الله مذکر است یا مونث

خداوند مذکر است یا مونث؟

یکی از سوالاتی که پیروان عقیده ی آتئیسم یا به عبارتی دیگر ملحدین (خداناباوران) مطرح می کنند این است که : چرا خداوند در قرآن با ضمیر مذکر «هو» معرفی شده است؟ مگر خداوند مذکر است؟

در جواب این سوال باید بگوییم:
1- جنس فرع جسم است و هر دوی آنها بیانگر نوعی نقص مانند محدودیت و فناپذیری و ... می باشند در حالی که خداوند متعال کمال مطلق است و هیچ نقصی در او وجود ندارد و برای او هیچ نقصی قابل تصور نیست و طرح چنین مسایلی هم درباره ذات الله معنا و مفهومی ندارد.
چنانچه خداوند در قرآن می فرماید: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ» (شوری/11): «هيچ چيز همانند او نيست و او شنوا و بيناست».
2- جنسیت دلیلی بر فضیلت و برتری نیست تا بگوییم چون مذکر بر مؤنث برتری دارد لذا در قرآن، خداوند با ضمیر مذکر آمده است، در حالی که نه مذکر بر مؤنث و نه مؤنث بر مذکر برتری ندارد.
چنانچه خداوند در قرآن می فرماید: «يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ خَبيرٌ» (حجرات/13): « اي مردم! ما شما را از مرد و زن آفريده ايم و شما را تيره تيره و قبيله قبيله نموده ايم تا همديگر را بشناسيد. گرامی ترين شما در نزد خدا متقی ترين شما است و خداوند آگاه و باخبر است».
3- همان طور که خداوند در قرآن می فرماید: «وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا» (طه/113): «همچنين قرآن را به زبان عربي فرو فرستاديم » قرآن به زبان عربی نازل شده است بنابراین قواعد دستوری زبان عربی هم باید در آن رعایت شده باشد. 
یکی از قواعد عربی این است که: 
«برای مؤنث حقیقی و مجازی از الفاظ مؤنث استفاده می شود اما برای مذکر حقیقی و نیز امور مشترک بین مذکر و مؤنث و نیز اموری که اصلا جنسیت در آنها مطرح نیست و مؤنث حقیقی یا مجازی بودن آنها از طریق قاعده یا سماع تعیین نشده است از الفاظ مذکر استفاده می شود». 
همان طور که در مورد اول ذکر شد خداوند متعال جسم و جنس ندارد بنابراین طبق این قاعده «اموری که اصلا جنسیت در آنها مطرح نیست و مؤنث حقیقی یا مجازی بودن آنها از طریق قاعده یا سماع تعیین نشده است از الفاظ مذکر استفاده می شود» برای خداوند در قرآن از ضمیر مذکر «هو» استفاده شده است.
و از سوی دیگر در زبان عرب اسامى خداوند مانند: «الله، رحمان، رحیم و...» از نظر لفظی، مذكر مجازی محسوب مي شوند و مطابق قواعد زبان عربی بايد صفت با موصوف و ضمير با مرجع ضمير از جهت جنس و تعداد مطابقت داشته باشد. به همین جهت ضمايری كه به اسامی و اوصاف خداوند ارجاع داده شده، به صورت مذكر آمده است.
پس در قرآن ضمیر «هو» به خاطر مذکر بودن خداوند استفاده نشده است بلکه به خاطر قواعد زبان عربی چنانچه گفته شد، به کار رفته است.

نویسنده و گردآورنده: امید خزاعی

لینک کانال: https://telegram.me/omidkhazaee 
لینک وبلاگ: http://omidkhazaee.blogsky.com
صفحه فیس بوک: www.facebook.com/omidkhazaee
شماره واتس آپ: 09363890308

امام مالک هرکس امر جدیدیدر دین به وجودبیاوری

امام مالك:

هركس امر جديدي در دين بوجود بياورد ، بدون شك چنين پنداشته است كه محمد صلى الله عليه وسلّم در ابلاغ رسالتش خيانت كرده است.
زيرا الله سبحانه و تعالي مي فرمايد:
{اليوم اكملت لكم دينكم}
امروز دينتان را براي شما كامل كردم.

دكتر عبدالعزيز الريّس

خواندن سوره فاتحه پشت امام

��خواندن سوره فاتحه پست امام ��
��رجوع کردن امام ابوحنیفه از قول قدیم 

��عبدالحی لکهنوی میفرماید. از امام ابوحنیفه و محمد دو قول ثابت است یکی عدم وجوب قراعت فاتحه بر مقتدی و حتی عدم سنت بودنش و این قول قدیم انها است وهمین قول را امام محمد در تصانیف خود وارد کرده و این نسحه ها در بسیاری از شهرها منتشر شده و قول دوم مستحب بودن خواندن فاتحه است و عدم کراهیت به دلیل حدیث مرفوع که رسول الله فرمود. نحوانید مگر فاتحه را. و در روایتی دیگر. وقتی که من جهرا می خوانم چیزی نحوانی مگر ام القران و امام عطا فرمودند که امام ابوحنیفه و امام محمد خواندن را برای مقتدی در نماز جهری و سری جایز نمی دانستند ولی هر دو از این قول خود رجوع کردند و قایل به این شدند که احتیاطا خوانده شود 
غیث الغمام حاشیه امام الکلام 
بخواله حاتمه احتلاف کندیلوی 
یک مثال 
یک مثال برای برادران حق طلب 
قراعت حلف امام اختلافی است 
برادران احناف می گویند فاتحه خواندن پشت امام مکروه تحریمی است 
وسلفی هاو شافعی ها,,,,می گویند فاتحه برای امام و مقتدی واجب است و اگر کسی نخواند نمازش ناقص است 
. حالا یک مثال عقلی 
��اگر روز قیامت معلوم شود که خرف برادران احناف درست بوده پس نماز سلفی ها وشافعی ها باطل نمی شود فقط درجه نماز شون کم می شود جز کسانی هستند که نماز خواند ه اند 
��ولی اگر روز قیامت معلوم شود که حرف سلفی ها وشافعی ها درست بوده پس نمازهای احناف باطل شمرده می شود و جز بی نمازان هستند 
یعنی اون نمازهای که با جماعت خواند بود اند باطل می شوند. 

��پس اینو بخاطر بسپاری برادران 
ویک نصیحت برادرانه برادران احناف پس احتیاطا سوره فاتحه رو پست امام بخوانی. 
الله تعالی همه ما را به.همان راهی هدایت کند که راضی است
آمین 
��ابوعاصم 
��گروه اتباع از سنت ��خواندن سور

توسل مشروع

🌿توسل مشروع🌿

امام ابو حنيفه رحمه الله در كنار بيان توسل نا مشروع، در باره توسل مشروع چه زيبا فرموده اند:

"لاينبغى لاحد ان يدعو الله الا به و الدعاء المأذون فيه المأمور به ما استفيد من قوله تعالى:ولله الاسماء الحسنى فادعوه بها"

(شايسته نيست كه كسى الله را فرا بخواند جز با نام خود الله و دعاى مجاز و مامور به ، دعايى است كه از اين آيه برداشت مى شود كه الله اسماء الحسنايى دارد ، الله را با توسل به آن نام ها فرا بخوانيد)الدر المختار٦/٤١٩

و صلى الله على نبينا محمد و على آله و صحبه و سلم.

توسلی نامشروع

🚫توسلى نامشروع🚫

🍀امام ابوحنيفه و صاحبين رحمهم الله همانند ديگر علماى پيشين اهل سنت توسل به افراد ، اعم از انبياء و اولياء را حرام و نامشروع دانسته اند،از ايشان نقل شده كه فرموده اند:

🔅"يكره ان يقول الداعى:اسألك بحق فلان أو بحق انبيائك و رسلك و بحق البيت الحرام و المشعرالحرام و نحو ذلك"(شرح الطحاوية:٢٦٢)

🔅"مكروه است كه فرد هنگام دعا بگويد:پروردگارا!به حق فلان شخص يا به حق فلان پيامبر و رسول و به حق كعبه و مشعر الحرام و...حاجتم را برآورده كن"

🔅 صاحب هدايه ٤/٤٧٣مى گويد:دعا به حق فلان يا به حق پيامبران و رسل مكروه است زيرا مخلوق بر خالق حقى ندارد.

