا يَحْيَى، عَنْ عِيسَى بْنِ حَفْصِ بْنِ عَاصِمٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي: أَنَّهُ سَمِعَ ابْنَ عُمَرَ، يَقُولُ: «صَحِبْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَكَانَ لاَ يَزِيدُ فِي السَّفَرِ عَلَى رَكْعَتَيْنِ، وَأَبَا بَكْرٍ، وَعُمَرَ، وَعُثْمَانَ كَذَلِكَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ»
[تعليق مصطفى البغا]
١٠٥١ (١/٣٧٢) -[ ر ١٠٣٢]

١١٠١ - حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ سُلَيْمَانَ، قَالَ: حَدَّثَنِي ابْنُ وَهْبٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي عُمَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، أَنَّ حَفْصَ بْنَ عَاصِمٍ حَدَّثَهُ، قَالَ: سَافَرَ ابْنُ عُمَرَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، فَقَالَ: " صَحِبْتُ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَلَمْ أَرَهُ يُسَبِّحُ فِي السَّفَرِ، وَقَالَ اللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ: (لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ إِسْوَةٌ حَسَنَةٌ) "[تعليق مصطفى البغا]
١٠٥٠ (١/٣٧٢) -[ ش (أسوة) قدوة. / الأحزاب ٢١ /]
[ر ٩٥٤]

امام بخاري مي افزايد:
وَرَكَعَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «رَكْعَتَيِ الفَجْرِ فِي السَّفَرِ»

مسعود مسعود عطایی  ‏فوریه 2‏، ساعت ‏11:31‏ ·    سوگند به غیر الله شرک است.

مسعود مسعود عطایی

سوگند به غیر الله شرک است.


1⃣ «من حلف بشيء دُونَ اللهِ فَقَد أشرَك »

(هركس به غير الله سوگند ياد كند، قطعاً كفر يا شرك ورزيده است). 
( ترمذي (1535) و گويد: حديث حسن است.)

2⃣« أَلَا إِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ يَنْهَاكُمْ أَنْ تَحْلِفُوا بِآبَائِكُمْ، فَمَنْ كَانَ حَالِفًا فَلْيَحْلِفْ بِاللَّهِ أَوْ لِيَصْمُتْ» بخاري (2679) – مسلم (1646)

(هان! بدانيدكه الله تعالي شما را از سوگند به پدران‌تان نهي‌مي‌كند لذا هر كسي كه ‌‌‌مي‌خواهد سوگند ياد كند به نام الله سوگند ياد كند يا سكوت نمايد.)

3⃣در روايتي ديگر عبدالله‌بن‌عمر رضي الله عنهما روايت مي‌كند كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: «مَن كان حالفًا فلا يَحلِف إلّا بالله»بخاري (3836)

(هركس مي‌خواهد سوگند يادكند فقط به نام الله سوگند يادكند،) راوي مي‌گويد: قريش به نام پدرانشان سوگند ياد مي‌كردند.

4⃣ رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمود: « لاتَحلِفُوا بآبائكم»

( به نام پدران‌تان سوگند ياد نكنيد.) مسلم (1646)

5⃣ پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود:« مَنْ حَلَفَ مِنْكُمْ فَقَالَ فِي حَلِفِهِ: بِاللَّاتِ وَالْعُزَّى فَلْيَقُلْ: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَمَنْ قَالَ لأخيهِ تَعَالَ أُقَامِرْكَ فَلْيَتَصَدَّقْ» رواه مسلم و غيره،

(هركس به لات و عزي سوگند ياد كند بايد «لا اله الا الله» بگويد، و هركس به دوستش بگويد: بيا قمار بازي‌كنيم، بايد صدقه بدهد.) 
بخاري (4860) مسلم (1648).

6⃣ چرا اصحاب بزرگوار ايشان به غير خدا سوگند نخورده اند چنانکه ابن مسعود رضي الله عنه مي گويد: [ لأَنْ أَحْلِفَ بِاللَّهِ كَاذِبًا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أنْ أَحْلِفَ بِغَيْرِهِ صَادِقاً] مصنف ابن ابي شيبة (12281).

از اين که از روي دروغ به خدا سوگند بخورم برايم پسنديده تر است از آنکه به غير خدا از روي راست سوگند بخورم.

قريب الله مطيع  ژانویه 22 ·  پیامد های خطرناک غیبت کردن


قريب الله مطيع

پیامد های خطرناک غیبت کردن

‌غیبت چیست؟
بهتر است معنای غیبت را از فرمودۀ رسول گرامی صلی الله علیه و سلم بدانیم: 
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم در مورد غیبت سؤال شد، فرمود: «غیبت یعنی این که از برادرت به گونه ای یاد کنی که نمی پسندد. گفته شد: اگر برادرم عیبی را که من می گویم داشته باشد؟ فرمود: اگر آنچه می گویی در او باشد غیبت او را کرده ای، و اگر نباشد به او تهمت بسته ای». صحیح مسلم(2589).
جرجانی در تعریف غیبت می گوید: غیبت یاد کردن بدیهای کسی در غیاب اوست، بشرط آنکه شخص دارای آن بدیها باشد، و در غیر این صورت بهتان است، و اگر مواجهه گوید شتم است. (تعریفات جرجانی).
بنابر زشت بودن غیبت و عواقب وخیمش دین اسلام غیبت را بر پیروان خود حرام قرار داده و آنرا از گناهان کبیره شمرده است.

احوال غیبت کنندگان پس از وفات، در عالم برزخ: 
از رسول اکرم صلی الله علیه و سلم روایت است که در شب معراج اقوامی را دید که ناخن هایی از مس دارند و با آن چهره و سینه هایشان را می خراشند، آنگاه رسول الله صلی الله علیه و سلم از جبرییل علیه السلام در مورد آن ها پرسید جبرییل علیه السلام در پاسخ به ایشان گفت: «اینان کسانی هستند که گوشت های مردم را می خورند و به آبرویشان متعرض می شوند». سنن ابو داود (4878).

قرآن کریم زشتی غیبت را اینگونه به تصویر می کشد:
یكىاز صریحترین آیات در نكوهش غیبت، آیت 12 سوره الحجرات است: الله متعال می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ».
«ای مؤمنان از بسیاری گمان ها پرهیز کنید[چرا که] بعضی از گمان ها گناه هست و[در امور یکدیگر] جاسوسی نکنید و غیبت یکدیگر را نکنید. آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده اش را بخورد که قطعاً آن را نمی پسندید، و از الله بترسید، بیگمان الله توبه پذیرِ مهربان است».
وقتی بخواهیم زشتی و بزرگی گناه را بدانیم، آن گناه را با دیگر گناهان بزرگ مقایسه می کنیم. در این آیت، غیبت با خوردن گوشت مسلمان مرده مقایسه شده است! گوشت انسانی یا مرده ای که رابطه برادرى هم در میان است. از این مقایسه مىتوان دریافت كه غیبت تا چه اندازه زشت و ناپسند است!

رسوایی در انتظار غیبت کننده است: 
رسول کریم صلی الله علیه وسلم می فرماید: «اى گروهى كه به زبان ایمان آورده است و در قلبش ایمان نیست، غیبت مسلمانان را نكنید، و در صدد كشف عیوب آن ها نباشید، چرا كه هر كس در صدد كشف عیوب برادر مسلمانش باشد، الله تعالی در صدد كشف عیوب او خواهد بود تا آنجا كه در درون خانه اش رسوایش مى كند». سنن ابو داود (4880) و مسند احمد (19776) و صحیح الجامع البانی (7984).

نعمت زبان و سخن گفتن:
الله تعالی می فرماید: «الرَّحْمَنُ (1) عَلَّمَ الْقُرْآنَ (2) خَلَقَ الْإِنْسَانَ (3) عَلَّمَهُ الْبَيَانَ (4)» سورۀ الرحمن. ««(پروردگار) رحمن. * قرآن را آموزش داده‌ است.* انسان را آفریده است. * به او سخن گفتن یاد داده‌است»».
زبان و بیان نعمتی بزرگی است که الله متعال برای انسان ارزانی نموده است، کسانی قدر این نعمت را می دانند که از آن محروم شده اند. پس برای محافظت و حراست از این نعمت بزرگ الهی و مقابله با انواع آفات به خصوص «غیبت»، لازم است تدابیر اساسی سنجیده شود چون پیشگیری بهتر از درمان است،

مفهوم عیب دیگران:
فاش ساختن عیب دیگران عنصری است که موجب تحقق آفت غیبت می شود. حالا فرق ندارد که آن عیب جسمانی باشد، یا اخلاقی، در اعمال او باشد یا در سخنش، و حتى در امورى كه مربوط به شخص او است مانند: لباس، خانه، همسر و فرزندان و مانند اينها.

مفهوم غیبت:
برخی از افراد تصور می کنند که غیبت فقط با گفتن تحقق پیدا می کند؛ در صورتی که اگر با اشارۀ دست، چشم، ابرو، پا، کنایه و گوشه زدن، نوشتن و...صفتی کسی را بیان نماید که او از آن کراهت دارد، آن نیز غیبت محسوب می گردد.

اسلام به آبرو و حیثیت هر مسلمانی ارزش قایل است:
اسلام همانگونه که برای جان و مال انسانها اهمیت و ارزش قائل شده است و هرگونه تعرض نسبت به آن را حرام اعلام کرده است، آبرو و حیثیت او را نیز محترم شمرده است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم در این زمینه می فرماید: «...همين اندازه از شر و بدي کافي است که شخص؛ برادر مسلمان خود را تحقير کند. تمام حقوق يک فرد مسلمان بر مسلمان ديگر حرام است: خونش، مالش و آبرویش».صحیح مسلم(2564). 
«غیبت» از جمله عواملی است که حیثیت و آبروی انسان را به خطر می اندازد، به گونه ای که موجب لکه دار شدن آبرو و شخصیت انسان می گردد.
شخص غیبت کننده با غیبت و بدگویی از فردی که سالیان سال با کردار و گفتار نیک در میان مردم آبرومندانه زندگی کرده، به طوری که همگان از او به نیکی و بزرگی یاد می کنند، موقعیت اجتماعی و آبروی چندین ساله او را جریحه دار کرده و با این عمل زشت در حقیقت شخصیت او را ترور کرده است.