🔅مطلب فوق در كتاب الدر المختار وفتاواى بزازيه نيز آمده است.
و صلى الله على نبينا محمد و على آله و صحبه و سلم.

 

محمد شیبانی شاکرد امام ابو حنیفه

Samimullah Hafizi Al-Salafi

محمد شیبانی شاگرد امام ابوحنیفه رحمه الله می فرماید:

«اگر تقلید روا میبود٬ پس همان اشخاص بیشتر لایق تقلید بودند که قبل از امام ابوحنیفه رحمه الله بودند؛ مانند: حسن بصری رحمه الله و ابراهیم نخعی رحمه الله...»
(المبسوط از سرخسی الحنفی؛ اول کتاب الوقف؛ ج (۱۲) ص (۲۸))

هیچ فضیلت خاصی برای عبادت در ماه رجب از کتاب وسنت وجود ودارد

هیچ فضیلت خاصی برای عبادت کردن در ماه رجب از کتاب و سنت صحیح نبوی ثابت نشده است، 
و هرآنچه در مورد فضیلت عبادت در این ماه خصوصا روزه گرفتن وارد شده است ضعیف یا دروغ می باشد. مثلا حدیث زیر که دروغ است:«إن شهر رجب عظیم، من صام منه یوما کتب الله له صوم ألف سنة ومن صام یومین کتب له صیام ألفی سنة، ومن صام ثلاثة أیام کتب له صیام ثلاثة آلاف سنة، ومن صام من رجب سبعة أیام أغلقت عنه أبواب جهنم، ومن صام ثمانیة أیام فتحت له أبواب الجنة الثمانیة یدخل من أیها شاء ومن صام منه خمسة عشر یوما بدلت سیئاته حسنات ونادی مناد من السماء قد غفر لک فاستأنف العمل ومن زاد زاده الله عز وجل». الموضوعات 2/84، 85.یعنی: براستی که ماه رجب ماه بزرگی است، هر کس یک روز از آن را روزه بگیرد خداوند روزه ی هزار سال، و هر کس دو روز روزه بگیرد روزه ی دو هزار سال، و هر کس سه روز روزه بگیرد روزه ی سه هزار سال را برای او مینویسد! وهر کس هفت روز از رجب روزه بگیرد درهای جهنم بر او بسته، و هر کس هشت روز روزه بگیرد درهای هشتگانه ی بهشت بر او باز میشود تا از هر کدام بخواهد داخل گردد. وهر کس پانزده روز از رجب روزه بگیرد بدیهایش به نیکی تبدیل و ندا دهنده ای از آسمان ندای دهد که تو کاملاً بخشیده شده ای، پس از نو عمل را شروع کن و هر چقدر بیشتر کنی خداوند عزوجل برآن می افزاید.و چند حدیث ضعیف و موضوع دیگر که در بیان فضیلت روزه گرفتن در ماه رجب وارد شده است..شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می گوید: «تمامی احادیث مربوط به روزه گرفتن در ماه رجب ضعیف و بلکه موضوع می باشند، و اهل علم بر هیچیک از آن احادیث اعتماد نکرده اند، و حتی (آن احادیث) جزو احادیث ضعیفی که می توان در فضایل اعمال به آنها عمل کرد نیز نیستند، بلکه عموما از احادیث موضوع و مکذوبات هستند...و البته در مسند امام احمد و غیره حدیثی از پیامبر صلی الله علیه وسلم وارد شده که ایشان به روزه گرفتن در ماههای حرام توصیه می کنند و ماههای حرام عبارتند از: رجب و ذوالقعده و ذوالحجه و محرم، و این حدیث در مورد روزه در این چهار ماه وارد شده نه اینکه مخصوصا برای رجب وارد شده باشد»."مجموع الفتاوی" (25/290).و امام ابن قیم رحمه الله نیز می گوید: «هر حدیثی که در ذکر روزه ماه رجب و نماز خواندن در بعضی از شبهای آن وارد شده کذب و افترا هستند»."المنار المنیف" (ص96) .و استاد سید سابق رحمه الله می گوید: « روزه ماه رجب فضیلتی بر ماههای دیگر ندارد و آنهم مانند دیگر ماههای حرام است و در سنت صحیح چیزی نیامده است که فضیلت روزه آنرا بخصوص برساند و چیزهایی که در این زمینه نقل شده است برای استدلال کفایت نمیکند»."فقه السنة" (1/383).و از علامه ابن عثیمین رحمه الله درباره روزه گرفتن در روز بیست و هفتم ماه رجب و نماز آن شب سوال شد، ایشان جواب دادند:« روزه روز بیست و هفتم ماه رجب و نماز شب آن و تخصیص آن روز (به روزه و نماز شب) بدعت است، و (پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید) هر بدعتی گمراهی است»."مجموع فتاوی ابن عثیمین" (20/440) .و اما حدیثی که در مورد استحباب روزه گرفتن در ماههای حرام (رجب و ذوالقعده و ذوالحجه و محرم) وارد شده نیز ضعیف می باشد، چنانکه از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت شده که فرمود: « صُمْ مِنْ الْحُرُمِ وَاتْرُکْ،صُمْ مِنْ الْحُرُمِ وَاتْرُکْ، صُمْ مِنْ الْحُرُمِ وَاتْرُکْ وقال بأصابعه الثلاثة، فضمها، ثم أرسلها».أبو داود (2428).یعنی: « در هریک از ماههای حرام سه روز روزه بگیر و سه روز را افطار کن با اشاره انگشتان سهگانه به وی اشاره کرد که سه انگشت را با هم جمع میکرد، سپس آنها را رها می ساخت که مقصودش آن بودکه سه روز پشت سرهم روزه باشد و سه روز پشت سرهم افطارکند».این حدیث ضعیف است و علامه البانی در " ضعیف أبی داود" آنرا ضعیف دانسته است.و اگر این حدیث صحیح هم باشد دلیل بر استحباب روزه گرفتن در ماههای حرام است نه اینکه روزه گرفتن مخصوص ماه رجب باشد و شامل سه ماه دیگر حرام نباشد________________________📗

بایزید بستامی در مناجات خود


ماهرخ تسنیم صادقی به ردشبهات تصوف

بايزيد بسطامي در مناجات خود خطاب به الله تعالي مي گويد:
[فزيني بوحدانيتك و ألبسني ربانّتك و أرفعني الي أحديّتك حتي اذا رآني خلقك قالوا رأيناك] "
مرا به صفت يكتايي خود مزين گردان و لباس پروردگاريت را بر من بپوشان و مرا به درجة يكتايي و بي شريكي خود برسان، به شيوه اي كه اگر بندگانت مرا ديدند، احساس كنند كه تو را ديده اند."همچنين مي گويد:
[سبحاني سبحاني ما أعظم شأني، الجنّة لعبة صبيان]"
پاك و منزه و مقدسم من، چه شأن و عظمت و منزلتي دارم، براستي كه بهشت بازيچة كودكان است." 
(الصوفيه في الميزان الكتاب و السنة، شيخ جميل زينو)

شکي نيست که اين اقوال خارج شدن از دين و کفرگويي آشکاري است.

هبچ فضبلت خاصی برای عبادت کردن در ماه رجب

هیچ فضیلت خاصی برای عبادت کردن در ماه رجب از کتاب و سنت صحیح نبوی ثابت نشده است، 
و هرآنچه در مورد فضیلت عبادت در این ماه خصوصا روزه گرفتن وارد شده است ضعیف یا دروغ می باشد. مثلا حدیث زیر که دروغ است:«إن شهر رجب عظیم، من صام منه یوما کتب الله له صوم ألف سنة ومن صام یومین کتب له صیام ألفی سنة، ومن صام ثلاثة أیام کتب له صیام ثلاثة آلاف سنة، ومن صام من رجب سبعة أیام أغلقت عنه أبواب جهنم، ومن صام ثمانیة أیام فتحت له أبواب الجنة الثمانیة یدخل من أیها شاء ومن صام منه خمسة عشر یوما بدلت سیئاته حسنات ونادی مناد من السماء قد غفر لک فاستأنف العمل ومن زاد زاده الله عز وجل». الموضوعات 2/84، 85.یعنی: براستی که ماه رجب ماه بزرگی است، هر کس یک روز از آن را روزه بگیرد خداوند روزه ی هزار سال، و هر کس دو روز روزه بگیرد روزه ی دو هزار سال، و هر کس سه روز روزه بگیرد روزه ی سه هزار سال را برای او مینویسد! وهر کس هفت روز از رجب روزه بگیرد درهای جهنم بر او بسته، و هر کس هشت روز روزه بگیرد درهای هشتگانه ی بهشت بر او باز میشود تا از هر کدام بخواهد داخل گردد. وهر کس پانزده روز از رجب روزه بگیرد بدیهایش به نیکی تبدیل و ندا دهنده ای از آسمان ندای دهد که تو کاملاً بخشیده شده ای، پس از نو عمل را شروع کن و هر چقدر بیشتر کنی خداوند عزوجل برآن می افزاید.و چند حدیث ضعیف و موضوع دیگر که در بیان فضیلت روزه گرفتن در ماه رجب وارد شده است..شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله می گوید: «تمامی احادیث مربوط به روزه گرفتن در ماه رجب ضعیف و بلکه موضوع می باشند، و اهل علم بر هیچیک از آن احادیث اعتماد نکرده اند، و حتی (آن احادیث) جزو احادیث ضعیفی که می توان در فضایل اعمال به آنها عمل کرد نیز نیستند، بلکه عموما از احادیث موضوع و مکذوبات هستند...و البته در مسند امام احمد و غیره حدیثی از پیامبر صلی الله علیه وسلم وارد شده که ایشان به روزه گرفتن در ماههای حرام توصیه می کنند و ماههای حرام عبارتند از: رجب و ذوالقعده و ذوالحجه و محرم، و این حدیث در مورد روزه در این چهار ماه وارد شده نه اینکه مخصوصا برای رجب وارد شده باشد»."مجموع الفتاوی" (25/290).و امام ابن قیم رحمه الله نیز می گوید: «هر حدیثی که در ذکر روزه ماه رجب و نماز خواندن در بعضی از شبهای آن وارد شده کذب و افترا هستند»."المنار المنیف" (ص96) .و استاد سید سابق رحمه الله می گوید: « روزه ماه رجب فضیلتی بر ماههای دیگر ندارد و آنهم مانند دیگر ماههای حرام است و در سنت صحیح چیزی نیامده است که فضیلت روزه آنرا بخصوص برساند و چیزهایی که در این زمینه نقل شده است برای استدلال کفایت نمیکند»."فقه السنة" (1/383).و از علامه ابن عثیمین رحمه الله درباره روزه گرفتن در روز بیست و هفتم ماه رجب و نماز آن شب سوال شد، ایشان جواب دادند:« روزه روز بیست و هفتم ماه رجب و نماز شب آن و تخصیص آن روز (به روزه و نماز شب) بدعت است، و (پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید) هر بدعتی گمراهی است»."مجموع فتاوی ابن عثیمین" (20/440) .و اما حدیثی که در مورد استحباب روزه گرفتن در ماههای حرام (رجب و ذوالقعده و ذوالحجه و محرم) وارد شده نیز ضعیف می باشد، چنانکه از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت شده که فرمود: « صُمْ مِنْ الْحُرُمِ وَاتْرُکْ،صُمْ مِنْ الْحُرُمِ وَاتْرُکْ، صُمْ مِنْ الْحُرُمِ وَاتْرُکْ وقال بأصابعه الثلاثة، فضمها، ثم أرسلها».أبو داود (2428).یعنی: « در هریک از ماههای حرام سه روز روزه بگیر و سه روز را افطار کن با اشاره انگشتان سهگانه به وی اشاره کرد که سه انگشت را با هم جمع میکرد، سپس آنها را رها می ساخت که مقصودش آن بودکه سه روز پشت سرهم روزه باشد و سه روز پشت سرهم افطارکند».این حدیث ضعیف است و علامه البانی در " ضعیف أبی داود" آنرا ضعیف دانسته است.و اگر این حدیث صحیح هم باشد دلیل بر استحباب روزه گرفتن در ماههای حرام است نه اینکه روزه گرفتن مخصوص ماه رجب باشد و شامل سه ماه دیگر حرام نباشد________________________📗

بایزید بستامی در مناجات خود

عکس ‏ماهرخ تسنیم صادقی‏
ماهرخ تسنیم صادقی به ردشبهات تصوف

بايزيد بسطامي در مناجات خود خطاب به الله تعالي مي گويد:
[فزيني بوحدانيتك و ألبسني ربانّتك و أرفعني الي أحديّتك حتي اذا رآني خلقك قالوا رأيناك] "
مرا به صفت يكتايي خود مزين گردان و لباس پروردگاريت را بر من بپوشان و مرا به درجة يكتايي و بي شريكي خود برسان، به شيوه اي كه اگر بندگانت مرا ديدند، احساس كنند كه تو را ديده اند."همچنين مي گويد:
[سبحاني سبحاني ما أعظم شأني، الجنّة لعبة صبيان]"
پاك و منزه و مقدسم من، چه شأن و عظمت و منزلتي دارم، براستي كه بهشت بازيچة كودكان است." 
(الصوفيه في الميزان الكتاب و السنة، شيخ جميل زينو)

شکي نيست که اين اقوال خارج شدن از دين و کفرگويي آشکاري است.

درایامسال چه منا سبتهای وجود دارد که عبادات در انها دارای فضیلت باشند

در ایام سال چه مناسبتهایی وجود دارد که عبادات در آنها دارای فضیلت باشند (نماز، روزه، دعا و...)؟

شب برات چه فضیلتی دارد و دقیقا چه شبی است و در چه ماهی قرار دارد؟

لطفا مناسبتهای ایام سال را بطور کامل ذکر کنید.

الحمدلله،

فقط روزها و ساعتهایی از سال دارای فضیلت بیشتر برای عبادت کردن هستند و بعبارتی انجام عبادت در آن اوقات اجر بیشتری دارد که شریعت آنها را تعیین کرده است، مانند:

ادامه نوشته

نماز وتر به تریقه مذهب حنفی

نام مقاله: نمازوتر به طریقه حنفی, تحلیل, نقد, بر رسی.
نگارش: ابو غسان نصرت الله چوگانی.
تاریخ نشر: 26/9/1438هـ .
-----------------
قبل از داخل شدن به متن موضوع باید نکات ذیل را درنظر گرفت:
اول: نمیشود چیزی را به زور, ویا شبه پرانی ثابت ساخت, ویا در چشم دیگران خاک انداخته شود, چون دیگران هم اهلیت خواندن وبررسی را دارند, پس هرچه در شریعت جای داشت قابل قبول, ورنه مردود.
دوم: عبادات توقیفی است, یعنی برای هر عبادت دلیل خاص ضرورت است, وقیاس یک عبادت به عبادت دیگر در وجود نص صریح ومفصل در مسئله از نقطه نظر قواعد شرعی مشکل آفرین است.

ادامه نوشته

حکم دست بالا کردن همرای هر تکبیر نماز جنازه

 

حکم دست بالا کردن همرای هر هر تکبیر جنازه.
دار مدار این مساله بنا بر حدیثیکه ابن عمر رضی الله عنهما روایت میکند میفرماید: " كان إذا صلى على الجنازة رفع يديه في كل تكبيرة".
هنگامیکه پیامبر علیه السلام جنازه میخواند دستایش را همرای هر تکبیر می برداشت.