غیبت نمودن دوستی، محبت، وحدت را از بین می برد:
هیچ انسانی فطرتا دوست ندارد که کسی دیگری پشت سر او بدگویی نماید، و اگر بفهمد که کسی پشت سر او بدگویی کرده و آبرو و حیثیت او را پیش دیگران لکه دار نموده است، طبیعتا واکنش نشان داده و در صدد انتقام جویی می شود. البته «غیبت» از جمله عواملی است که محبت و صمیمیت و وحدت و انسجام جامعه را در معرض خطر قرار می دهد، و جامعه ای که به این آفت دچار شود، مهر و محبت، یک دلی و یک رنگی، صفا و صمیمت از آن جامعه رخت برمی بندد، و دشمنی و کینه، جایگزین آن خواهد شد.
پس بر هر مرد و زن مسلمان واجب است که از غیبت پرهیز کنند و یکدیگر را به ترک آن توصیه نمایند تا از الله و پیامبرش فرمان برده باشند و پرده برادران مسلمانشان را بپوشانند و عیوب آن ها را آشکار نکنند؛‌ چون غیبت از عوامل تنفر و کدورت و دشمنی و تفرقه در جامعه می باشد.

قریب الله مطیع 

مسعود مسعود عطایی ‏فوریه 7‏، ساعت ‏07:33‏ ·    🖇ﺭﺩ ﺷﺒﻬﺎﺕ ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﺍﻣﻮﺍﺕ


مسعود مسعود عطایی

🖇ﺭﺩ ﺷﺒﻬﺎﺕ ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﺍﻣﻮﺍﺕ

✏ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻭﺍﻗﻌﻪ ﻣﺮﻭﺍﻥ ﺣﮑﻢ ﻭ ﺍﺑﻮﺍﯾﻮﺏﺍﻧﺼﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺷﺎﻥ ﺑﺮ ﻗﺒﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ

🔰ﺍﻭﻻً ﺍﯾﻦ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻭ ﻫﯿﭽﯿﮏ ﺍﺯ ﺻﺤﺎﺑﯽ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪﻭﺳﻠﻢ ﺑﻪ ﻗﺒﺮ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺗﺒﺮﮎ ﻧﺠﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﺩﻭﻣﺎً ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﺑﻮ ﺍﯾﻮﺏ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪﻋﻨﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻗﺒﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ،ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺭﺑﻄﯽ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻞ ﺩﺍﺭﺩ؟؟

💠ﺍﻣﺎﻡ ﻧﻮﻭﯼ ﺩﺭ «ﺍﻟﻤﺠﻤﻮﻉ » ﺟﻠﺪ 5 ﺻﻔﺤﻪ 311 ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ:

♻« ﺍﻣﺎﻡ ﺍﺑﻮﺍﻟﺤﺴﻦﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﻣﺰﺭﻭﻕ ﺯﻋﻔﺮﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻫﻞ ﻋﻠﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﺠﻨﺎﯾﺰ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﻧﻮﯾﺴﻨﺪ : " ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻗﺒﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﻟﻤﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺑﻮﺳﻪ ﺯﺩ "، ﺯﯾﺮﺍ ﺩﺭ
ﺍﺳﻼﻡ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﺭﺩﯼ ﮐﻪ ﺟﺎﯾﺰ ﺍﺳﺖ ﻣﺴﺢ ﺷﻮﺩ، ﺣﺠﺮﺍﻻﺳﻮﺩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺨﺎﻃﺮﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ

🍂 :«ﺍﻥ ﻋﻤﺮ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ ﻗﺎﻝ :« ﻭﺍﻟﻠﻪ ﺍﻧﯽ ﻻﻋﻠﻢﺍﻧﮏ ﺣﺠﺮ ﻻ ﺗﻀﺮ ﻭ ﻻﺗﻨﻔﻊ،ﻭﻟﻮﻻ ﺍﻧﯽ ﺭﺍﯾﺖ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢﯾﻘﺒﻠﮏ ﻣﺎ ﻗﺒﻠﺘﮏ » .

📝ﺻﺤﯿﺢ ﺑﺨﺎﺭﯼ 2/160 ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﺤﺞ .

ﯾﻌﻨﯽ:« ﻋﻤﺮ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪﻋﻨﻪ ﮔﻔﺖ : ﺑﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺗﻮ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺳﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺿﺮﺭﯼ ﻣﯽﺭﺳﺎﻧﯽ ﻭ ﻧﻪ ﻧﻔﻌﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺳﺎﻧﯽ،ﻭ ﺍﮔﺮ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪﻭﺳﻠﻢ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ( ﻣﺴﺢ ) ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ،ﻣﻦ ﻧﯿﺰ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡﻧﻤﯽ ﺩﺍﺩﻡ » .

 ﭘﺲ ﺳﺎﯾﺮ ﺟﻤﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﺳﻨﮕﻬﺎ ﻭ ﺿﺮﺍﯾﺢ ﻭ ﺍﻣﺜﺎﻟﻬﻢ ﺟﺎﯾﺰ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺁﻥ ﺑﻮﺳﻪ ﺯﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﯾﺎ ﻣﺴﺢ ﺷﻮﻧﺪ . »

❄ﻭ ﺑﺎﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﻮﻭﯼ ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺴﺢ ﻭ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﻗﺒﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : « ﻣﺴﺢ ﻗﺒﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﻭﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﺁﻥ ﻣﮑﺮﻭﻩ ﺍﺳﺖ .

🌟ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺩﺏ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ [ ﺯﺍﺋﺮ ] ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻗﺒﺮ ﺑﺎﯾﺴﺘﺪﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﯿﺎﺕ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻭﯼ ﻣﯽ
ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻧﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ،ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩ ﻭﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺑﺎ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﯼ ﻣﯽ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﺯ ﺯﯾﺎﺭﺕﮐﺮﺩﻥ ﺻﻮﺍﺏ ﺍﺳﺖ .

ﻭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﻠﻤﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺰ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺟﺮﺍﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ )«.

📝ﺍﻻﯾﻀﺎﺡ ﻓﯽ ﺍﻟﻤﻨﺎﺳﮏ ﺍﻣﺎﻡ ﻧﻮﻭﯼ ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﻔﺤﻪ .161 ) .

🍃ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﻏﺰﺍﻟﯽ ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : " ﻣﺴﺢ ﻗﺒﻮﺭ ﻭ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﺿﺮﯾﺢ ﺍﺯ ﻋﺎﺩﺍﺕﻧﺼﺎﺭﯼ ﻫﺴﺘﻨﺪ "

📗 ﺍﺣﯿﺎﺀﻋﻠﻮﻡ ﺍﻟﺪﯾﻦ 1/271

🌸ﺍﺯ ﻃﺮﻓﯽ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻗﺒﺮ ﻭﯼ ﺭﺍ ﻣﮑﺎﻥ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻗﺮﺍﺭﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻗﺒﻮﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺴﺎﺯﻧﺪ ﻧﻬﯽ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

🌹 ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﻨﺪ: « ﻻ ﺗﺘﺨﺬﻭﺍ ﻗﺒﺮﯼ ﻋﯿﺪﺍ ... » .

🌿 ﯾﻌﻨﯽ :« ﻗﺒﺮﻣﻦ ﺭﺍ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭﯼ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻭ ﺟﺸﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺪﻫﯿﺪ ... » .

📚 ﺍﺑﻮﺩﺍﻭﺩ 1/319 ﻭﻣﺴﻨﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﺣﻤﺪ 2/376 . )

🔗ﻭ ﯾﺎ ﺑﺎ ﻟﻔﻆ « ﻭ ﻻ ﺗﺠﻌﻞ ﻗﺒﺮ ﻋﯿﺪﺍ )

📘ﺳﻨﻦ ﺍﺑﻮﺩﺍﻭﺩ 2/534 . )

🌿 ﻧﯿﺰ ﺁﻣﺪﻩ .ﺍﺑﻦ ﺗﯿﻤﯿﻪﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ": ﺍﺯ ﺍﻓﻀﻞ ﺗﺎﺑﻌﯿﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﻠﯽ ﺑﻦﺣﺴﯿﻦ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺑﻪ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﺮﺩﯼﺣﺮﯾﺺ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻧﺰﺩ ﻗﺒﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺩﻋﺎ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻭﯼ ﺭﺍﺑﺎ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﻧﻬﯽ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺣﺪﯾﺚ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﺪﺵ ﻋﻠﯽ ﺑﻦ ﺍﺑﯿﻄﺎﻟﺐﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺭﻭﺍﯾﺖ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻗﺼﺪ ﻭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻋﺎ ﺩﺭﮐﻨﺎﺭ ﻗﺒﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ، ﻋﯿﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﻗﺒﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺍﺳﺖ )

 ﺍﻗﺘﻀﺎﺀ ﺻﺮﺍﻁ ﺍﻟﻤﺴﺘﻘﯿﻢ 2/659

💦ﻭ ﺩﺭ ﺟﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: « ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺣﺠﺮﻩ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪﻭﺳﻠﻢ ﺍﺯ ﻣﺴﺠﺪ ﺍﻟﻨﺒﯽ ﺟﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﻭﻟﯿﺪ ﺑﻦ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻤﻠﮏ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 93 ﻫﺠﺮﯼ،ﻫﯿﭻ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺻﺤﺎﺑﻪ ﻭ ﺗﺎﺑﻌﯿﻦ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﺠﺮﻩ ﻧﺸﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺩﺭﺁﻧﺠﺎ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ ﯾﺎﺩﻋﺎ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﯾﺎ ﻗﺒﺮ ﺭﺍ ﻣﺴﺢ ﮐﻨﻨﺪ

📚ﻣﺠﻤﻮﻉ ﺍﻟﻔﺘﺎﻭﯼ 27/190 . )

🖇ﻭ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﻧﺒﻮﯼ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﯾﺎﻓﺖ،ﺣﺠﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺜﻠﺜﯽ ﺷﮑﻞﺩﺍﺧﻞ ﻣﺴﺠﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝﺍﺯ ﻗﺒﻠﻪ،ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻗﺒﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﮕﯿﺮﺩ .

📕( ﻓﺘﺢ ﺍﻟﺒﺎﺭﯼ3/200 . )

🔰ﭘﺲ ﭼﻮﻥ ﻫﯿﭻ ﺩﻟﯿﻠﯽ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺳﻨّﺖ ﺻﺤﯿﺢ ﻧﺒﻮﯼ ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﺸﺮﻭﻋﯿﺖ ﺗﺒﺮﮎﺑﻪ ﻗﺒﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ .

💠ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺳﻠﻒ ﺻﺎﻟﺢ ﺍﺯﺻﺤﺎﺑﻪ ﺭﺿﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻨﻬﻢ ﻭ ﺗﺎﺑﻌﯿﻦ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺍﺋﻤﻪ ﻣﺴﻠﻤﯿﻦ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﺸﺪﻩﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻗﺒﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﺗﺒﺮّﮎ ﺟﻮﯾﻨﺪ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﻣﺮ ﮐﺮﺩﻩﺑﺎﺷﻨﺪ ﺑﻠﮑﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﻧﻬﯽ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻧد.

📝 ﺍﻗﺘﻀﺎﺀ ﺻﺮﺍﻁ ﺍﻟﻤﺴﺘﻘﯿﻢ 2/656 . 
💢ﻟﺬﺍ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺗﺒﺮﮐﯽ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻣﺴﺢ ﻗﺒﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﯾﺎ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥﺁﻥ ﯾﺎ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﺧﺎﮎ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﻗﺒﺮ ﯾﺎ ﭼﺴﺒﺎﻧﺪﻥ ﺷﮑﻢ ﻭ ﭘﺸﺖ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻗﺒﺮ ﺍﺯﺟﻤﻠﻪ ﻣﻈﺎﻫﺮ ﺗﺒﺮﮎ ﻏﯿﺮ ﻣﺸﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﻗﺒﺮ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭﺳﻠﻢ ﻭ ﻣﻤﻨﻮﻉﺍﺳﺖ

Omid Khazaee ‏فوریه 9‏، ساعت ‏11:12‏ ·    مفهوم جاهلیت


Omid Khazaee

مفهوم جاهلیت
کلمه ی «جاهلیة» در قرآن و احادیث به کار رفته است و معانی مختلفی برای این کلمه بیان شده است. همان طور که می دانید علما و اندیشمندان و محققین در مورد بحث جاهلیت کتاب و مقالات زیادی نوشته اند. 
از جمله کتاب های مهمی که در مورد «جاهلیة» توسط علما و اندیشمندان جهان اسلام به رشته ی تحریر در آمده است می توان به کتاب:
1- «ماذا خسر العالم بانحطاط المسلمین» نوشته ی: ابوالحسن علی ندوی
2- «معالم فی الطریق» نوشته ی: سیدقطب
3- «جاهلیة القرن العشرین» نوشته ی: محمد قطب
4- «با مخاطب های آشنا» و «بازگشت» نوشته ی: دکتر علی شریعتی
اشاره کرد.

لازم به ذکر است نویسندگان کتاب های مذکور در بحث «جاهلیة» از افکار و آرا سید ابوالاعلی مودودی تحت تاثیر قرار گرفته و با نوشتن کتاب های فوق به تشریح و توضیح دیدگاه مودودی پرداخته اند و آرای مودودی به زبان عربی ترجمه و در جهان عرب منتشر شده است.

«جاهلیة» در قرآن
این کلمه در چهار سوره ی قرآن کریم آمده است.
1- در سوره (آل عمران/154) می فرماید: «...يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ...»: (درباره خدا پندارهاي نادرستي چون پندارهاي زمان جاهليّت داشتند).
2- در سوره (مائده/50) می فرماید:«أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللّهِ حُكْماً لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ»:(آيا ( آن فاسقان از پذيرش حكم تو بر طبق آنچه خدا نازل كرده است سرپيچي مي كنند و ) جوياي حكم جاهليّت ( ناشي از هوي و هوس ) هستند ؟ آيا چه كسي براي افراد معتقد بهتر از خدا حكم مي كند؟).
3- در سوره (احزاب/33) می فرماید: «...وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى...»: (و همچون جاهليّت پيشين در ميان مردم ظاهر نشويد و خودنمائي نكنيد).
4- در سوره (فتح/26) می فرماید: «إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ...»: (آنگاه كه كافران تعصب و نخوت جاهليت را در دلهايشان جاي دادند (و تصميم گرفتند كه مؤمنان را به مكه راه ندهند).

«جاهلیة» در احادیث
این کلمه در احادیث و روایات زیادی به کار رفته است که تعداد آنها زیاد است فقط جهت نمونه به یکی از انها اشاره می کنم:
رسول الله می فرماید: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ ضَرَبَ الْخُدُودَ وَشَقَّ الْجُيُوبَ وَدَعَا بِدَعْوَى الْجَاهِلِيَّةِ» (صحیح بخاری/ش:1294): (کسي که (هنگام مصيبت) به سر و صورت خود بزند، گريبان خود را پاره کند و سخن جاهلي بر زبان بياورد، از ما نيست).

همان طور که مشاهده کردید این کلمه در آیات و احادیث زیادی به کار رفته است.
حال باید بدانیم که این کلمه به چه معناست؟
«الجاهلیة» در کتب لغت این چنین معنا شده است:

1- در «لغت نامه معین» دو معنا برای این واژه ذکر شده است: الف) نادانی. ب) دوره ی پیش از اسلام که عرب بت پرستی می کرد.
2- در «فرهنگ لغت رزمشکی» این واژه به نادانی ترجمه و معنا شده است.
3- در فرهنگ معاصر «آذرتاش آذرنوش»، «جاهلیة» این گونه ترجمه و معنا شده است: نادانی، بی اطلاعی، حالت بت پرستی مردمان پیش از اسلام، عصر پیش از اسلام، عصر جاهلیت.
4- در «فرهنگ لاروس» این کلمه این گونه ترجمه شده است: حالت نادانی، دوری قبل از اسلام که عرب به پرستیدن بت ها مشغول بود... .

همان طور که مشاهده کردید در کتب لغت کلمه ی «الجاهلیة» به نادانی و دوران پیش از اسلام که مردم بت پرست بودند، ترجمه و معنا شده است و الله و رسول در آیات و احادیث از این کلمه به عنوان دوران پیش از اسلام یاد کرده اند.

اما نكته اي كه در این بحث جای تأمل دارد این است که آیا جاهلیت فقط مختص به دوران پیش از اسلام بوده است؟ 
چنانچه علما و اندیشمندان معاصر جهان اسلام چون مودودی، سید قطب، ابوالحسن ندوی، دکتر شریعتی و... در کتاب های خود تنها جامعه ی پیش از اسلام را جاهلیت نمی دانند بلکه معتقدند که در این عصر جامعه جاهلیت هم وجود دارد!
در جواب باید گفت: جاهلیت مختص به یک زمان محدود نیست بلکه این کلمه عمومیت دارد و در هر عصر و زمانی که یک جامعه از تعالیم اسلام و احکام الهی دور شود اگرچه آن جامعه بیسواد و نادان هم نباشند و از علوم و فناوری روز دنیا هم آگاهی داشته باشند اما آن جامعه به سبب دور شدن از اسلام و دستورات الهی، جامعه ی جاهلی است. 
چون اگر به عصر پیش از اسلام مراجعه کنیم درخواهیم یافت که مشرکین مکه و عرب های آن زمان نادان نبودند بلکه در بین آنها افرادی دانا و تحصیل کرده و شاعر و... بودند اما چون از احکام الهی و کتب آسمانی آن زمان دور شده بودند و از آنها آگاه نبودند و در بین آنها رسم های زشت و به دور از انسانیت که هیچ دینی آن را نمی پذیرفت، جای گرفته بود (که از جمله آنها می توان به زنده به گور کردن دختران و بت پرستی و... اشاره کرد) به همین جهت بعد از آمدن اسلام و نزول قرآن از آن عصر به عنوان عصر جاهلیت یاد شد.
پس کلمه ی جاهلیت در نصوص شرعی فقط به معنای نادانی به کار نرفته است بلکه هر جامعه ای که از دستورات الهی دور شود آن جامعه از دید قرآن جامعه ی جاهلی است.
حال با توجه به این توضیحات می توان گفت آنچه مودودی و سید قطب و... که در کتاب هایشان از جامعه جاهلیت این عصر سخن گفته اند براین اساس بوده که مردم آن جامعه از تعالیم اسلام و احکام الهی دور شدند و قوانینی که برگرفته از میل وهوس خودشان بود را جایگزین قوانین و دستورات الهی کرده اند و فرهنگ غلط برخی جوامع را جایگزین فرهنگ اسلامی و دینی کرده اند. به همین جهت چنین جامعه ای از دید آنها جامعه جاهلیت است چنانچه قرآن و احادیث از جامعه ی پیش ازاسلام به خاطردور شدن از قوانین و دستورات الهی به عنوان عصر جاهلیت یاد کرد.
لذا فقط به یک جامعه بیسواد و نادان نمی توان گفت جامعه جاهلیت! بلکه هر جامعه ای که از دستورات الهی و احکام شرع دور شود اگرچه تحصیل کرده هم باشند آن جامعه، جامعه جاهلیت است.
نویسنده: امید خزاعی