ادامه نوشته

صدقه فطر

سيد حمید موحد

صدقه فطر 

صدقه فطر فرضی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن رادر وقت تمام شدن رمضان ؛ فرض نموده اند . عبدالله بن عمر رضی الله عنهما میگوید : « فَرَضَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ زَكَاةَ الفِطْرِ صَاعًا مِنْ تَمْرٍ، أَوْ صَاعًا مِنْ شَعِيرٍ عَلَى العَبْدِ وَالحُرِّ، وَالذَّكَرِ وَالأُنْثَى، وَالصَّغِيرِ وَالكَبِيرِ مِنَ المُسْلِمِينَ » ( صحیح بخاری روایت شماره 1503 و صحیح مسلم روایت شماره 984 )
ترجمه : رسول الله - صلى الله عليه وسلم – صدقه ی فطر را بر مرد و زن ، بزرگ و كوچك ، برده و آزاد مسلمان ، فرض قرار داده و مقدار آن را يك صاع خرما و يا يك صاع جو ، تعيين فرمودند .
و یک صاع ، از طعامی است که انسان ها از آن میخورند ؛ ابوسعیدخدری رضی الله عنه میفرماید : « كُنَّا نُخْرِجُ فِي عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَوْمَ الفِطْرِ صَاعًا مِنْ طَعَامٍ ، وَكَانَ طَعَامَنَا الشَّعِيرُ وَالزَّبِيبُ وَالأَقِطُ وَالتَّمْرُ » ( صحیح بخاری روایت شماره 1510 ) .
ترجمه : « ما در زمان رسول الله - صلى الله عليه وسلم - يك صاع از طعام را صدقه فطر ميداديم . و طعام ما در آن ايام ، جو ، كشمش ، كشك ( قروت ) و خرما بود » .
اما اگر کسی غیر از طعام انسان ها ، درهم ( قیمت گندم ، کشمش ، جو ، قروت ... ) ، فرش ، لباس ، خوردنی حیوانات و یا کدام چیز دیگری بدهد ، جائز و درست نمیباشد ؛ چراکه این عمل خلاف دستور رسول الله صلی الله علیه وسلم میباشد ، پیامبرصلی الله علیه وسلم میفرمایند : « مَنْ عَمِلَ عَمَلًا لَيْسَ عَلَيْهِ أَمْرُنَا فَهُوَ رَدٌّ » ( صحیح مسلم روایت شماره 1718 )
ترجمه : «هر كس كارى كند كه برابر دستور ما نباشد ، آن كار مردود است ».
و اندازه یک صاع دوکیلو و چهل گرام از گندم خوب میباشد ، همین مقدار و اندازه صاع نبوی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را برای صدقه فطر ، معین و مشخص نموده اند .
و واجب است که صدقه فطر قبل از نماز عید از مال خارج گردد ، و اگر قبل از عید یک روز و یا دو روز جلوتر بدهد جائز میباشد ، اگرچه بهتر است که آن را در روزعید قبل از نمازعید بپردازد ، اما بعد از نمازعید دادن صدقه ی فطرجائز نیست ، چنانکه در روایتی از ابن عباس رضی الله عنهما اینگونه نقل شده است که میفرماید : « «فَرَضَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ زَكَاةَ الْفِطْرِ طُهْرَةً لِلصَّائِمِ مِنَ اللَّغْوِ وَالرَّفَثِ ، وَطُعْمَةً لِلْمَسَاكِينِ ، مَنْ أَدَّاهَا قَبْلَ الصَّلَاةِ ، فَهِيَ زَكَاةٌ مَقْبُولَةٌ ، وَمَنْ أَدَّاهَا بَعْدَ الصَّلَاةِ ، فَهِيَ صَدَقَةٌ مِنَ الصَّدَقَاتِ » ( سنن ابوداود حدیث شماره 1609 و سنن ابن ماجه حدیث شماره 1827) .
ترجمه : « رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم صدقه ی فطر ، پاک کردن روزه دار را از سخنان لغو و نادرستى كه گفته وبراى اينكه افراد مسكين غذايى باشد ، فرض نمود ، لذا هر كس آن را قبل از نماز (عيد) پرداخت كند ؛ صدقه ی فطری است كه مورد قبول واقع شده ، وهر كس بعد از نماز بدهد ، يكى از صدقات بشمار مى رود » .
و اگر به گونه ی بود که از عید بعد ازنماز عید اطلاع یافت و یا اینکه در جای زندگی میکرد که در آنجا مستحقی یافت نمی گشت و بعد از نماز فرد مستحق یافت گردید ، بعد از نماز صدقه ی فطرش را بپردازد ، برایش جائز و درست میباشد . 
والله اعلم 
و صلی الله وسلم علی نبینامحمد و علی آله و صحبه

*****************************************

نویسنده : علامه شیخ محمدبن صالح العثیمین رحمه الله

مترجم : عبدالرحمن فاتح حفظه الله 

چهارشنبه 24 رمضان المبارک 1437 / 1395

واجبات حج


انتشارات مدرسه حدیقة القرآن

واجبات حج هفت چيز است
1- احرام بستن از میقاتگاه.
2- وقوف در عرفات تا غروب آفتاب براى کسانی که در روز مى‏ایستند.
3- مانـدن شـب در مزدلفه تا نیمه شب.
4- مانـدن شـب (11) و (12) در منى.
5- رمى‏ جمره‌ها در روز عید و دو روز (11) و (12).
6- تراشیـدن و یا کوتاه کردن موى سر.
7- طواف وداع یعنى خداحافظى.
پس کسی که یکى از این واجبات را ترک کند با دادن قربانى یعنى فدیه آن واجب جبران خواهد شد.
و اگر نتوانست قربانى دهد واجب است سه روز از روزهاى حج یعنى (11) و (12) و (13) و هفت روز وقتى به نزد خانواده اش باز گشت روزه بگیرد که جمعاً ده روز مى‏شود، و خداوند فرمودند:
﴿وَأَتِمُّواْ ٱلۡحَجَّ وَٱلۡعُمۡرَةَ لِلَّهِۚ فَإِنۡ أُحۡصِرۡتُمۡ فَمَا ٱسۡتَيۡسَرَ مِنَ ٱلۡهَدۡيِۖ وَلَا تَحۡلِقُواْ رُءُوسَكُمۡ حَتَّىٰ يَبۡلُغَ ٱلۡهَدۡيُ مَحِلَّهُۥۚ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوۡ بِهِۦٓ أَذٗى مِّن رَّأۡسِهِۦ فَفِدۡيَةٞ مِّن صِيَامٍ أَوۡ صَدَقَةٍ أَوۡ نُسُكٖۚ فَإِذَآ أَمِنتُمۡ فَمَن تَمَتَّعَ بِٱلۡعُمۡرَةِ إِلَى ٱلۡحَجِّ فَمَا ٱسۡتَيۡسَرَ مِنَ ٱلۡهَدۡيِۚ فَمَن لَّمۡ يَجِدۡ فَصِيَامُ ثَلَٰثَةِ أَيَّامٖ فِي ٱلۡحَجِّ وَسَبۡعَةٍ إِذَا رَجَعۡتُمۡۗ تِلۡكَ عَشَرَةٞ كَامِلَةٞۗ ذَٰلِكَ لِمَن لَّمۡ يَكُنۡ أَهۡلُهُۥ حَاضِرِي ٱلۡمَسۡجِدِ﴾ [البقرة: 196].
[همه اعمال حج و عمره را براى خداوند به پایان رسانید پس هر کس که از عمره تمتع به حج باز آید به آنچه که مقدور اوست قربانى کند و هر کس به قربانى استطاعت نداشت سه روز در حج و هفت روز هنگام مراجعت به خانواده که جمعاً ده روز مى‏شود روزه بگیرد این عمل براى آن کسى است که از اهـل مکه و مقیم آن نباشد].