Omid Khazaee ژانویه 3 ·    حیات دنیوی یا برزخی


Omid Khazaee
ژانویه 3 · 
 

حیات دنیوی یا برزخی
یکی از مسایل اختلافی که بعد از خیرالقرون بین امت اسلام به وجود آمد، مساله ی زنده بودن رسول الله می باشد. همه ی مسلمانان معتقدند که انبیاء در قبرشان زنده هستند اما زنده بودن و حیات آنها چگونه است مورد بحث است. عده ای معتقدند انبیاء در قبرشان حیات برزخی دارند و در مقابل گروهی ادعا می کنند که انبیاء در قبرشان زنده هستند و حیات دنیوی دارند. در حقیقت چنین ادعایی باطل است و صحیح همین است که بگوییم انبیاء حیات برزخی دارند. به همین جهت در این پست قصد دارم به بررسی باطل بودن این ادعا بپردازم.
قبل از پرداختن به دلایل لازم است بدانیم کسانی که مساله حیات دنیوی انبیاء در قبرشان را مطرح می کنند، به احادیثی از جمله این حدیث «الأنبياء أحياء في قبورهم يصلون» (مسند أبي يعلى/ ش:3425): «پيامبران در قبرهايشان زنده هستند و نماز مي خوانند» و... استناد می کنند که برخی از دلایل شان ضعیف و برخی هم مانند همین حدیثی که به آن اشاره کردم صحیح است. مسلما حدیث ضعیف در این بحث قابل قبول نیست ولی منکر احادیث صحیح نیستیم بلکه برداشت افرادی که با استناد به این حدیث مساله زنده بودن رسول الله و سایر انبیا را مطرح می کنند، اشتباه هست.به چند دلیل:
1- همه ی ما معتقدیم که شهدا زنده هستند (حتی کسانی که می گویند انبیاء حیات دنیوی دارند این را قبول دارند) اما حیات و زندگی آنها مانند زندگی دنیایی نیست بلکه حیات آنها حیات برزخی است و این مساله از آیات و احادیث زیادی با اثبات رسیده است. پس وقتی حیات شهدا برزخی است حیات رسول الله هم برزخی است زیرا رسول الله هم از شهدا می باشد. 
چنانچه ابن مسعود می گوید: «لأن أحلف تسعاً أن رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم قتل قتلاً أحب إلي من أن أحلف يميناً واحدة إنه لم يقتل وذلك أن الله اتخذه نبياً واتخذه شهيداً»: (اگر نه بار قسم بخورم که پیامبر (ص) کشته [شهید] شده است برایم محبوب تر است تا یک بار قسم بخورم که کشته [شهید] نشده است و به این دلیل است که خداوند او را نبی و شهید قرار داده است). (مسند أحمد/ش:3873 و المعجم الكبير/ش:10119 و المستدرك على الصحيحين/ش:4394 و...)
و در حدیثی دیگر از عایشه نقل شده است: « كان رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم يقول في مرضه الذي توفي فيه: لم أزل أجد ألم الطعام الذي أكلت بخيبر فهذا أوان انقطاع أبهري من ذلك السم»: (رسول الله در همان مریضی که فوت کرد می گفت: همیشه از آن غذایی که در روز خیبر خوردم احساس درد می کنم از همان هنگام رگم (رگی که در پشت گردن است که به قلب می رسد) به وسیله ی آن سم (گوشت مسموم) قطع شده است). (صحيح البخاري/ش:4428 و المستدرك على الصحيحين/ش:4393 و السنن الكبرى/ش:19717)
پس با توجه به این دلایل می توان گفت رسول الله شهید است اما این شهادتی که علما از آن سخن گفته اند شهادت اخروی است یعنی این که این شهادت مانند کسی است که به وسیله ی بیماری از دنیا می رود یا کسی که به وسیله نیزه یا تیر زخمی می شود و از دنیا می رود که اینها در آخرت حکم شهید دارند به همین جهت رسول الله غسل داده شد و بر ایشان نماز جنازه خوانده شد. 
2- شکی نیست رسول الله مانند سایر انسان ها از دنیا رفته است این الله متعال این مساله را در قرآن بیان کرده است: 
«إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُم مَّيِّتُونَ» (زمر/30): (اي محمّد ! مرگ از مسائلي است كه همه انسانها در آن يكسانند ، و شتري است كه بر در خانه همه كس مي خوابد.تو هم مي ميري ، و همه آنان مي ميرند). «إِنَّكَ مَيِّتٌ» ،ضمير (ك) به رسول الله برمي گردد، و عموميّت قانون مرگ را نسبت به همه انسان ها روشن مي سازد. 
و در جای دیگر می فرماید: «وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَفَإِن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ» (انبیاء/34): (ما براي هيچ انساني پيش از تو زندگي جاويدان قرار نداديم (تا براي تو جاودانگي قرار دهيم . بلكه هر كسي مرده و مي ميرد و تو هم مي ميري. وانگهي آنان كه انتظار مرگ تو را دارند و با مرگ تو اسلام را خاتمه يافته مي دانند)، اگر تو بميري آنها جاويدانه مي مانند؟!)
و در ادامه می فرماید: «كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ»: (هر كسي مزه مرگ را مي چشد). 
پس طبق این آیات همه انسان ها مي ميرند، فرقی نمی کند پیامبر باشد یا نباشد زیرا زنده و جاويد تنها خدا هست و بس. 
3- رسول الله در قبرش مانند حیات دنیوی زنده نیست به این صورت که در بدن ایشان روح باشد یا این که فکر و تدبر بکند و یا مالک چیزی باشد یا چیزی را به دست آورد یا به خوردن و آشامیدن یا لباس و ازدواج و... نیاز داشته باشد. و همه ی ما این را قبول داریم که رسول الله بعد از وفات شان در قبرشان به چنین چیزهایی نیاز ندارد پس باید پذیرفت که حیات رسول الله بعد از وفات شان حیات برزخی است و روح ایشان در بالاترین درجه (رفیق الأعلی) قرار دارد و حیات دنیوی با حیات برزخی قابل مقایسه نیست چنانچه زندگی جنین در شکم مادرش با زندگی دنیا و بعد از تولد متفاوت و قابل مقایسه نیست پس قیاس کردن حیات دنیوی به حیات برزخی و اخروی باطل است.
اگر رسول الله زنده است و در قبرش حیات دنیوی دارد پس باید صدای کسی که از او درخواستی می کند را بشنود یا کسی که او را صدا می زند و می خواند، اجابت کند و امتش را از بسیاری از مسایل و مشکلات و اختلافاتی که بر آنها به وجود آمده و می آید را حل کند چطور می توان گفت رسول الله زنده است و شاهد اختلافات و جنگ های امتش هست اما آنها را حل نمی کند؟!!! چگونه اصحاب رسول الله بعد از رسول الله دچار نزاع و مشکلات شدند اما هیچ یک از آنها به قبر رسول الله رجوع نکردند تا از ایشان طلب کمک و ارشاد کنند؟؟؟ چنانچه به گمان برخی از صوفیان رسول الله در قبرش زنده است. 
اگر رسول الله زنده است پس چرا عمر بن خطاب می گوید: «وددت أن رسول الله صلى الله عليه وسلم لم يفارقنا حتى يعهد إلينا عهدا الجد والكلالة وأبواب من أبواب الربا»: (من آرزو داشتم كه رسول خدا از ما جدا نمى شد تا سه موضوع را براى ما روشن مى كرد، اوّل: مسئله ارث جد با برادر (آيا «جد» پدربزرگ در مسئله ارث برادر را حجب مى كند يا برادر او را حجب مى نمايد يا با هم شريك مى شوند؟). دوم: مسئله كلاله در ارث (آيا كلاله ميّتى است كه اولاد و پدر نداشته باشد؟ يا عموزاده هاى بعيد است؟ يا مقصود چيز ديگرى است؟). مسئله سوم: ربا الفضل است، (چون ربا النسيئه متفق عليه اصحاب است)». (صحيح البخاري/ش:5588)
اگر رسول الله در قبرش زنده است و حیات دنیوی دارد پس چرا صحابه در زمان قحطی برای طلب باران به دعای عباس رضی الله عنه متوسل شدند و ازایشان خواستند که دعا کند تا الله آنها را از قحطی نجات دهد؟؟؟ آیا این دلیلی صریح بر باطل بودن آنچه که برخی از صوفیان گمان و ادعا می کنند که رسول الله در قبرش زنده است، نمی باشد؟؟؟ 
سخن پایانی
اهل سنت و جماعت معتقد است که انبیاء بعد از مرگ شان حیات برزخی دارند نه دنیوی! و در مورد این مساله بین مسلمانان اختلافی وجود ندارد اما برخی از صوفیان (که خود را اهل سنت هم می دانند) چنین ادعا کردند که انبیاء در قبرشان زنده هستند و حیات دنیوی دارند در حالی که این ادعا و این اعتقاد با آیات و احادیث و عمل صحابه و سلف صالح در تضاد است و صحیح همین است که بگوییم انبیاء در قبرشان حیات برزخی دارند نه دنیوی و این عقیده اهل سنت و جماعت است.
والسلام علی من اتبع الهدی

مسعود مسعود عطایی  ‏فوریه 10‏، ساعت ‏10:43‏ ·    💠ﺍﻫﻞ ﺗﺼﻮﻑ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ

مسعود مسعود عطایی

💠ﺍﻫﻞ ﺗﺼﻮﻑ ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ

🍃ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺧﻮﺩ ﻣﻮﺳﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ:

🌹﴿ﺭَﺏِّ ﺃَﺭِﻧِﯽ ﺃَﻧْﻈُﺮْ ﺇِﻟَﯿْﮏَ ﻗَﺎﻝَ ﻟَﻦْ ﺗَﺮَﺍﻧِﯽ﴾

🔸 ﺍﻋﺮﺍﻑ .143

🌿 « ﻣﻮﺳﯽ ﮔﻔﺖ: ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ( ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ) ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻨﻤﺎﯼ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﻢ . ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻣﺮﺍ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﯽ . »

📘 ﻏﺰﺍﻟﯽ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ« ﺍﺣﯿﺎﺀ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﺑﺎﺏ ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺍﻟﻤﺤﺒﯿﻦ ﻭ ﻣﮑﺎﺷﻔﺘﻬﻢ » ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦﺭﺍ ﺫﮐﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺑﻮﺗﺮﺍﺏ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﺑﺎﯾﺰﯾﺪ ﺑﺴﻄﺎﻣﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﯼ .

🌟ﺩﻭﺳﺘﺶ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﺑﻮﺩﻡ ! ﺩﯾﺪﻥ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥﺑﺎﯾﺰﯾﺪ ﺑﺴﻄﺎﻣﯽ ﺑﯽ ﻧﯿﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

 ﺳﭙﺲ ﺍﺑﻮﺗﺮﺍﺏ ﮔﻔﺖ: ﻭﺍﯼ ﺑﺮ ﺗﻮ، ﺩﯾﺪﻥﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻐﺮﻭﺭ ﮐﺮﺩﻩ، ﺍﮔﺮ ﻓﻘﻂ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺑﺎﯾﺰﯾﺪ ﺑﺴﻄﺎﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻥﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﺑﺎﺭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺎﺷﯽ .

❄ﺳﭙﺲ ﻏﺰﺍﻟﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﮐﺸﻒ ﻭﮐﺮﺍﻣﺘﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﮐﻨﺪ .

( ﺍﺣﯿﺎﺀ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﻟﺪﯾﻦ 4/365 )

مسعود مسعود عطایی ‏فوریه 10‏، ساعت ‏10:25‏ ·    💫ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﺎﺕ ﺍﺑﻦ ﺟﻮﺯﯼ ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﺑﺮﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺗﺼﻮﻑ


مسعود مسعود عطایی

💫ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﺎﺕ ﺍﺑﻦ ﺟﻮﺯﯼ ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﺑﺮﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺗﺼﻮﻑ

ﻭﺭﺩﺍﺑﻦ ﺟﻮﺯﯼ ﺑﺮﺍﻫﻞﺗﺼﻮﻑ ، ﺍﺑﻦ ﺟﻮﺯﯼ ﺿﻤﻦ ﺗﺸﺮﯾﺢ ﻭﺟﻪ ﺗﺴﻤﯿﻪ ﮐﻠﻤﺔ ﺻﻮﻓﯽ ( ﺹ 180 ـ183 ) ، ﺍﺯﺻﻮﻓﯿﺎﻥ ﺩﺭ 24 ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻭ ﺁﺩﺍﺏ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﻋﺖ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ( ﺹ 194 ـ 395 ) .

🍁 ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﻫﺎ ﺷﺎﻣﻞ ﻃﻬﺎﺭﺕ ، ﻧﻤﺎﺯ، ﺁﺩﺍﺏ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﻣﺴﮑﻦ ،ﭘﻮﺷﺎﮎ ﻭ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﻧﻮﺷﯿﺪﻥ ، ﺳﻤﺎﻉ ﻭ ﺭﻗﺺ ، ﻭﺟﺪ، ﻣﺼﺎﺣﺒﺖ ﺑﺎ ﺍَﻣَﺮْﺩﺍﻥ
(ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ )، ﺍﺩﻋﺎﯼ ﺗﻮﮐﻞ ﻭ ﺗﺮﮎ ﺍﻣﻮﺍﻝ ، ﺗﺮﮎ ﺩﺍﺭﻭ ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻥ ، ﻋﺰﻟﺖ ﻭ ﺗﺮﮎﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﻭ ﺟﻤﺎﻋﺖ ، ﺗﺮﮎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻦ ، ﺁﺩﺍﺏ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻣﺮﮒ، ﺗﺮﮎ ﻋﻠﻢ ﺁﻣﻮﺯﯼ ، ﺩﻓﻦ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎ، ﺍﻇﻬﺎﺭﻧﻈﺮ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﺓ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺩﯾﻨﯽ ﻭ ﺗﻔﺴﯿﺮﺑﻪ ﺭﺃﯼ ﻭ ﺷﻄﺢ ﮔﻮﯾﯽ ﻭ ﺩﻋﺎﻭﯼ ﺍﺳﺖ .

☘ﺍﺑﻦ ﺟﻮﺯﯼ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺻﻮﻓﯿﻪ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺍﺯﺯﺍﻫﺪﺍﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﭼﻮﻥ ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻨﺘﺴﺒﺎﻥ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﻑ ، ﺍﺟﺎﺯﺓ ﺳﻤﺎﻉ ﻭ ﺭﻗﺺﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎﻃﻠﺒﺎﻥ ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻭ ﻟﻬﻮ ﻭ ﻟﻌﺐ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎﻣﺘﻤﺎﯾﻞ ﺷﺪﻧﺪ، ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﺻﻔﺎﺕ ﻭ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻭ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺯﺍﻫﺪﺍﻥ ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﺷﺪﻧﺪ( ﺹ 181 ) .

♻ﺍﻭ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺻﻮﻓﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﺯﻫﺪ ﻭ ﺭﯾﺎﺿﺖﻭ ﻣﺠﺎﻫﺪﺕ ﺑﺎ ﻧﻔﺲ ﻣﯽ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻨﺪ، ﻭﻟﯽ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﻔﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺗﺤﺼﯿﻞﻋﻠﻮﻡ ﺩﯾﻨﯽ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺁﻏﺎﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩ ( ﺹ 183 ) . ﺍﺑﻦ ﺟﻮﺯﯼ ﺍﺯﮐﺴﺎﻧﯽ ﭼﻮﻥ ﺍﺑﻮﻋﺒﺪﺍﻟﺮﺣﻤﺎﻥ ﺳُﻠﻤﯽ ، ﺍﺑﻮﻧﺼﺮ ﺳﺮّﺍﺝ ، ﺍﺑﻮﻃﺎﻟﺐ ﻣﮑﯽ ، ﺣﺎﻓﻆﺍﺑﻮﻧﻌﯿﻢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﯽ ﺑﺸﺪﺕ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ، ﺯﯾﺮﺍ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭﮐﺘﺎﺑﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺧﻼﻑ ﺷﺮﻉ ﺻﻮﻓﯿﻪ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﻠﻔﺎ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥﺻﺤﺎﺑﻪ ﻭ ﺯﺍﻫﺪﺍﻧﯽ ﭼﻮﻥ ﺑِﺸﺮ ﺣﺎﻓﯽ ﻭ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺍﺩﻫﻢ ﻭ ﺳﻔﯿﺎﻥ ﺛﻮﺭﯼ ﺭﺍ ﺟﺰﻭﺻﻮﻓﯿﻪ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ( ﺹ 184 ـ 185 ) .

♻ﺍﺑﻦ ﺟﻮﺯﯼ ﺍﺯ ﻏﺰﺍﻟﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺸﺪﺕ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻟﻤﻨﺘﻈﻢ(ﺝ 17، ﺹ 124 ـ127 )

🌀 ﻭﺻﻒ ﺑﺮﺟﺴﺘﮕﯿﻬﺎﯼ ﻓﮑﺮﯼ ﻭ ﺯﻫﺪ ﻭ ﺗﻌﺒّﺪ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺩﺭﻫﻤﺎﻥ ﺍﺛﺮ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ «ﺗﺮﮎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻓﻘﻪ » ﻭ ﺩﺭ ﺗﻠﺒﯿﺲ ﺍﺑﻠﯿﺲ ، ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺑﺮﺧﯽ
ﻣﻄﺎﻟﺐِ ﺍﺣﯿﺎﺀ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﻟﺪﯾﻦ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺳﻤﺎﻉ ﻭ ﺭﯾﺎﺿﺖ ﻭ ﺗﺮﮎ ﺩﻧﯿﺎ ﻭﯼﺭﺍ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻏﺰﺍﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺁﻧﭽﻨﺎﻧﮑﻪ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﯾﮏ ﻋﺎﻟﻢﺍﺳﺖ ، ﻧﻨﻮﺷﺘﻪ ﻭ ﮐﺘﺎﺑﺶ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻭﻓﻖ ﻣﺬﻫﺐ ﺻﻮﻓﯿﻪ ﺗﺄﻟﯿﻒ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺳﺨﻨﺎﻧﯽﺷﺒﯿﻪ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺑﺎﻃﻨﯿﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ( ﺹ 186، 196، 236 ، 238، 277 ) .

💠 ﺍﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﺻﻮﻓﯿﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺻﻔﺔ ﺍﻟﺼﻔﻮﺓ (ﺝ 4، ﺹ 64، 172 ، 223،237 ) ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺯﻫﺪﺷﺎﻥ ﺗﺠﻠﯿﻞ ﮐﺮﺩﻩ ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺗﺮﮎ ﻋﻠﻢ ﻭﺍﻧﮑﺎﺭ ﺁﻥ ﻭ ﺍﻇﻬﺎﺭﻧﻈﺮ ﻧﺎﺻﻮﺍﺏ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺩﯾﻨﯽ ﻧﮑﻮﻫﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ( ﺹ
360 ـ384، 395 ـ400 ) .

🔰ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺒﺎﺣﺚ ﻣﻔﺼّﻞ ، ﺑﺤﺚ ﺳﻤﺎﻉ ﻭ ﺣﺮﻣﺖ ﺁﻥ ﻭ ﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺻﻮﻓﯿﻪ ﺩﺭ ﻣﺒﺎﺡ ﻭﮔﺎﻩ ﻣﺴﺘﺤﺐ ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ( ﺹ 248 ـ279 ) .

🍁ﺍﺑﻦ ﺟﻮﺯﯼ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺏﺑﺮﺧﯽﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﺻﻮﻓﯿﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭﻩ ﻧﻘﺪ ﮐﺮﺩﻩ ، ﮔﺎﻫﯽ ﻧﯿﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﺳﺨﻦ ﺧﻮﯾﺶ ،ﺍﺣﺎﺩﯾﺜﯽ ﻣﺠﻌﻮﻝ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ( ﺗﺮﺟﻤﺔ ﻓﺎﺭﺳﯽ ، ﻣﻘﺪﻣﺔ ﺫﮐﺎﻭﺗﯽﻗﺮﺍﮔﺰﻟﻮ، ﺹ 3 ) .

🖇 ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺻﻮﻓﯿﻪ ، ﺩﺭ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﯾﺎﻓﺖﻣﯽ ﺷﻮﺩ

📗( ﺭﺟﻮﻉ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻪ ﻫﺠﻮﯾﺮﯼ ، ﺹ 164، 334 ـ335؛ ﮊﻧﺪﻩ ﭘﯿﻞ ، ﺹ
140 ـ141 ) .

🍃ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻏﺰﺍﻟﯽ ﺩﺭ ﺍﺣﯿﺎﺀ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﻟﺪﯾﻦ (ﺝ 3، ﺹ 426 ـ429 ) ﻭ ﻧﯿﺰ ﺩﺭﺭﺳﺎﻟﺔ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺍﻫﻞ ﺍﺑﺎﺣﺖ ( ﺹ 158 ـ 159 )

👈 ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻨﺘﺴﺒﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﻓﯿﻪ ﻭ
ﻣﺪﻋﯿﺎﻥ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﻭ ﺑﻮﯾﮋﻩ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻣﻌﺼﯿﺖ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺯﯾﺎﻥﻧﻤﯽ ﺭﺳﺎﻧﺪ، ﻣﺬﻣﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .

👌 ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺍﺑﻦ ﺟﻮﺯﯼ ﺩﺭ ﺗﻠﺒﯿﺲ ﺍﺑﻠﯿﺲ ﺍﺯﺭﺳﺎﻟﺔ ﺍﺧﯿﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﻭﻟﯽ ﻧﺎﻡ ﻣﺼﻨﻒ ﺭﺍ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ

✍ﺁﺩﺭﺱ ﺑﺎﺏ ﺩﻫﻢ ﮐﺘﺎﺏ ﺗﻠﺒﯿﺲ ﺍﺑﻠﯿﺲ

مسعود مسعود عطایی ‏فوریه 4‏، ساعت ‏10:43‏ ·    جواب صوفی دراستناد با ایه 45سوره زخرف برای توسل به قب

مسعود مسعود عطایی

جواب صوفی دراستناد با ایه 45سوره زخرف برای توسل به قبور
وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ (45) 
از ( پيروان راستين ) انبياي پيشين ما بپرس كه آيا ما معبودهائي بجز خدا را براي پرستش شدن پديدار كرده ايم ؟

أخرج سعيد بن مَنْصُور وَعبد بن حميد وَابْن جرير وَابْن الْمُنْذر عَن سعيد بن جُبَير فِي قَوْله {واسأل من أرسلنَا من قبلك من رسلنَا} قَالَ: لَيْلَة اسري بِهِ لَقِي الرُّسُل
وَأخرج ابْن الْمُنْذر عَن ابْن جريج فِي قَوْله: {واسأل من أرسلنَا من قبلك من رسلنَا} قَالَ: بلغنَا أَنه لَيْلَة أسرِي بِهِ أرِي الْأَنْبِيَاء فأري آدم فَسلم عَلَيْهِ: وأري مَالِكًا خَازِن النَّار وأري الْكذَّاب الدَّجَّال
وَأخرج عبد الرَّزَّاق وَعبد بن حميد وَابْن جرير وَابْن الْمُنْذر عَن قَتَادَة {واسأل من أرسلنَا من قبلك من رسلنَا أجعلنا من دون الرَّحْمَن آلِهَة يعْبدُونَ} قَالَ: سلأهل التَّوْرَاة والإِنجيل هَل جَاءَت الرُّسُل إِلَّا بِالتَّوْحِيدِ وَقَالَ: فِي بعض الْقِرَاءَة واسأل من أرسلنَا إِلَيْهِم رسلنَا قبلك
وَأخرج عبد بن حميد من طَرِيق الْكَلْبِيّ عَن أبي صَالح عَن ابْن عَبَّاس {واسأل من أرسلنَا من قبلك من رسلنَا} قَالَ: سل الَّذين أرسلنَا إِلَيْهِم قبلك من رسلنَا
وَأخرج سعيد بن مَنْصُور وَابْن الْمُنْذر عَن مُجَاهِد قَالَ: كَانَ عبد الله يقْرَأ / واسأل الَّذين أرسلنَا إِلَيْهِم قبلك من رسلنَا / قَالَ: فِي قِرَاءَة ابْن مَسْعُود واسأل الَّذين يقرأون الْكتاب من قبل مؤمني أهل الْكتاب
وَأخرج ابْن جرير عَن ابْن زيد فِي قَوْله: {واسأل من أرسلنَا من قبلك من رسلنَا} قَالَ: جمعُوا لَهُ لَيْلَة أسرِي بِهِ بِبَيْت الْمُقَدّس الدرالمنثورفی الفسیر الماثورباب45جز7ص381

ادامه نوشته

Abdolhakim Ramsh ‏فوریه 17‏، ساعت ‏08:39‏ ·    سؤال و جواب در رابطه با عقیده و منهج امیدواریم که برا


Abdolhakim Ramsh

سؤال و جواب در رابطه با عقیده و منهج امیدواریم که برای مسلمانان نفع و منفعت داشته باشد .

س1 : ما از کجا عقیده ی خودمان را بگیریم ؟

ج: از قرآن و سنت .

س2: الله کجاست ؟

ج : در آسمان بالای عرش

س3 : دلیل از قرآن که الله بالای عرش است چیست ؟

ج: الرحمن علی العرش استوی : رحمن بالای عرش هست .

س 4 : معنای (استوی ) چیست ؟

ج : بلند و بالا

س 5 : برای چه چیزی الله انسان ها و جن ها را آفریده است ؟

ج : برای عبادت خودش که تنها اوست و هیچ شریکی ندارد .

س 6 : دلیل اینکه الله انسانها و جن ها را برای عبادت خود آفریده است چیست ؟

ج: و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون

ما انسان ها و جن ها را نیافریده ایم مگر برای عبادت خود .

س 7 : معنای (یعبدون) چیست ؟

ج :یوحدون

س 8 : معنای کلمه ی شهادت (لا إله إلا الله) چیست ؟

ج : هیچ معبود بحقی نیست مگر الله

س 9 : معنای شهادت محمد رسول الله (صلی الله علیه و اله و سلم ) چیست ؟

ج : اطاعت کردن به آن چیزی که امر کرده و تصدیق کردن به آن چیزی که خبر داده ، و دوری و پرهیز کردن از آن چیزهای که منع کرده و اینکه الله را پرستش نکنید مگر به آن چیزی شرع آورده و دستور داده .

س10 : بزرگترین عبادت چیست ؟

ج : توحید ، یکتاپرستی.

ان شاء الله قسمت قسمت ترجمه میکنم میذارم البته هر جا خللی داشتم مطلع ام کنید بارک الله لی و لکم

‏مسعود مسعود عطایی‏ به ردشبهات تصوف ‏فوریه 19‏، ساعت ‏18:33‏ ·    ☑ﺁﯾﺎ ﺗﻮﺳﻞ ﺩﺭ ﺩﻋﺎ ﺑﻪ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻗﺒﻮﺭ ﺟﺎﯾ

☑ﺁﯾﺎ ﺗﻮﺳﻞ ﺩﺭ ﺩﻋﺎ ﺑﻪ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻗﺒﻮﺭ ﺟﺎﯾﺰ ﺍﺳﺖ؟

❄ﺗﻮﺳﻞ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺩﻋﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﻤﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﺭﺍ، ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻧﯿﮏ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﻭ ﯾﺎ ﮐﺴﯽ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﯾﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﮐﺖﻓﻼﻥ ﻭﻟﯽ ﯾﺎ ﻓﻼﻥ ﺷﺨﺺ ﻣﻐﻔﺮﺕ ﻓﺮﻣﺎ ﻭ ﯾﺎ ﻫﻢ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﯾﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﮐﺖﺭﺣﻤﺎﻧﯿﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﻐﻔﺮﺕ ﻓﺮﻣﺎ، ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺗﻮﺳﻞ .

ﺗﻮﺳﻞ ﮐﻪ ﺟﺎﯾﺰ ﺍﺳﺖ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﺻﻔﺎﺕ ﻭ ﻧﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﻟﻠﻪ، ﺑﻪ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻧﯿﮏﺍﻧﺴﺎﻥ، ﻭ ﻫﻢ ﭼﻨﺎﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﯿﺎﺕ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺩﺭ ﺩﻋﺎ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻫﯿﻢ .

💦ﺍﻣﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺗﻮﺳﻞ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﺮ ﺩﺭﮔﻤﯽ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﺁﻥﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﻗﺒﺮ ﻭ ﯾﺎ ﮐﺴﺎﻧﯿﮑﻪ ﻓﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺩﺭﯾﻦﻣﻮﺭﺩ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﺑﻮ ﺣﻨﯿﻔﻪ ﺭﺣﻤﺘﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﻣﯿﻔﺮﻣﺎﯾﻨﺪ:

☘ ﻭ ﻋﻦ ﺍﺑﯽ ﺣﻨﯿﻔﻪ ﻻ ﯾﻨﺒﻐﯽ ﻻﺣﺪ ﺍﻥ ﯾﺪﻋﻮ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻻ ﺑﻪ ﻭ ﺍﻟﺪﻋﺎ ﺍﻟﻤﺎﺫﻭﻥ ﺑﻪ ﻣﺎﺍﻟﺘﻔﯿﺬ ﻣﻦ ﻗﻮﻟﻪ ﺗﻌﺎﻟﯽ "ﻭﻟﻠﻪ ﺍﻻﺳﻤﺎ ﺍﻟﺤﺴﻨﯽ ﻓﺎﺩﻋﻮﻩ ﺑﻬﺎ: ﺳﻮﺭﻩ ﺍﻻﻋﺮﺍﻑ ﺁﯾﻪ"180

📕 ﺍﻟﺮﺩ ﺍﻟﻤﺨﺘﺎﺭ 630/2

ﺗﺮﺟﻤﻪ: ﺍﺯ ﺍﺑﻮ ﺣﻨﯿﻔﻪ: ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯿﮑﯽ ﮐﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﻣﮕﺮﺗﻮﺳﻂ ﺧﻮﺩﺵ " ﺗﻮﺳﻂ ﺻﻔﺎﺕ ﺧﻮﺩﺵ " ﻃﻮﺭﯾﮑﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﻣﯿﻔﺮﻣﺎﯾﺪ "ﺑﺪﻭﻥ ﺷﮏ ﺍﻟﻠﻪﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﻧﯿﮑﻮﺳﺖ ﭘﺲ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺗﻮﺳﻂ ﻧﺎﻡ ﻫﺎﯾﺶ ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﺪ ﺳﻮﺭﻩ ﺍﻻﻋﺮﺍﻑ ﺁﯾﻪ"180

🌿 ﻗﺎﻝ ﺍﺑﻮ ﺣﻨﯿﻔﻪ ﻻ ﯾﻨﺒﻐﯽ ﻻﺣﺪ ﺍﻥ ﯾﺪﻋﻮ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﻻ ﺑﻪ ﻭ ﺍﮐﺮﻩ ﺍﻥ ﯾﻘﻮﻝ ﺑﻤﻘﺎﻋﺪﺍﻟﻌﺰ ﻣﻦ ﻋﺮﺷﮏ ﺍﻭ ﺑﺤﻖ ﺧﻠﻘﮏ . ﺍﻟﻘﺪﻭﺭﯼ 280/5