ارکان حج

انتشارات مدرسه حدیقة القرآن

اركان حج
و آنهم ارکانى است که حج بدون آن صحیح نمى‏باشد و فدیه قربانى جبران آن نمى‏شود.
1- نیت و قصد کردن به حج.
بلکه هیچ عملى بدون نیت منعقد نشده و صحیح نمى‏باشد، چنانکه رسول اکرم ج فرمودند: «إنَّما الأعمال بالنيات» [متفق علیه]. تمامى‏ اعمال و کردار بایستى با نیت منعقد شود.
2- وقوف به عرفه در روز عرفات.
رسول الله ج فرمودند: «الحج عرفة فمن جاء قبل صلاة الفجر ليلة جمع فقد تم حجه» [أبوداود والترمذی والنسائی والدارمی وأحمد وغیره]. حج همان روز عرفات مى‏باشد پس کسیکه قبل از نماز صبح شب جمع یعنى شب مزدلفه به عرفات رسید حج او صحیح مى‏باشد.
3- طواف الإفاضه، یعنى طواف زیارت که روز عیـد و یا بعد از آن خواهد بود.
4- سعى بین کوه صفا و مروه.
ایـن رکنى است که در باره آن علماى اسلام بر دو فرقه تقسیم شده اند:
فرقه اى آنرا رکن دانسته، و فرقه دیگر مى‏گویند، بلکه از جزو ارکان نمى‏باشد.
قول صحیح از جزو ارکان مى‏باشد زیرا رسول الله ج فرمودند: «اسعوا فإنَّ الله كتب عليكم السعي» [أحمد والدارقطنی والبیهقی والحاکم]. بین کوه صفا و مروه سعى کنید زیرا خداوند سعى را بر شما واجب کرده است.

صفت حج


انتشارات مدرسه حدیقة القرآن

صفت حج
روز هشتم ذیحجه که آنرا روز ترویه مى‏نامند حاجى از خانه خود در مکه احرام مى‏بندد، و کسانی که خـارج مکه هستند از میقاتگاه و اگر بین مکه و میقات بودند از همانجا که هستند.
و معلوم است کسانیکه قبل از روز هشتم به مکه آمده بودند و نیت حج قِران و یا إفراد کرده بودند در احرام خود باقى هستند سپس قبل و یا بعد از زوال آفتاب به سوى منى مى‏روند و هر کسى براى خود لبیک مى‏گوید: «لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، إنَّ الحمد والنَّعمة لك والملك لا شريك لك».
باید ذکر کنیم که: گفتن لبیک با هم و به طور دسته جمعى یک نوع از بدعت بشمار مى‏‏رود، زیرا ثابت است که رسول اکرم ج و یاران او هر کسى براى خود لبیک مى‏گفتند، نه اینکه با یک صدا و با هم لبیک مى‏گفتند، پس ما باید به رسول اکرم ج اقتداء و تأسى کنیم.
و در منى نماز پنج گانـه ظهر و عصر و مغرب و عشاء و فجر روز نهم هر کدام در وقت خود اداء مى‏کند.
و بعد از طلوع آفتاب روز نهم که روز عرفه مى‏باشد بسوى عرفه براه مى‏أفتد و اگر میسّر شد در درّه نمره که خارج از عرفات مى‏باشد تا قبل از زوال آفتاب مکث کرده و بعد از زوال داخل زمین عرفات مى‏شود، و در آنجا نماز ظهر و عصر را قصراً و جمعاً با جماعت و با یک اذان و دو اقامه اداء میکند، و در عرفات تا غروب آفتات مى‏ماند و به ذکر خدا و دعاء کردن براى خود و غیر از خود از خیرات دنیا و آخرت، و قراءت قرآن و حمد و ستایش بارى تعالى و لبیک گفتن مشغول مى‏شود، و بعد از غروب آفتاب بسوى مزدلفه حرکت مى‏کند و وقتى به مزدلفه رسید آنجا نماز مغرب و عشاء را قصراً و جمعاً با یک اذان و دو اقامه اداء مى‏کند ـ معلوم است که رسیدن به مزدلفه ممکن است در نزدیکى نیمه شب باشد با اینحال نماز مغرب را در مزدلفه أداء مى‏کند نه در عرفات بجز اینکه بترسد وقت نماز عشاء فوت گردد ـ و شب را در مزدلفه میماند حال اگر از جمله پیره زنان و پیره مردان باشد مى‏تواند بعد از نیمه شب به منى برود ولى اگر از جمله آنان نبود واجب است که شب را در مزدلفه صبح کند و نماز صبح روز دهم یعنى روز عید را در مزدلفه اداء کند و بعد از نماز صبح اگر میسّر شد به کوه مشعر الحرام رفته و نزد آن به دعاء و خشوع و خضوع و حمد و ستایش خدا و توبه و استغفار مشغول شود، و اگر میسّر نشد در هر کجا از مزدلفه بود اینکار را انجام میدهد.
و وقتى هوا خـوب روشـن شـد و قبل از طلوع آفتاب به سوى منى رفته و جمره العقبه که مردم آنرا شیطان بزرگ مى‏نامند با هفت سنگریزه که به اندازه نخود بزرگى باشد پرتاب و رجم مى‏کند.
سنگریزه ها را از هر کجا جمع کرد جایز است چه از مزدلفه و چه از منى، آنهم فقط براى روز عید، ولى براى روزهاى بعدى یعنى سه روز آینده از منى جمع مى‏کند.
و بعد از رجم قربانى مى‏کند براى کسانی که قربانى بر آنان واجب است.
سپس به طواف افاضه یعنى طواف حج و زیارت رفته هفت بار دور کعبه طواف مى‏کند، و اگر حاجى حج متمتع بود بایستى سعى بین کوه صفا و مـروه را انجام دهد، و همچنین حاج که حج مفرد و یا حج قارن است ولى سعى بین کوه صفا و مروه را به تقدیم نأنداخته بایستى آن را انجام دهد و بعد از آن موى سر خود را تراشیده و یا کوتاه کند.
اگر حاجى یکى از اعمال گذشته را بر دیگرى تقدیم دارد هیج مانعى ندارد.
مثلاً: رجم کرد، و سپس موى سر خود را تراشید، و یا رجم کرد، سپس قربانى کرد، و یا رجم کرد سپس طواف کرد هیچ مانعى ندارد و جایز است.
و بعد از طواف افاضه بایستى حاجى شب به منى برگردد و بیشتر وقت شب را در منى بگذراند، همچنین شب‌هاى یازدهم و دوازدهم را بایستى در منى صبح کند، و روزهاى یازدهم و دوازدهم بعد از زوال آفتاب جمره‌هاى سه‌گانه را هرکدام به ترتیب صغرى و وسطى و کبرى با هفت سنگریزه رجم کند، ناگفته نماند که: امتداد وقت رجم و پرتاب جمره العقبه روز عید از طلوع آفتاب تا غروب آن میباشد.
و روزهاى (11،12،13) از زوال آفتاب تا نیمه شب مى‏باشد.
و بعد از اینکه روز (12) جمره‌ها را رجم کرد مى‏تواند منى را به سوى مکه ترک گفته اعمال حج را به پایان برساند و اگر خواست شب (13) را در منى بماند سنت است نه واجب، ولى اگر حاجى روز (12) قبل از غروب آفتاب منى را بسوى مکه ترک نکند بر او واجب مى‏شود شب (13) را در منى بماند تا بعد از زوال آفتاب روز سیزدهم جمره‌ها را رجم کرده بسوى مکه برود، فقط از اعمال حج طواف وداع باقى است و حاج هرگاه بخواهد مکه را به سوى وطن و اهل خود ترک کند طواف وداع بر او واجب می‌شود.

صفت حج افراط


انتشارات مدرسه حدیقة القرآن

3- صفت حج اِفراد: 
حاجى فقط به حج احرام مى‏بندد و میگوید: لبیک حجاً و یا اللهم لبیک حجاً و با زبان فارسى: واجب کردم بر خود حج، و همه این‌ها را با قلب نیت کرده آنرا بر زبان مى‏آورد در حالی که در میقات است.
و وقتى به مکه رسید طواف قدوم کرده و سعى بین کوه صفا و مروه را به بعد از طواف قدوم تقدیم مى‏دارد، ولى موى سر خود را تراشیده و یا کوتاه نمى‏کند بلکه در احرام باقى مى‏ماند مانند کسیکه حج قِران مى‏‏رود تا اینکه روز دهم ذوالحجـه یعنى روز عیـد قربان تحلل کرده و از احرام بیرون آید.
و اگر خواست سعى حج را به تأخیر انداخته تا اینکه بعد از طواف افاضه یعنى طواف زیارت انجام دهد جایز است و بر او هیـچ کفاره‌اى واجب نیست به خلاف حج تمتع.

صفت حج قران

انتشارات مدرسه حدیقة القرآن

2- صفت حج قِران:
حاجى به عمره و حج با هم نیت کرده احرام مى‏بندد و یا به عمره فقط، سپس حج را در عمره داخل مى‏کند قبل از اینکه به طواف عمره شروع کند، و مى‏گوید: لبيك عمرة وحجاً ـ و یا اللهم لبيك عمرة وحجاً و با زبان فارسى: واجب کردم بر خود عمره و حج ـ و یا بار إلهى من مى‏خواهم عمره و حج بکنم و همه این‌ها نیت با قلب کرده و آنرا بر زبان مى‏آورد در حالی که در میقات مى‏باشد، و وقتى به مکه رسید طواف قدوم کرده و سعى بین کوه صفا و کوه مروه مى‏کند ولى موى سر خود را تراشیده و یا کوتاه نمى‏کند، و در احرام خود باقى مانده تا اینکه روز عید یعنى روز دهم ذوالحجه بعد از اعمال حج از احرام بیرون آید.
و اگر خواست سعى بین کوه صفا و کوه مروه را به تأخیر انداخته و آنرا بعد از طواف افاضه یعنى طواف زیارت انجام دهد جایز است.

جای بستن احرام و نیت

انتشارات مدرسه حدیقة القرآن

در میقاتگاه حاجى احرام بسته و به یکى از نسکهاى سه گانه نیت مى‏کند.
و نسکهاى سه گانه عبارتند از:
1ـ التمتع، 2ـ القِران، 3ـ الإفراد.
1- صفت حج تمتع: حاج فقط براى عمره در یکى از ماه هاى حج احرام مى‏بندد، و ماه هاى حج: شوال، و ذى قعده، و ده روز از ماه ذى حجه میباشد.
پس نیت و قصد کرده آنرا بر زبان مى‏آورد و مى‏گوید: لبیک عمره، و یا اللهم لبیک عمره، و یا با زبان فارسى مى‏گوید: واجب کردم بر خود عمره، و یا بار الهى من قصد عمره کردم.
حاجى در میقاتگاه نیت مى‏کند و وقتى به مکه رسید هفت بار دور خانه کعبه طواف مى‏کند، و هفت بار سعى مى‏کند بین کوه صفا و کوه مروه.
هفت بار طواف دور کعبه از حجر الأسود شروع کرده و به آن پایان مى‏دهد و این یک شوط و یا یک دور مى‏نامند.
و هفت بار سعى که از کوه صفا شروع کرده تا اینکه به کوه مروه برسد و این را یک دور مى‏گویند، به طوریکه بار هفتم بایستى در مروه سعى او بپایان برسد.
بعد از سعى موى سر خود را تراشیده و یا کوتاه مى‏کند، و در اینجا از لباس احرام بیرون مى‏آید و حلال مى‏شود از آنچه قبلاً بر او حرام بوده.
سپس روز هشتم ذوالحجة از خانه خود در مکه احرام بسته و اعمال حج را انجام مى‏دهد.

میقات گاه یعنی چه

انتشارات مدرسه حدیقة القرآن

ميقاتگاه يعنى چه؟

میقات جائى است که حـاج از آنجا به حج و یا عمره احرام مى‏بندد و در آنجا نیت مى‏کند.
مواقیت عبارتند از:
1- ذوالحلیفة: که آنرا (أبیار علی)( ) مى‏نامند و آن هم در مدینه منوّره مى‏باشد، و براى کسانی که از مدینه به حج مى‏روند مى‏باشد و با مکه (450) کیلومتر فاصله دارد، و فاصله آن با مدینه (3) کیلومتر است.
2- الجحفة: و آنهم براى کسانی که از کشورهاى شام (یعنى سوریه و أردن و لبنان و فلسطین) و یا کشور مصر به حج مى‏روند تعین شده که نزدیکى شهر رابغ قرار دارد و با شهر رابغ (17) کیلومتر فاصله دارد و با شهر مکه مکرمه (187) کیلومتر فاصله دارد و در حال حاضر بیشتر مردم از خود شهر رابغ به حج و یا عمره احرام مى‏بندند.
3- قرن المخارج: که آنرا سیل الکبرى مى‏نامند و در نزدیکى شهر طائف قرار دارد و فاصله آن با شهر مکه مکرمه (94) کیلومتر است، و آنهم براى کسانیکه از نجد (شهر ریاض و شهر قصیم و شهرهاى دیگر آن) به حج و عمره مى‏روند مى‏باشد.
4- یلملم: که در نزدیکى شهر مکه مى‏باشد و براى کسانی که از کشور یمن به حج و یا عمره مى‏روند تعین شده و در جنوب شهر مکه واقع است و فاصله آن با مکه (94) کیلومتر است.
5- ذات عرق: براى کسانی که از کشور عراق به حج و یا عمره مى‏روند معین شده که در شمال شرقى شهر مکه واقع مى‏باشد و فاصله آن با شهر مکه (94) کیلومتر است.میقاتکاه یعنی چه

وجوب ادای عمره

انتشارات مدرسه حدیقة القرآن

وجوب اداى عمره
احادیث زیادى در واجب بودن عمره وارد شده که از جمله این احادیث حدیث جبریل که رسول الله ج در جواب سؤال او چنین فرمودند: 
«الإسلام أن تشهد أن لا إله إلاَّ الله وأنَّ محمداً رسول الله وتقيم الصلاة وتؤتي الزكاة وتحج البيت وتعتمر وتغتسل من الجنابة وتتم الوضوء وتصوم رمضان».
[ابن خزیمة والدارقطنی]. 
اسلام این است که شهادت دهى که خدائى بر حق نیست بجز خداى یکتا، و محمد ج فرستاده خداست، و بجا آوردن نماز و زکات مال دادن و حج خانه خدا رفتن و عمره کردن و غسل از جنابت کردن و با تمام و کمال وضوء گرفتن به طوری که اعضاى وضوء به آن آب برسد و روزه ماه مبارک رمضان را گرفتن.
امام مسلم در صحیح خود از عایشهل روایت مى‏کند که گفت:
«يا رسول الله هل على النساء جهاد؟ قال: عليهن جهاد لا قتال فيه: الحج والعمرة» [مسلم]. اى رسول خدا آیا بر زنان جهادى هست؟ فرموند: جهادى واجب است که در آن کشت و کشتارى نیست و آنهم حج و عمره مى‏باشد.

شروط وجوب حج

انتشارات مدرسه حدیقة القرآن

شروط وجوب حج پنج است
1- مسلمان بودن.
2- بالغ بودن.
3- عاقل بودن.
4- آزاد بودن یعنى اینکه برده نباشد.
5- استطاعت مالى و بدنى و ایمن بودن راه رسیدن به مشاعر مقدسه.
و زن شرط ششم بر او اضافـه مى‏شود و آنهم وجود محرم با او حال اینکه آن محرم شوهر او باشد و یا یکى از افراد خانواده که بر او محرم مى‏باشند و نمى‏توانند با از ازدواج کنند چه از طریق نسب و چه از طریق سبب مباح مانند:
پدر، برادر، عمو، خالوا(دایى)، شوهر مادر، شوهر دختر، پسر، پسر برادر، پسر خواهر، همه اینها چه اینکه از شیرخوارى باشند و یا از نسب.

تراشیدن ویا کوتا کردن موی سر


انتشارات مدرسه حدیقة القرآن

4- ترا شیدن و یا کوتاه‌کردن موی سر:
سپس موی سر خود را کوتاه می‌کند و یا می‌تراشد، مرد در صورتی که متمتع باشد کوتاه‌کردن برایش بهترست، در غیر این صورت تراشیدن بهترست، و زن موی سر خود را جمع نموده و به اندازﮤ یک سر انگشت فقط کوتاه می‌کند، کوتاه‌کردن و تراشیدن چه در مرد و چه در زن باید همۀ سر را فرا گیرد.
با انجام این چهار موردی که ذکر شد شخص معتمر از عمره خود فارغ شده و همه چیز بر او حلال می‌شود بعد از این تا روز (ترویه) که روز هشتم ذی الحجة است منتظر، سپس در قبل از ظهر این روز احرام به حج بسته و شروع به اعمال حج می‌کند.