ﺗﺮﺟﻤﻪ: ﮔﻔﺖ ﺍﺑﻮ ﺣﻨﯿﻔﻪ: ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﻣﮕﺮ ﺑﻪﺧﻮﺩﺵ "ﺻﻔﺎﺕ ﺧﻮﺩﺵ " ﻭ ﺍﮐﺮﺍﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺣﻖ ﺟﺎﻫﺎﯼ ﺑﺎ ﻋﺰﺗﺖﺩﺭ ﻋﺮﺵ ﻭ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺣﻖ ﻓﻼﻥ ﺷﺨﺺ " ﺩﻋﺎﯼ ﻣﺮﺍ ﺑﭙﺬﯾﺮ "

🍃ﺍﺯ ﺍﻗﻮﺍﻝ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﺑﻮ ﺣﻨﯿﻔﻪ ﭼﯿﻨﯿﻦ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﻧﺎﺭﻭﺍ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽﻣﺨﻠﻮﻗﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻗﺒﻮﻟﯿﺖ ﺩﻋﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻫﯿﻢﻣﺜﻼ ﮐﻪ ﯾﺎ ﻟﻠﻪ ﺑﻪ ﻋﺰﺕ ﻋﻠﯽ ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻭﻻﺩ ﺑﮕﺮﺩﺍﻥ , ﻭ ﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﺮﮐﺖ ﺷﺎﻩ ﺩﻭﺷﻤﺸﯿﺮﻩ ﻣﺮﺍ ﻣﻐﻔﺮﺕ ﻓﺮﻣﺎ !!ﻣﻦ ﺍﻟﻠﻪ ﺗﻮﻓﯿﻖ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﮎ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ

‏مسعود مسعود عطایی‏ به ردشبهات تصوف ‏فوریه 19‏، ساعت ‏18:36‏ ·    ☑چند سوال از اهل تصوف؟

 

☑چند سوال از اهل تصوف؟

👈ﺳﻮﺍﻝ ﺍﻭﻝ .ﺧﺮﻗﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﻪ ﻭ ﻣﺪﺭﮎ ﺩﻗﯿﻖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺒﺎﻧﯽ ﺍﺳﻼﻡ ﺑﯿﺎﻥ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ . ؟؟

👈ﺳﻮﺍﻝ ﺩﻭﻡ . ﺁﯾﺎ ﻣﺮﺷﺪ ﻭﻟﯽ ﺍﻣﺮ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﺧﯿﺮ، ﻭ ﻣﺪﺭﮎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻣﺮﯾﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪﻣﯿّﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻏﺴّﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﻣﺮﺷﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﮕﯿﺮﺩ، ﭼﯿﺴﺖ؟ ﻭ ﻣﺮﺷﺪ ﺍﺯ ﭼﻪﻣﻘﺎﻣﯽ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ .؟؟

👈ﺳﻮﺍﻝ ﺳﻮﻡ . ﻣﺪﺭﮎِ ﺭﻗﺺِ ﺳﻤﺎﻉ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯﻗﺮﺁﻥ ﻭﺣﺪﯾﺚ، ﺑﯿﺎﻥ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ .؟؟

👈ﺳﻮﺍﻝ ﭼﻬﺎﺭﻡ . ﺁﯾﺎ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﺳﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﺒﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﻣﻌﺎﻣﻼﺕ ﻣﺮﯾﺪ ﺑﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﺮﺷﺪﺑﺎﺷﺪ؟ ﭼﻪ ﻣﺪﺭﮐﯽ ﺩﺭ ﺁﯾﺎﺕ ﻭ ﺭﻭﺍﯾﺎﺕ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟

👈ﺳﻮﺍﻝ ﭘﻨﺠﻢ . ﺳﻨﺪ ﻭ ﻣﺪﺭﮎِ « ﺍﻟﺸﺮﯾﻌﺔ ﺍﻗﻮﺍﻟﯽ ﻭ ﺍﻟﻄﺮﯾﻘﺔ ﺍﻓﻌﺎﻟﯽ ﻭ ﺍﻟﺤﻘﯿﻘﺔﺣﺎﻟﯽ » ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺳﻨﺪ ﻭ ﻣﺪﺭﮎ ﺭﻭﺍﯾﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺑﯿﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪﮐﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ؟

👈ﺳﻮﺍﻝ ﺷﺸﻢ .ﺁﯾﺎ ﻣﺮﺍﻡ ﻫﺎ ﻭ ﺳﻼﺳﻞ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﺼﻮﻑ، ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﯾﺎ ﻧﻪ؟ ﻭﺍﮔﺮ ﻧﯿﺴﺖ، ﭼﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﻣﺪﺭﮐﯽ ﺑﺮ ﺣﻘﺎﻧﯿﺖ ﻓﺮﻗﻪ ﺧﻮﺩ ﻭ ﺑﺎﻃﻞ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺮﻗﻪﻫﺎﯼ ﺻﻮﻓﯿﻪ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟

👈ﺳﻮﺍﻝ ﻫﻔﺘﻢ .. ﻗﻄﺐ > ﻣﺮﺷﺪ < ﺑﺎ ﭼﻪ ﻣﺠﻮﺯﯼ، ﻓﻄﺮ ﻭ ﻧﺬﺭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭﺑﺎﻗﯽ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﺮﯾﺪﺍﻥ ﺣﻼﻝ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ . ﺁﯾﺎ ﺍﻭ ﺷﺎﺭﻉ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺧﺪﺍﺩﺳﺘﻮﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ؟

👈ﺳﻮﺍﻝ ﻫﺸﺘﻢ .. ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯿﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻗﻄﺒﯿّﺖ ﻣﺮﺷﺪﯾﺖ < ﻧﺮﺳﺪ، ﺩﺭﻫﺎﯼ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ؟ ﻟﻄﻔﺎً ﻣﺪﺭﮎ ﺍﺭﺍﺋﻪﺩﻫﯿﺪ ﻭ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﺳﺮﺍﺭ، ﭘﺸﺖ ﭘﺮﺩﻩ ﯼ ﻗﻄﺒﯿﺖ ﺍﺳﺖﻭ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﻮﺩﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺁﻧﯽ ﺍﻟﺤﺼﻮﻝ ﺍﺳﺖ؟ ﻣﺪﺭﮎ ﺍﺭﺍﺋﻪﺩﻫﯿﺪ . ؟؟

👈ﺳﻮﺍﻝ ﻧﻬﻢ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺻﻮﻓﯿﻪ ﻣُﺸﺮِّﻉ ( ﺗﺸﺮﯾﻊ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﺍﺣﮑﺎﻡ ) ﮐﯿﺴﺖ؟ﻗﻄﺐ؟ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻣﺠﻮﺯﯼ؟ ﺷﯿﺦ ﻣﺠﺎﺯ؟ ﺑﺎ ﭼﻪ ﻣﺪﺭﮐﯽ؟ ﻣﮕﺮ ﺩﺭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺍﻫﻞﺳﻨﺖ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺸﺮّﻉ ﺍﺣﮑﺎﻡﺑﺎﺷﺪ؟

مسعود مسعود عطایی‏ به ردشبهات تصوف ‏فوریه 19‏، ساعت ‏18:29‏ ·    ⬅آیا مشرکین وجود خدا را انکار میکرد

 

 
 
 
مسعود مسعود عطایی به ردشبهات تصوف

آیا مشرکین وجود خدا را انکار میکردن؟

💫اما موضوع اینکه مشرکین وجود الله را انکار میکردند این اصلا درست نیست چون در جا جای قرآن الله تعالی در این مورد یاد آوری کرده 
اما برای واضح شدن موضوع باید بگیم واقعیت ایـن اسـت که مشرکیـن منکر وجود خدا نبوده اند زیرا اولا لفظ مشرک اسم فاعل و به معنی الّذی یُشرِکُ 👈کسی که شریک قرار می دهد است پس فرد مشرک باید به وجود خدا معتقد باشد تا شریک قرار دادن برای خدا معنی داشته باشد ثانیا در قرآن کریم آیاتی هست که به صراحت بیان می کند مشرکان به وجود الله تعالی باور داشته اند که آیات را قبلا فرستادم

مسئله بعدی این بود که مشرکین بت ها را خدا میدانستند اینم اشتباه هست در این واقعیت که مشرکین بت ها را مقدس می دانستند و آن ها را مورد پرستش قرار میدادند شکی نیست امّا این تصور که مشرکان بت ها را خدا دانسته اند بهیچ وجه صحیح نیست زیرا با دقّت در آیات قرآن به آسانی در می یابیم که بت های چوبی و سنگی مظهر و نماد اشخاص صالح و نیکوکار بوده اند و مشرکان در واقع با خواندن و طلبِ حاجت از آن اشخاص و واسطه و شفیع پنداشتن آنان نزد خدا به پرستش ایشان مشغول می شدند


♻ويَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ 
(یونس /18)

🔰یعنی و غیر خدا را که به آنان ضرر و سود نمی رسانند می پرستند و می گویند این اشخاص شفیعان ما نزد خدا هستند

💠در این آیه دو نکته ی مهم و اساسی وجود دارد

🔸اول 👈مشرکین به خدای واحد اعتقاد داشته اند

🔹دوم 👈 بت هایی که مشرکان می پرستیدند به اعتراف خودشان اشخاصی بوده اند که می پنداشتند نزد خدا برای آنان شفاعت می کنند
به عبارت دیگر بت ها مظهر و سمبل آن اشخاص بوده اند به دلیل این که اساساً اسم اشاره ی هؤلاء به هیچ وجه برای جمع غیر عاقل اشیاء بی جان و حیوانات بکار نمی رود در زبان عربی برای اشاره به جمع غیر انسان از «هذه» و تلک استفاده می شودبنابراین هؤلاء یعنی این اشخاص