سعی در میان صفا و مروع

انتشارات مدرسه حدیقة القرآن

3- سعی در میان صفا و مروه:
پس از طواف به سوی کوه صفا بالا رفته تاجائیکه کعبه را مشاهده روی به طرف آن دستش را بلند نموده و سه بار «اللَّهُ أَكْبَرُ» و «لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَيُمِيتُ، وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ، لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، أَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَنَصَرَ عَبْدَهُ، وَهَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ» می‌گوید، سعی دارای دعای مخصوصی نیست، هر دعایی که خواست در آن می‌کند، بهتر است که دعاهای وارده از ﭘیامبر و اصحاب بنماید، سـﭘس از صفا به سوی مروه سرازیر شده تا به ستون سبز رسیده از آنجا تا ستون سبز بعدی سرعت رفته، سپس به صورت عادی تا کوه مروه بالا می‌رود، به مروه که رسید، روی به طرف قبله دستش را بلند و مانند دعای صفا تکرار می‌نماید، سپس از مروه به سوی صفا بالا رفته جای سرعت، سرعت گرفته و جای راه، راه می‌رود این کار را هفت بار انجام می‌دهد، از صفا تا مروه یک بار و از مروه تا صفا یک بار محسوب، و سعی خود را به مروه ختم می‌کند.

طواف

انتشارات مدرسه حدیقة القرآن

2- طواف:
سپس نیت طواف نموده و شروع به انجام آن می‌کند، در صورت امکان حجر الأسود را با دست راستش گرفته و می‌بوسد، و بر آن سجده می‌کند، چنانچه ممکن نبود لمس کرده و دستش را می‌بوسد و اگر بازهم ممکن نبود به سوی آن اشارۀ می‌کند، إین کار را در هر دور از طواف خود انجام می‌دهد، سپس کعبه و حجر الأسود را از طرف چپ خود قرار داده و از آنجائیکه خط کشیده شده الله أکبر گویان طوافش را شروع می‌کند، به رکن یمانی که رسید فقط به آن دست می‌کشد و: 
«رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً، وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» می‌گوید. 
طواف دارای دعای بخصوصی نیست، شخص در آن می‌تواند قرآن بخواند و هر دعای دیگر بکند.
در طواف ستر عورت و طهارت شرط است، بنابراین شخص عریان و زن حائض جایز نیست طواف نمایند، طواف هفت دور است و هر دوری از حجر الأسود شروع و به آن ختم می‌شود. 
در طواف مراعات دو چیز سنت است:
1- اضطباع: عبارت از قراردادن وسط لباس احرام زیر بغل راست و انداختن دو طرف آن بر روی کتف چپ، به گونه‌ای که کتف راست آشکار بماند است، این امر خاص به مردان می‌باشد. 
2- رمل: عبارت از سرعت‌رفتن در طواف با گام‌های متقارب به همدیگر است، این کار در سه دور اول از طواف خود انجام می‌دهد. 
سـﭘس در صورت امکان به سوی مقام ابراهیم رفته و دو رکعت نماز را نزد مقام ابراهیم به گونه‌ای که مقام میان خود و کعبه قرار داده، در رکعت اول سورۀ «کافرون» و در رکعت دوم سورۀ «إخلاص» می‌خواند سپس به طرف چاه زمزم رفته و از آن آب می‌نوشد، و به حجر الاسود برگشته و آن را می‌بوسد.

کیفیت انجام عمره

انتشارات مدرسه حدیقة القرآن

کیفیت انجام عمره:
اساس عمره بر چهار چیز است:
1- احرام:
عبارت از نیت دخول در عمره با صیغه «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ بِعُمْرَة» است.
شخص معتمر از لباس مفصل و دوختۀ خود بیرون آمده و لباس احرام معمول که لنگ ﭙا و دوش است می‌ﭘوشد، سپس در حالت ایستاده و روی به طرف قبله با صدای بلند شروع به «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لاَ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ، وَالنِّعْمَةَ لَكَ، وَالْمُلْكَ لاَ شَرِيكَ لَكَ» می‌کند و آن را تا انجام طواف ادامه می‌دهد، چنانچه به علت پیش‌‌آمدی احتمال قطع عمره‌اش می‌دهد صیغۀ «اللهُمَّ مَحِلِّي حَيْثُ حَبَسْتَنِي» به آن بیفزاید، در اینصورت قربانی بر او نیست، و می‌تواند در آينده حج و یا عمره نماید جز حج فرض که باید قضا کند. 
غسل‌زدن و استعمال بوی خوش قبل از احرام سنت است.
زنان هرنوع لباسی جز لباس زینتی را می‌ﭘوشند و از ﭘوشیدن دست‌کش و نقاب صورت خودداری می‌نمایند، بهتر است که احرام بعد از نماز فرض و یا سنتی منعقد شود، خود احرام دارای نماز به خصوصی نیست، پس از ورود به إحرام هفت چیز بر مردان و زنان محرم و دو چیز فقط بر مردان محرم حرام می‌شود. 
1- تراشیدن و کوتاه‌کردن موی سر و هر موی دیگر بدن.
2- کوتاه‌کردن ناخن دست و پا.
3- استعمال بوی خوش. 
4- عقد ازدواج چه برای خود و چه برای دیگران.
5- بوسه‌زدن و لمسی که شهوت‌برانگیز باشد. 
6- آمیزش‌نمودن با همسر خود.
7- شکارکردن حیوانات بری و وحشی حلال‌گوشت مانند آهو و شکارکردن پرنده.
انجام این هفت چیز بر زنان و مردان محرم حرام است، دو چیز دیگر از محرمات مختص به مردان است: 
1- پوشیدن موی سر. 
2- پوشیدن لباس مفصل و دوخته‌شده. 
سنت است که محرم جهت ورود به مکه غسل زند، و به مسجد الحرام که رسید پای راستش راجلو و با خواندن دعای 
«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّد وَسَلَمْ، اللَّهُمَّ افْتَحْ لِي أَبْوَابَ رَحْمَتِكَ» 
وارد مسجد الحرام شود، به محض دیدن خانه کعبه دستش را بلند و دعای 
«اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ وَمِنْكَ السَّلَامُ، فَحَيينَا رَبَّنَا بِالْسَلاَمْ»
خوانده و به طرف حجر الأسود رفته و طواف خود را شروع کند.

حج وعمره به چند نوع صورت میگیرد

انتشارات مدرسه حدیقة القرآن

حج و عمره چند نوع صورت می‌گیرد:

حج و عمره به سه صورت انجام می‌گیرد:
1- تمتع:
عبارت از احرام به عمره در ماه‌های حج سﭘس احرام به حج در وقت آن (هشتم ذی الحجة) استاین صورت برای کسی که قربانی همراهش نباشد بهتر است.
2- قران:
عبارت از احرام به عمره و حج با همدیگرست. 
3- افراد:
تنها احرام به حج است. 
تذکر: فرق میان قارن و مفرد در این است که قارن بر آن قربانی است.حج وعمره به چند نوع صورت میگیرد 