🌹هؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ یعنی

🍃این اشخاص شفیعان ما نزد خدا هستند

✒در آیه ی 194 سوره ی اعراف آمده است

🌹إنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ

🌿یعنی براستی کسانی را که به جز خدا می خوانید بندگانی مثل خودتان هستند

🍃آنها نیز مانند خودتان انسان هستند لازم به ذکر است در زبان عربی کلمه ی الّذین به معنی کسانی که👈انانی که هرگز برای غیر انسان و اشیاء و غیره بکار نمی رود. بنابراین واژه ی الذین = کسانی که و نیز کلمه ی عبادٌ = بندگانی در آیه ی مزبور جای هیچگونه تأویل و توجیهی را برای هیچکسی باقی نمی گذارد که مشرکان اشخاصی را می خواندند و از آنان مدد می خواستند و به فریادرسی آنان امیدوار بوده اند

🌹 ألَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى

🔻 (زمر/3)

🌿یعنی آگاه باشید دین پاک از آنِ خداست و کسانی که بجای او دوستانی برای خود گرفته اند
(و در مقام تأویل) می گویند ما آنان را نمی پرستیم مگر برای اینکه هر چه بیشتر ما را به خدا نزدیک گردانند

htt

‏مسعود مسعود عطایی‏ به ردشبهات تصوف ‏فوریه 19‏، ساعت ‏18:26‏ ·    قران وسنت در ردشرک وبدعت, [۱۷.۰۲.۱


مسعود مسعود عطایی به ردشبهات تصوف

قران وسنت در ردشرک وبدعت, [۱۷.۰۲.۱۶ ۱۳:۵۸]

🌸گفته امام شافعي رحمه الله : كه صوفيان احمق هستند🌸

👈صوفيان ادعادارندكه امامان اربعه به تصوف اعتقاد داشتند وآن را تعريف وتمجيد نمودند .

حالا ما بامتن شبهه ي ايشان وجواب شبهه ي شان بخدمت تان مطالبي را ارائه خواهيم نمود .

اول ازگفته ي امام شافعي رحمه الله شروع ميكنيم :👇

👈متن شبهه :

( امام شافعی ( رحمه الله ) فرمود: با صوفیه مصاحبت و دوستی کردم واز آنها سه کلمه استفاده کردم.

1⃣- اینکه گفتند وقت شمشیر تیز و برانی است که اگر وقت را نبری وقت تو را میبرد به این معنا که اگر از وقت وعمرت استفاده درست نکنی وقت از دستت خارج شده و زندگیت بی معنی وبدون استفاده خواهد بود.

2⃣- واینکه گفتند: نفست را اگر در راه عبادت وبندگی حق مشغول نکنی نفست تو را به گناه وبی امری خدا مشغول میکند.

3⃣- واینکه گفتند:عدم ونیستی خود عصمت وپاکی است به این معنا که عدم قدرت بر انجام دادن گناه خود عصمت و دوری است از گناه وعصیان. کتاب ( تأیید الحقیقه العلیه) للامام جلال الدین سیوطی ص – 15

و همچنین فرمودند: در دنیا سه چیز را دوست دارم : ترک تکلف وتعارف متعارف بین مردم.معاشرت ودوستی با مردم با نرمی و عطوفت. و اقتداء و تأسی به راه و روش اهل تصوف. 👈کتاب ( کشف الخفاء و مزیل الالباس ) امام عجلونی ج – 1 ص- 341 )

 

👈جواب شبهه :

1⃣اولاً ما ازايشان سند اين گفته را ميخواهيم كه باذكر سند وسلسله روات اين قول را براي مانشان دهند .

2⃣ثانياً : آنچه ازامام شافعي باسندصحيح ثابت شده اينست كه ماباذكراسنادش اين قول را برايتان نقل ميكنيم :

( روى البيهقي في مناقب الشافعي (2 ـ 208) أخبرنا أبو عبد الله الحافظ قال: سمعت أبا محمد جعفر بن محمد بن الحارث يقول: سمعت أبا عبد الله: الحسين بن محمد بن بحر يقول: سمعت يونس بن عبد الله الأعلى يقول: سمعت الشافعي يقول: « لو أن رجلاً تصوَّف من أول النهار لم يأت عليه الظهر إلا وجدته أحمق » .

ترجمه :

👈امام شافعي رحمه الله ميفرمايند : « اگر کسی در اول روز صوفی شود، هنوز ظهر آن روز نرسیده که او احمق گشته است » .

البته اين قول را ابن جوزي هم درتلبيس ابليس صفحه 371 نقل نموده است .

اين هم بر رسي سندي اين قول :

وهذا اسناد صحيح لا مطعن وهذه تراجم رجال السند .

1. أبو عبد الله الحافظ هو الحاكم صاحب المستدرك على الصحيحين شهرته تغني عن التعريف به .

2. جعفر بن محمد بن الحارث ، أبو محمد المراغي .

👈روى عن أبي عبد الرحمن أحمد بن شعيب النسائي الحافظ ، وأبي يعلي أحمد بن علي بن المثنى ، وأحمد بن يحيى بن زهير ، وأبي بكر جعفر بن محمد الفريابي ، أبي يحيى زكريا بن محمد النيسابوري ، وزكريا بن يحيى الساجي ، وعبد الله بن أحمد الجواليقي ، وعبد الله بن محمد بن سواد الهاشمي ، وأبي محمد عبد الله بن محمد بن ناجية ، ومحمد بن الحسن بن قتيبة ، وأبي بكر محمد بن يحيى بن سليم المروزي ، المفضل بن محمد الجندي ، وأبي خليفة القاضي ، وغيرهم .

وعنه وأبو القاسم عبد الرحمن بن محمد السراج ، وأبو عبد الرحمن محمد بن الحسين السلمي ، وأبو عبد الله محمد بن عبد الله الحاكم صاحب المستدرك .

👈قال الحاكم في تاريخ نيسابور : (( شيخ الرحالة في طلب الحديث وأكثرهم له جميعا .كتب الحديث بأصابعه نيفا وستين سنة، ولم يزل يكتب إلى أن توفاه الله تعالى ، وكان من أصدق الناس فيه وأثبتهم )) [ ص 208 ] ، وكذا قال السمعاني في الأنساب [ 246 / 5 ]

3. ابن بحر هو : هو الحسين بن محمد بن الضحاك المصري أبو عبد الله كما جاء التصريح به في كتاب أحكام القرآن للشافعي قال البيهقي : (( انا محمد بن عبد الله الحافظ قال سمعت أبا محمد جعفر بن محمد بن الحارث يقول سمعت أبا عبد الله الحسين بن محمد بن الضحاك المعروف بابن بحر يقول سمعت إسماعيل بن يحيى المزني ... الخ )) [ ص 40 / 1 ] وكذلك السهمي في سؤالاته للدارقطني قال : (( وسألته عن أبي عبد الله الحسين بن محمد بن الضحاك يعرف بابن أخي بحر بمصر )) [ ص 204 ]

👈روى عن أحمد بن سعيد بن أبي مريم ، وإسماعيل بن يحيى المزني ، وحرملة بن يحيى بن عمران ، والحسين بن نصر ، ومحمد بن عبد الله بن عبد الحكم ، وأبي مروان محمد بن عثمان العثماني

وعنه أحمد بن القاسم بن عبد الوهاب ، وأبو محمد جعفر بن محمد بن الحارث ، والحسن بن علي المطرز ، وأبو أحمد عبد الله بن عدي الحافظ صاحب كتاب الكامل في الضعفاء ، وأبو الحسن محمد بن عبد الله النيسابوري ، ومحمد بن القاسم بن شعبان .

ذكره الحافظ محمد بن عبد الله بن زبر الربعي في جملة العلماء الذين ذكر تاريخ وفاتهم كما في كتابه مولد العلماء ووفياتهم ص 638 / 2 . وقال الدارقطني : (( ثقة )) [ سؤالات السهمي ص 204 ]

5. يونس بن عبد الأعلى ، صاحب الشافعي ، أحد رجال مسلم في الصحيح ، وقال ابن أبي حاتم : (( سمعت أبى يوثق يونس بن عبد الأعلى ويرفع من شأنه )) [ الجرح والتعديل ص 243 / 9 ] ، وقال الذهبي في تذكرة الحفاظ : (( عالم الديار المصرية الامام أبو موسى الصدفي المصري الحافظ المقرىء الفقيه )) [ ص 527 / 2 ] ، وقال الحافظ ابن حجر : (( ثقة )) [ تقريب التهذيب ص 616 ]

دراينجا سند سند اين متن تمام شد .

🍀سخن امام شافعي رحمه را امروز ما با برخورد خود باصوفيان نادان متأسفانه تجربه كرديم .

Abdolhakim Ramsh ‏فوریه 19‏، ساعت ‏06:10‏ ·    سؤال و جواب در رابطه با عقیده و منهج امیدواریم که برا


Abdolhakim Ramsh

سؤال و جواب در رابطه با عقیده و منهج امیدواریم که برای مسلمانان نفع و منفعت داشته باشد .

ادامه مبحث قبلی .

س21 : دلیل از قرآن چیست ؟ اینکه صفات الله و صفات ما شبیه بهم نیستند ؟

ج : لیس کمثله شيء و هو سمیع البصیر 
هیچ چیزی هم مثل الله نیست و او شنوا و بیناست .

س22: قرآن کلام چه کسی است ؟

ج : الله

س 23: نازل شده هست یا مخلوق است ؟

ج : نازل شده از جانب الله است .

س24: بعث چیست ؟

ج : زنده کردن انسانها بعد از مرگشان

س25: دلیل از قرآن چیست ؟ کسی که انکار کند روز(بعث) برانگیخته کردن رو؟

ج : کفر ورزیدن آن کسانی که گمان میکردند هرگز برانگیخته کرده نمیشوند.

س 26: دلیل از قرآن چیست ؟ اینکه الله بزودی ما را برانگیخته و زنده میکند بعد از مرگ؟

ج: بگو بله قسم به پروردگار که مبعوث کرده میشوید.

س27 : أرکان اسلام چندتا هستند ؟

ج : پنج تا

س28 : أرکان ایمان چند تا هستند ؟

ج: شیش تا

س29: أرکان احسان چند تا هستند ؟

ج : یکی

س30: تعریف اسلام چیست ؟

ج : تسلیم شدن در برابر الله خالص به وحدانیتش و انقیاد(فرمانبرادر) بودن در اطاعتش و بیزاری جستن از شرک و صاحبانش .

مترجم : ابو صلاح