 معلومات در بار ه حج اکبر

تصاویر اسلامی ناب

معلومات در مورد حج اکبر!!!
اینک روز جمعه با عید مصادف میشود و یک بار دیگر آوازه های به نام "امسال حج اکبر شد" میرسد، بیائید بدانیم حج اکبر چیست.
آنچه در میان مردم عام است اینست که هرگاه روز اول عید و یا عرفه با روز جمعه مصادف شود، حج همان سال حج اکبر میشود که برابر با هفت (و یا هم ده حج است) و یا هم ایکه در قدیم شخصی بود به نام اکبر و به حج نرفته بود اما همه او را در حج دیده بودند...الی اخیر.
بیائید ببینیم که حج اکبر چه اساس در دین دارد؟
نکته اول اینکه در اسلام اصلا چنین چیزی وجود ندارد که حج اکبر برابر با هفت حج معمولی باشد، و این اعتقاو مردم که اگر روز عرفة و یا هم اول عید موافق با روز جمعه باشد در اینصورت آن حج را حج اکبر میگویند، ولی این مسئله نیز هیچ اصل و اساسی ندارد.
نکته دوم اینکه ، از حج اکبر هم در قرآن یادآوری شده و همچنان در حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم.
الله متعال میفرماید: " وَأَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَی النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْأَکْبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَرِیءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَرَسُولُهُ ... [" (التوبة : 3)،
یعنی: "و اعلانی است از جانب‌ الله و رسول‌ او برای‌ مردم در روز حج ‌اکبر که‌ الله و رسول‌ او نیز از مشرکان‌ بیزار است...
و پیامبر صلی الله علیه و سلم در هنگام حج و روز قربان فرمودند: "هذا یوم الحج الأکبر"، یعنی: "این روز حج اکبر است" (صحیح بخاری).
ولی این به آن معنی نیست که حج معمولی وجود داشته باشد و یا حج اکبر، زیرا حج همان حج است ولی بعضی از علماء گفته اند که مراد از حج اکبر همان فریضه حج میباشد، و مراد از حج اصغر عمرة میباشد، و بعضی دیگر نظرشان بر اینست که منظور از حج اکبر روز قربان (اولین روز عید قربان) میباشد و مراد از حج اصغر روز عرفة میباشد، و بعضی دیگر گفته اند که حج اکبر روز عرفه میباشد(مانند احناف و شافعی)، ولی جمهور أهل علم و إمام مالک و طبری و غیره نظرشان بر اینست که حج اکبر همان روز نحر (روز قربان) میباشد، از آنجاییکه در صحیح بخاری از ابو هریره رضی الله عنه نقل شده است که پیامبر صلی الله علیه و سلم در هنگام حج و روز قربان فرمودند: "هذا یوم الحج الأکبر"، یعنی: "این روز حج اکبر است"
پس چرا روز اول عید قربان را حج اکبر میگویند، به این دلیل هست که اکثر اعمال حج در آن روز صورت میگیرد مانند قربانی، طواف، سعی، حلق، رمی جمرات و غیره.
پس بطور خلاصه، چه منظور از حج اکبر روز عرفه، قربان، و یا غیره باشد، و چه روز جمعه واقع شود و یا دیگر ایام هفته، آن حج بر حجی دیگر مزیتی ندارد، و حج همان حج است، ولی توصیف‌ آن‌ به‌ «اکبر» به‌ این‌ دلیل‌ است‌ که‌ مردم‌ همه‌ در این‌ روز، گرد هم‌ می‌آیند چراکه‌ معظم‌ افعال‌ حج‌ در آن‌ انجام‌ می ‌شود، یا بدان ‌سبب‌ که‌ عمره‌ «حج‌ اصغر» نامیده‌ شده‌، این‌ مناسک‌، «حج‌ اکبر» نامیده ‌می ‌شود.. والله تعالى اعلم

پیدایش شیعه

((( شیعه ))) 
((( پیدایش شیعه و تقسیم آنان به رافضیه و زیدیه ))) 
در دوران خلافت حضرت ابوبکر و حضرت عمر رضى الله عنهما کسی نبود که شیعه نامیده شود، و شیعه نه به حضرت عثمان و نه به حضرت علی و نه دیگران اضافه نمی‏شود. وقتی حضرت عثمان شهيد شد، مسلمانان دچار تفرقه شدند؛ گروهی به حضرت عثمان و گروهی به حضرت علی متمایل شدند، و دو گروه با هم جنگیدند. معاویه به ابن عباس گفت: تو بر آیین حضرت علی هستی؟ ابن عباس گفت: من نه بر آیین حضرت علی و نه بر آیین حضرت عثمان هستم بلکه من بر آیین رسول الله صلى الله عليه وسلم هستم.
شیعیان اصحاب حضرت علی بودند و حضرت ابوبکر و حضرت عمر را مقدم می‏دانستند، و نزاع و درگیری فقط در مورد مقدم دانستن حضرت علی بر حضرت عثمان بود، و در آن زمان کسی امامیه و رافضی نامیده نمی‏شد.
اما عده‏ای که رافضی نامیده می‏شدند به این دلیل بود که وقتی زید بن علی بن حسین در زمان خلافت هشام در کوفه خروج کرد، شیعیان در مورد حضرت ابوبکر و حضرت عمر از او سؤال کردند و او بر آنان ترحم نمود، ولی گروهی او را ترک کردند او گفت: «رفضتمونی، رفضتمونی». «شما مرا ترک کردید. شما مرا ترک کردید». به این ترتیب رافضی نامیده شدند، و گروهی او را پذیرفتند و دنبال او رفتند و به دلیل انتساب به او زیدیه نامیده شدند، و از آن زمان شیعه به رافضی امامیه و زیدیه تقسیم شد.
بنابراین، شیعیان حضرت علی که همراه او مبارزه می‏کردند همراه با سایر مسلمانان بر مقدم بودن حضرت ابوبکر و حضرت عمر اتفاق نظر داشتند جز گروهی که این را انکار می‏کردند و مذمت می‏کردند. اینان با وجود تعداد اندک و حقارت و سستی و پراکندگی‏شان سه گروه هستند: گروهی درباره‎ی حضرت علی راه غلو و افراط را در پیش گرفتند و ادعای الوهیت او کردند. حضرت علی روزی بیرون آمد و آنان برایش سجده کردند. حضرت علی به آنان گفت: این چه کاری است؟ گفتند: تو همان هستی. گفت: من چه کسی هستم؟ گفتند: تو خدایی هستی که معبود برحقی جز او وجود ندارد. حضرت علی گفت: وای بر شما این کفر است، از آن برگردید و توبه کنید و گرنه گردن شما را می‏زنم. آنان در روز دوم و سوم نیز چنین کردند. او به آنان سه روز مهلت داد، چون به مدت سه روز از مرتد درخواست توبه می‌شود. اما وقتی آنان بر ‏ کار خود اصرار نمودند حضرت علی دستور داد چاله‏هایی از آتش آماده کنند. این چاله‏ها در کنار باب کنده حفر شدند و حضرت علی آنان را در آن آتش انداخت و گفت:
لـما رأيت الأمر أمرًا منكرا *** أججت ناري ودعوت قنبرا
«وقتی که کار آنان را امری ناپسند دیدم آتشم را بر افروختم و قنبر را صدا زدم».
گروهی هم به حضرت ابوبکر و حضرت عمر دشنام دادند. عبدالله بن سبأ این گروه را تأسیس نمود. حضرت علی خواست او را به قتل برساند اما او به مدائن گریخت. گروهی دیگر حضرت علی را بر حضرت ابوبکر و حضرت عمر برتر می‏دانستند. حضرت علی گفت: اگر به من خبر برسد که کسی مرا بر حضرت ابوبکر و حضرت عمر برتر دانسته است او را به حد شخص افترا زننده شلاق می‏زنم.
از حدود هشتاد طریق از حضرت علی روایت شده که او بر منبر کوفه گفت: بهترین این امت پس از پیامبرش، حضرت ابوبکر و سپس حضرت عمر است . 
این چیزی است که علمای بزرگ شیعه از گذشتگان و متأخرین به آن اعتراف می‏کنند. حتی کسی همچون ابوالقاسم بلخی این را ذکر می‏کند و می‏گوید: فردی از شریک بن عبدالله پرسید: کدام یک برتر‎‌اند، حضرت ابوبکر یا حضرت علی؟ او جواب داد: حضرت ابوبکر. فرد سؤال کننده به او گفت: تو که شیعه هستی این را می‏گویی؟! جواب داد: بله، هرکس این را نگوید شیعه نیست. به خدا قسم من به وسیله‎ی این چوبها طلسم شده بودم، و سپس گفت: آگاه باشید که بهترین این امت پس از پیامبرش حضرت ابوبکر و سپس حضرت عمر بودند. پس چگونه سخن او را نپذیریم و چگونه آن را تکذیب کنیم، به خدا قسم او دروغ‏گو نبود. عبدالجبار همدانی در کتاب تثبیت النبوة این را نقل کرده و می‏گوید: ابوالقاسم بلخی در نقض بر ابن راوندی به دلیل اعتراض او به جاحظ آن را ذکر کرده است .
1 - ج(1) ص(4، 226-228-110) ج(4) ص(137).  
2 - ج(4) ص(99).